
در گذشتهای نه چندان دور وقتی سخن از یک جشن عروسی میشد، همه به یاد سازهای محلی، سورنا و دف میافتادند، اما امروزه وقتی کارت شرکت در جشن ازدواح به دست فردی میرسد ناخودآگاه آهنگهای تند غربی در ذهن متبادر میشود.
حتی شرایط به گونهای پیش رفته که اگر کسی بخواهد در مجلس جشن آغاز زندگی مشترکش به جای پخش آهنگهایی که افراد را به سمت گناه و هوس سوق میدهد از نواهای شادی آور سنتی، دف و سورنا استفاه کند برای برخی غیر قابل قبول است.
انگار یک قانون غیرقابل تغییر است که حتماً عروسیهای جامعه ما باید به این شکل برگزار شود و نکته قابل تأمل اینجاست که دیگر کسی این منکرات را زشت نمیداند، بهراستی چرا قبح برخی گناهان ریخته شده است.
بیشک اینکه میخواهیم شاد باشیم بهانهای بیش نیست، چرا که اتفاقاً در جشنها و مراسمهای عروسی قدیمی که کمتر شاهد این هوسبازیها بودیم شادی حقیقی بیشتر در قلبها و روحها جاری بود.
مسئله ریخته شدن قبح زشتیها فقط مربوط به این مورد نیست، در گذشته مغازهداری که به معنای حقیقی مصداق این روایت از پیامبر(ص) بود که کاسب حبیب خداست، نسبت به کوچکترین حق مشتری حساس بود، اما امروزه گرانفروشیها و کمفروشیها سکه رایج بازار شده و همه از کاسب و مشتری به این امور خو گرفتهاند.
نکته قابل توجه اینجاست که اگر یک کاسب بخواهد با انصاف و عدل کسب و کار خود را پیش ببرد بسیاری از افراد او را فردی سادهلوح و به دور از زیرکی لازم در تجارت میدانند در حالی که او نه سادهلوح است و نه زیرک و بنا به گفته دوستی فقط نمیخواهد هفت خط باشد.
در حوزه اخلاق نیز بسیاری از اصول رنگباخته و اموری مانند احترام به والدین به بهانه اینکه فرزندان مستقلاند و در علم و سواد از والدین خود پیشی گرفتهاند کمرنگ شده است. اما نکته مهم و اساسی اینجاست که بدانیم چرا چنین شده است.
تغییر سبک زندگی اسلامی به سمت زندگیهای غربی که توسط امپراطوری رسانهای غرب پیگیری میشود، کاهش امر به معروف و نهی از منکر و بیان این نکته که اشتباهات و خطاهای دیگران به من ربطی ندارد موجب شده که گناهان زشتیهای خود را در جامعه از دست بدهد.
اما این مسئله را نباید از ذهن دور داشت که فرهنگی که در طی سالیان دراز تغییر کرده، یک شبه عوض نمیشود و باید با تبیین پایههای زندگی دینی و ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر نسبت به رفع این نواقص اقدام کرد.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی