فاطمه بداغی، قاضی دادگستری و استاد دانشگاه شهيد مطهری در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) مهمترين مشكل خانوادههای جامعه امروز ايران را تفاوت مبانی فكری و سبك عملی زندگی دانست و گفت: هر چه قدر از معارف اسلامی و فرهنگ اصيل ايرانی فاصله میگيريم مشكلات ما در خانوادهها بيشتر میشود يعنی الگوهای مدرن مشكلات خانوادههای ما را حل نكردهاند، بلكه شكل آنها را تغيير دادهاست.
وی تصريح كرد: اگر در نظر، ديدگاه و آرای خود به مبانی اعتقادی و سنتی خودمان پايبند باشيم ولی در عمل به سمتی كه منطبق با مبانی نظری ما نيست، پيش برويم از اين ناحيه آسيب میبينيم و اكنون مشكلترين مسئله ما تغيير سبك زندگی خانوادهای ما و فاصله گرفتن از مبانی فكری اصيل خودمان است.
اين استاد دانشگاه با تأكيد بر اينكه نقد بحران زن و خانواده در ساير كشورها و غرب كافی نيست، عنوان كرد: ما در حال نقد آسيبهای ساير كشورها هستيم در حالی كه در مسير عمل تاحدودی از همان رويه پيروی میكنيم و زندگی روزمره خود را مطابق الگوهای آنها میگذرانيم.
وی با تأكيد بر اينكه در اين مسير نمیتوان گفت كه نبايد از تكنولوژی روز استفاده كرد، اظهار كرد: میتوان از تمامی امكانات تكنولوژيكی روز استفاده كرد اما نحوه بهرهبرداری، استفاده و نحوه زندگی میتواند مطابق با باورهای ما باشد.
بداغی به عنوان مثال گفت: اگر در سبك زندگی اصراف را نهادينه و فرهنگ قناعت را كنار گذاشتيم، اگر خوردن، پوشيدن، ساعت خواب و بيداری، سبك كار، ساعات كار، نحوه زندگی خصوصی، نحوه ارتباطات درون خانوادگی و ... ما بر اساس مبانی نظری خودمان نبود بلكه همان روشی را رفتيم كه در كشورهايی كه اين مبانی را ندارند انجام میدهند، چيز زيادی به دست نمیآوريم.
وی تصريح كرد: بخش زيادی از آسيبهايی كه خانوادههای ما میبينند مربوط به اتخاذ سبك زندگی است كه با مبانی فكری ما يكی نيست.
اين قاضی دادگستری به جايگاه ارزشمند مسائلی مانند سحرخيزی در سبك زندگی اسلامی ـ ايرانی اشاره و عنوان كرد: سحرخيزی جزو مبنای زندگی روزمره ماست اما اگر اين كار تبديل شد به ديرخوابيدن و دير بيدار شدن و اگر سبك غذاخوردن ما تبديل شد به غذاهای پرچرب غير طبيعی و دهها تغيير ديگر در حالی كه دستورات متعدد دينی در خصوص آداب معاشرت، غذاخوردن با يكديگر و ... داريم و يا اگر قرار شد ساعت غذاخوردن هر كدام از اعضای خانواده با هم متفاوت باشد و پای يك سفره جمع نشده با هم گفتوگو نكنند در حقيقت از سبك زندگی ديگری تبعيت میكنيم كه حتی آسيبهای آن را هم نمیدانيم و خودمان را به دست جريانی میسپاريم كه تعلق به ما ندارد.
وی با اشاره به مطرح شدن مسئله سبك زندگی از سوی مقام معظم رهبری، گفت: ما بايد مصاديق اين مسئله را مشخص و اعلام كنيم چه كارهايی با سبك زندگی اسلامی و ايرانی مغايرت دارد.
اين استاد دانشگاه شهيد مطهری با طبيعی خواندن بخشی از تغييرات حاصل شده در سبك زندگی مردم ايران به دليل شهرنشينی و ماشينی شدن كارها، گفت: در صورت هشياری و آگاهی میتوان از اين تغييرات به نفع سبك زندگی ايرانی ـ اسلامی اسفاده كرد. مثلاً اگر هشيار باشيم اوقات فراغت حاصل از تغيير در سبك زندگی میتواند برای افزايش ارتباط درونخانوادگی مورد استفاده قرار گيرد نه نوعی بيكاری كسل كننده.
وی در پاسخ به اين سؤال كه چه كسی بايد اين هشياری را به مردم بدهد، گفت: در تمام ابعاد صاحبان حرف و مشاغل بايد آسيبهای مربوط به حرفه خود را ارائه كنند؛ مثلاً پزشكان بايد ما را با آسيبهای زندگی به سبك جديد آشنا كنند، مهندسان با آسيبهای ماشينها و تكنولوژی روز، معلمان با آسيبهای ناشی از زندگی رايانهای و مجاری و ... . اين تكليف همه افراد جامعه است كه هم هشيار باشند و هم سايرين را هشيار كنند.