کد خبر: 2610901
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۸
گفت‌وگويی صميمانه با خواهر شهيد گمنام تازه شناسايی شده؛

انتظار پيدا شدن برادر بر درجات معنوی‌ام افزود

گروه جهاد و حماسه: خواهر شهيد مجيد ابوطالبی با چشمان گريان و قلبی سوخته اظهار كرد: انتظار خيی سخت است، اما اين انتظار به آدم درجات معنوی می‌دهد، دستاورد ما از اين انتظار معرفت پيدا كردن نسبت به شهدا و آرمان‌های آنان و ولايت است.

مرضيه ابوطالبی، خواهر شهيد گمنامی كه به همت كميته حستحوی مفقودين و به كمك خواب مادر شهيد، در كهف‌الشهدای تهران شمناسايی شد، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) اظهار كرد: ما خاك پای حضرت زينب نمی‌شويم و آن مشكلاتی كه ايشان تحمل كردند ما نمی‌توانيم درك كنيم، ازخدا می‌خواهم توفيق رهروی از حضرت از ما خواهران شهيد سلب نشود.
وی ادامه داد: انتظار خيلی سخت است و اين اتظار به آدم درجه می‌دهد و به آدم معارفی می‌دهد كه اگر اين انتظار نبود ما به اين درك نمی‌رسيديم.
خواهر شهيد ابوطالبی گفت: دستاورد ما از اين انتظار ما معرفت بيشتر به شهدا و آرمان‌های شهدا و ولايت فقيه است. فكر می‌كنم به عنوان خواهر شهيد تفضل الهی بوده كه من اين مسايل را درك كنم. ويعنوان كرد: من برای ترويح اين فرهنگ و معرفت اول از همه اسم دو پسر را اسم اين شهيدان قرار دادم تا هم نام آنها در خانواده زنده شود و هم فرزندانم به مباركی نام اين شهدا بتوانند راه آنها را ادامه دهند.
وی از تأكيدات برادر بر انجام كار فرهنگی تعريف و اظهار كرد: شهيد خيلی مشوق من در كارهای فرهنگی بودند، در مسجد بنی‌هاشم فعاليت می‌كردند، با وجود اينكه من 15 سالم بود، من را تشويق به اين فعاليت‌ها می‌كردند، هركس كه بود می‌گفت اين‌ها هنوز برای انجام امور اسلامی كوچك هستند ولی برادر هميشه مشوق من بود.
مرضيه ابوطالبی عنوان كرد: خيلی اصرار داشت در تظاهرات و راه‌پيمايی شركت كنيم، نماز جمعه ايشان ترك نمی‌شد و خيلی در به ثمر رسيدن انقلاب تلاش می‌كرد.
وی ادامه داد: در اوايل انقلاب در زمان كار شكنی‌های بنی‌صدر ما را تشويق می‌كرد كه جريان‌سازی كنيم و عملكرد منافقان را برای ديگران تفهيم و تبيين كنيم.
خواهر شهيد ابوطالب ابراز كرد: من در تمام مراحل زندگی‌ام حضور وی را احساس می‌كردم. چه در خوابم بيايند و چه نيايند احساس می‌كنم در بره‌های حساس زندگی و هرجا كه از آنها كمك خواستم دست رد به سينه من نزدند و آگانه خير و شر را به من نشان دادند.
وی در پايان در ارتباط با نحوه انتقال اين فرهنگ به فرزندانش گفت: به مرور زمان وقتی بچه‌هايم بزرگ شدند ارتباطشان با شهيد بيشتر شد، در خانه مرتب از انقلاب و آرمان‌های آن برای فرزندانم می‌گويم و مسايل جامعه را تا آنا كه تشخيص می‌دهم برايشان تبيين می‌كنم. در مدرسه هم همين‌طور، با وجود اينكه دبير رياضی هستم لابه‌لای درس‌ سعی كردم برای شاگردان مسايل مهم را تبيين كنم.
captcha