
گاه وقتی به خودت و به اطرافت که نگاه میکنی درمییابی که در چهار گوشه دل خواهشهای رنگارنگی را میتوان یافت که انسان را بهسمت خود میکشاند و اما آنچه بیش از همه در بازار شلوغ دل خودنمایی میکند، هوس است.
گاه دل هوس ثروتی را میکند که با آن بیهیچ دغدغهای روزگار بگذرانی و هر چیز را که خواستی برای خود و خانوادهات تهیه نمایی، به هر کجا که خواستی سفر بروی و در یک کلام دلت در آرزوی هیچ چیز نباشد.
زمانی دل همسری را طلب میکند که در کنار او لحظات زیبا و دلنشینی را سپری کنی، تنهاییهایت را با او پر کنی، همسری که پرستار روزهای بیماری و همنشین ایام خوشیت باشد و سالیان زندگیت رنگ محبت و عشق به خود بگیرد.
مواقعی هم وقتی به خواهشهای دلت مینگری، احساس میکنی که تمایل داری فرد شناخته شده و صاحب نفوذی در میان دوستان و آشنایانت باشی خواه این نفوذ براثر مدیریت و ریاست باشد، خواه در اثر کسب کمالات علمی و دانش.
بازار رنگارنگ دل خیلی چیزها را میطلبد، اما آیا میتوان به هرچه دل خواست تن داد و به دنبال آن سرمایه ارزشمند وقت را سپری کرد. مولا علی(ع) میفرماید: «دل حرم خداست در حرم خدا غیر خدا را راه ندهید».
بهراستی چه چیزی ارزش دارد که بهخاطر آن دل را که جایگاه محبت الهی است را آلوده به گناه کرد. درست که انسان در این سرا نیازهای طبیعی دارد که بیشک باید آن را تأمین کند و دین نیز بر این نکته تأکید میکند اما باید به این سؤال نیز پاسخ داد که رفع نیازهای دنیوی به چه قیمتی؟.
درست است که انسان باید نیازهای مادی خویش را برطرف کند و این مسئله نیازمند توان مالی است، اما آیا کسب توان مالی ارزش آن را دارد که از انسانیت فاصله گرفته و چون حیوانی درنده خو که به همنوع خویش نیز رحم نمیکند، با آبرو و عزت دیگران بازی کرده و خون دیگران را بمکیم تا خانه خویش را به ظاهر آباد کنیم.
حقیقت است که انسان در زندگی به همسری همراه نیاز دارد و خداوند نیز محبت میان همسران را از نشانههای قدرت خویش بیان کرده است اما آیا میتوان با این بهانه حریمهای الهی را شکسته و مرز میان محرم و نامحرم را به فراموشی سپرد.
بهراستی رضایت خدا ارزشمند است که با مراقب بودن از آلوده شدن دل محقق میشود و یا رسیدن به خواستههای دنیایی که تاریخ مصرف دارند و با گذشت زمان از ارزششان برای انسان کاسته میشود.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی