
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، چشم یکی از نعمتهای بزرگ خداوند است که در کنار ابزارهایی چون گوش، شرایط شناخت انسان را فراهم میآورد و اگر این ابزارها نباشد، انسان نسبت به اطراف خود، شناختی بهدست نمیآورد و در جهالت محض فرومیرفت.
اما این ابزار با همه فواید و آثاری که برای رشد و کمال بشر دارد، یکی از مهمترین ابزارهای شیطان برای ساقط کردن انسان از مقام خلافت الهی است. در آیات و روایات بسیاری به مسئله چشم و کارکردهای متضاد و دوگانه آن توجه داده شده. از نظر قرآن همه اعضا و جوارح آدمی چیزهایی است که در نزد وی به امانت گذاشته شده و شخص به عنوان مسئول حفظ و نگهداری و بهره برداری درست آن است اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً؛ به درستی که گوش و چشم و دل، هریک از آنها در برابر خداوند مسئول و پاسخگو هستند.(اسراء36)
هریک از اعضا و جوارح آدمی امانتی در دست انسان است که در قیامت باید پاسخگوی رفتارها و تصرفات خود درباره آنها باشد. هرگونه رفتار و تصرفی که بیرون از دایره حق و چارچوبهای الهی که برای نعمت و عضوی قرار داده شده باشد، بهعنوان رفتاری خیانتآمیز تلقی میشود.
یکی از اعضا و نعمتهایی که خداوند برای انسان قرار داده و بهعنوان امانت در اختیار اوست، نعمت چشم که باید در چارچوب حق انجام گیرد و گرنه باید در قیامت بهعنوان خیانت در امانت پاسخگو باشد.
مسئولیت چشم و تکالیف آن
خداوند چشم را از ابزارهای شناختی معرفی کرده و آن را بهعنوان نعمتی بزرگ دانسته و برای آن مسئولیت و تکالیفی مشخص کرده، اگر چشم نبود ما بسیاری از حقایق هستی را درک نمیکردیم و از بسیاری از علوم محروم بودیم.
همه حواس انسانی نقش کلیدی در شناخت و معرفت انسان نسبت به محیط بیرون و پیرامونی خود دارد، اما برخی از حواس مانند شنوایی و بینایی نقش کلیدی دارند؛ از اینرو خداوند در کنار قلب به عنوان منبع تجزیه و تحلیل اطلاعات و دادههای قلب، تنها به دو حس از حواس پنج گانه یعنی چشم و گوش اشاره میکند. «وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ؛ و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد چه اندک سپاسگزارید» 78/ مؤمنون.
همه اعضای اصلی بدن انسان در برابر کارها و فعالیتهایی که انجام میدهند مسئول هستند. این بدان معنا خواهد بود که اعضای انسانی از جمله چشم از اعمال و رفتار خویش آگاهی و علم دارد.
چشم انسان در جایگاه بلندی است. این بلندی هم مکانی است و هم مکانتی و منزلتی، حضرت علی(ع) میفرماید: چشم جاسوس و مأمور دل و نامهرسان عقل است. (بحارالانوار ج104 ص14، ح25؛ میزان الحکمه 1382 ج1 ص504).
کلمه جاسوس در روایت اول نشان از آن دارد که چشم بر دل مؤثر است، چون جاسوس هرچه گزارش دهد دل و فرمانده میپذیرد، چنان که سخنان پیغامرسان برای پیغامدهنده حجت و اعتبار دارد. از اینجا میتوان حدس زد که نگاه، تأثیرات عمیقی بر روح و روان انسان میگذارد.
نگاه و چشم چرانی و حرکات خیانت بار چشم
یکی از مسئولیتهای انسان و چشم مسئولیت در برابر نگاه و حرکات از جمله حرکات خیانت بار است. از جمله این حرکات خیانتبار میتوان به چشم چرانی اشاره کرد. بر انسان است که مواظب چشمان خویش باشد، چرا که نگاه یکی از دریچههای هفتگانه آدمی به سوی گناه و دوزخ است.
