
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، وقتی سخن از عرفان به میان میآید یاد بزرگانی از قبیل ابوسعید ابوالخیر، آیتالله سیدعلی قاضی، علامه طباطبایی، آیتالله بهجت و بسیاری دیگر از بزرگان از گذشته تا حال به میان میآید که در مسیر سیر الیالله قدم برداشتند و بیتوجه به ظواهر دنیا در میان مردم زیستند اما دل به آنچه فانی است نبستند.
اما نکتهای که نباید بهراحتی از کنار آن گذشت این نکته است که در دنیای امروز اندیشههای متعددی به نام عرفان عرضه میشود که انسان خسته از مادیات را به سمت خود جلب میکند در حالیکه این انسان تشنه نمیداند که دارد از آب شوری مینوشد که او را تشنهتر میکند.
آیا عرفانهای مسیحی، بودایی، صوفیگری و در نهایت عرفانهای نوظهور میتواند انسان را به سرچشمه حقیقت برساند و او را یک گام به معبود نزدیک کند. اصولاً هدف از این عرفانها که گاهی از آن بهعنوان عرفان کاذب نام میبریم رساندن انسان به جایگاه حقیقی وی یعنی وصل به معبود است یا نه یک آرامش نسبی برای انسان را دنبال میکند و در یک کلام تفاوت بین عرفان کاذب و عرفان اسلامی چیست.
سه شاخصه برای تشخیص عرفان واقعی از عرفانهای کاذب وجود دارد
حجتالاسلام علیرضا حسینی، امام جمعه درمیان در اینباره به خبرنگار ایکنا گفت: برای تشخیص عرفان واقعی از عرفانهای کاذب سه شاخصه وجود دارد که با این شاخصهها میتوان دریافت که در مسیر عرفان واقعی قدم گذاشتهایم یا نه.
وی بیان کرد: شاخص نخست این نکته است که عرفان واقعی خارج از مدار توحید نیست و به هیچوجه یگانگی و وحدانیت خدا را تحتالشعاع قرار نمیدهد که این مهم باید مورد توجه قرار گیرد.
امام جمعه درمیان اظهار کرد: یکی دیگر از ویژگیهای عرفان واقعی عملگرا بودن است، مانند علامه طباطبایی که یک عارف بهمعنای واقعی بودند اما از مسیر عملگرایی و انجام وظایف دینی خویش فاصله نگرفتند.
عرفان از چارچوب فقه خارج نیست
حسینی ادامه داد: شاخصه سوم شناخت عرفان واقعی این است که این عرفان از چارچوب فقه خارج نیست و افرادی که در این مسیر گام برمیدارند با این بهانه که فقه ظاهر دین است از عمل به آن سرباز نمیزنند چرا که در حقیقت عرفان واقعی عمل به هر آن چیزی است که خدا از ما خواسته است.
وی در اینباره که چرا برخی از افراد تحصیل کرده جامعه نیز در دام عرفانهای کاذب میافتند، عنوان کرد: مغالطه و شُبهه شبیه حق است و افرادی که قصد ترویج مغالطهها و شبهات را دارند باورهای غلط را شبیه حق جلوه میدهند.
امام جمعه درمیان بیان کرد: نکته مهمی که در بحث اخلاق و عرفان نباید از آن غافل شد بحث استاد و راهنما است، چراکه همگان معتقدند در این وادی آنچه بیش از همه تأثیرگذار است حضور و نَفَس استاد است و آنچه که انسان در نزد استاد بهصورت عملی میآموزد در کتابهای متعدد به دست نمیآورد.
عرفان به معنای گوشهگیری و فاصله گرفتن از اجتماع نیست
حسینی ادامه داد: عرفان به معنای گوشهگیری و فاصله گرفتن از اجتماع نیست و پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) بهعنوان عرفای واقعی هیچگاه دور از اجتماع نبودند و اصولاً اگر کسی در میان مردم حضور نداشته باشد چگونه میتوان میزان پایبندی او به خواستههای پروردگار در عرصه عمل را سنجید.
وی یادآور شد: نقل شده است روزی به ابوسعید ابوالخیر گفتند که فلان شخص در لحظهای از غرب به شرق عالم میرود و او با بیتوجهی گفت شیطان هم در یک لحظه میتوان این کار را بکند، گفتند شخص دیگری را میشناسیم که بر روی آب راه میرود و او پاسخ داد این هم کرامتی نیست قورباغه هم بر روی آب راه میرود. یاران از او پرسیدند وقتی این کارهای عجیب از نظر شما ثمره عرفان نیست پس عرفان از دیدگاه شما چیست و او جواب داد اینکه در میان مردم نشست و برخاست کنی و از مسیر حق خارج نشوی.
حجتالاسلام مجتبی شیدایی، مسئول پژوهش حوزه علمیه خراسان جنوبی نیز در این زمینه گفت: انسان از سه طریق و شیوه به شناخت دست پیدا میکنند.
وی بیان کرد: برخی از شناختها از طریق قوای عقلی و تحلیلها و استدلالهای عقلی به دست میآید که علم فلسفه از این قبیل علوم است و برخی دیگر از علوم از طریق قوای حسی و هرچه انسان با حواس خویش درک میکند به دست میآید که علوم تجربی از این طریق حاصل میشوند.
مسئول پژوهش حوزه علمیه خراسان جنوبی ادامه داد: اما برخی از علوم از طریق شناخت قلبی حاصل میشوند که مستندهای روایی و عقلی نیز دارد که عرفان از این شناخت حاصل میشود.
شناخت قلبی و عرفان باید مبتنی بر شناخت عقلی باشد
شیدایی عنوان کرد: نکتهای که در این میان قابل توجه است این نکته بوده که شناخت قلبی و عرفان باید مبتنی بر شناخت عقلی باشد یعنی اینکه انسان ابتدا به لحاظ عقلی چیزی را درک کند و بعد وارد مرحله شناخت قلبی شود.
وی افزود: اگر شناختهای قلبی و عرفان یا همان شناخت حقیقت مبتنی بر استدلالهای عقلی نباشد قابل اثبات برای دیگران نخواهد بود.
مسئول پژوهش حوزه علمیه خراسان جنوبی گفت: عرفان مورد پذیرش دین مستند به چارچوبهای عقلی است و ضربهای که از ناحیه عرفانهای تقلبی میخوریم نیز از همین نقطه است چراکه این قبیل عرفانها مبنای عقلی ندارند.
شیدایی گفت: اگر عرفان مستند به عقل نباشد افرادی ممکن است تخیلات ذهنی خود را با واژهپردازی به نام عرفان عرضه کنند که این مسئله بسیار آسیبزا است.
وی با اشاره به اینکه عرفان حقیقی یعنی اینکه خدا را درون خود حس کنیم و این احساس در معرفت ما را یک پله بالاتر برد، یادآور شد: فلیسوف شهید ملاصدار نیز بر همین نکته تأکید میکند که میان شناخت عقلی و قلبی تفاوتی وجود ندارد.