چنانکه نگاه دریچهای به سوی کمال است و آدمی با نگاه تأمل انگیز و دقیق خود میتواند بسیاری از حقایق هستی را کسب کرده و از آن برای کمال خود و رسیدن به ربوبیت و خلافت بهره گیرد. امام علی(ع) به نقش کمالی نگاههای دقیق و تأمل انگیز مؤمنان به هستی اشاره میکند، نگاه مؤمن عبرتآمیز و نگاه منافق سرگرمی است. (تحف العقول ص212)
پیامبر(ص) خواهان آن است که انسان به درستی از نگاه کردن بهره گیرد و عبرت و پند بیاموزد میفرماید: پروردگارم هفت چیز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشکار، گذشت از کسی که به من ظلم نموده، بخشش به کسی که مرا محروم کرده، رابطه با کسی که با من قطع رابطه کرده و سکوتم همراه با تفکر و نگاهم برای عبرت باشد.(کنزالفوائد ص481)
چشمچرانی از جمله رفتارهای خیانتآمیز چشمان است. چشم چرانی یعنی خیره چشمی و هرزه نگاهی یا همان هیز بودن، نگاه از روی لذت به خوبرویان و نظر بازی است. (لغت نامه ج5 ص7147) در اصطلاح و کاربردهای عرف فارسی مقصود از آن، نگاه شهوتآمیز به نامحرم و نیز نگاهی است که انسان را در معرض خطر وقوع در حرام نسبت به نامحرم قرار میدهد.
حرکات مخفی و دزدانه چشم برای بهرهگیری و التذاذ موجب میشود تا انسان از مسیر امانت الهی دور شود و ابزارهای رشدی را در مسیر نادرست به کار گیرد. از آن جایی که خداوند مالک اعضا و جوارح است و این ابزارهای شناختی در اختیار بشر قرار گرفت تا خداشناسی و هستیشناسی داشته باشد و در مسیر رشدی قرار گیرد، ولی شخص با بهرهگیری نادرست از این ابزارها در حقیقت در امانت خیانت کرده است.
آزاد کردن دل به فروهشتن چشم
نگاه، دریچهای به سوی گناه و سقوط است؛ چرا که دل با دیدن، گرفتار میشود و در زنجیری از گناهان میافتد که او را به ورطه نابودی و سقوط از مقام انسانیت میکشاند. امام علی(ع) راحتی دلها را در رهایی از نگاههای هیز و چشم چرانی و از طریق چشم فروهشتن میداند «هرکس چشم خود را (از نامحرم) فرو بندد، قلبش راحت می شود. (غررالحکم، ح 2219)
از امیرمؤمنان علی(ع) نیز روایت شده که فرمود: چشم پوشی از نگاه، بهترین عامل بازداری از شهوت است، توجه به زیانهای دنیوی و اخروی خیانت چشم میتواند خود عامل بازدارنده باشد. از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: هر کس چشم را از نگاه حرام و هوس آلود پر کند خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر مینماید، مگر توبه کند و از آن راه(نادرست) بازگردد(میزان الحکمه ج10 ص77) همچنین توجه به فواید ترک گناه و رسیدن به کمالات، خود عامل دیگری برای ترک گناه است.
اگر شخص خود را در محضر خدا بداند و بر این باور باشد که عالم محضر خداوند است و او حتی خفی و سر و اخفی را میداند در آن صورت رفتار خویش را تغییر میدهد و از خدا شرم و حیا کرده و از گناه برابر دیدگان حضرت حق پرهیز میکند.
از بهترین راههای چشم بستن از حرام، حاضر و ناظر دانستن ناظر آگاهی است که بر همه اعمال آشکار و نهان ما احاطه دارد و از باطن ضمیر، مطلع است و هم اوست که فردای قیامت حسابرس و حاکم است.
چرایی و ضرورت کنترل چشم و گوش
اکنون پرسش این است: ما چشم و گوشمان را در چه راههایی به کار میبریم؟ معمولاً چشم ما خیلی آزاد است و هر طرف که بخواهیم نگاه میکنیم. هر چه در خیابان جلوی چشممان آمد میبینیم. مسلمان کسی است که به این دو کار همت دارد: اول کنترل چشم؛ دوم کنترل گوش. اگر این دو امر را سعی کردیم کنترل کنیم، آن وقت میتوانیم در مقام عبادت و اطاعت کم نگذاریم و چیزی را که فهمیدیم خدا دوست دارد کوتاهی و مخالفت نکنیم. اما مادامی که چشم و گوش ما رها هستند و هرجا و به هر چه که بخواهند نگاه یا گوش میکنند، هیچ وقت بر اراده و ذهنمان مسلط نمیشویم باید چشم و گوش را کنترل کنیم. این سادهترین راه است. فقط تمرین میخواهد.
دیدن، امری اختیاری است، ولی نظر و نگاه اینطور نیست و در بسیاری از موارد بیاختیار اتفاق میافتد، زیرا گردش چشمان و نظر و نگاه کردن اختیاری چشم است همانند نفس کشیدن، ولی انسان باید توجه داشته باشد که این نگاه میتواند به دیدن تبدیل شود و از حالت غیرطبیعی به اختیاری تغییر ماهیت دهد.