
حجتالاسلام والمسلمین شمسالله سراج، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای ایلام در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از ایلام، با اشاره به سالروز شهادت آیتالله مفتح، از اساتید مبرز الهیات دانشگاه تهران که به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است، اظهار کرد: موضوع وحدت حوزه و دانشگاه به دو شکل میتواند مطرح شود، یکی بحث مبنایی وحدت است که چون مبنا علمی است، این وحدت در چارچوب مبانی علمی شکل میگیرد و جداییپذیر هم نیست.
وی با بیان اینکه این موضوع بین ما ایرانیها و مسلمانان دارای سابقه تاریخی است، گفت: در زمانهای گذشته متفکران و اندیشمندان جامعه مانند ابنسینا، ملاصدرا، سهرودی، رازی، خیام و دیگر دانشمندان هم در علوم معقول و هم در علوم منقول استاد و هم در علوم جدید و هم در علوم قدیم صاحبنظر بودند.
فاصله ایجاد شده بین حوزه و دانشگاه ذاتی نیست
عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام تصریح کرد: شخصیتی مانند ابنسینا هم در طب حرف برای گفتن دارد و هنوز متأسفانه غربیها برخلاف ما سالهاست به علم او عمل میکنند و کتاب قانون او بیشترین مبنای طب آنها را تشکیل میدهد و هم در ماوراءالطبیعه، فلسفه، مسائل دینی و عرفان ید طولایی دارد یعنی به نوعی مظهر وحدت دو نوع علمی است که امروزه به نام علوم دانشگاهی و علوم حوزوی مطرح میشوند، پس بوعلی هم پزشک است و هم روحانی؛ بنابراین امروز اگر میبینیم به خاطر زیاد شدن تخصصها یا به خاطر مسائل دیگر بین حوزه و دانشگاه فاصلهای ایجاد شده، ذاتی نیست بلکه عرضی است.
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای ایلام با بیان اینکه برخی معتقدند چون دانشگاه از طرف غرب وارد ایران شده ساز و کارش باید حفظ شود و حوزه چون سنتی است ساز و کار آن باید بدون تغییر باقی بماند، تصریح کرد: من با این دیدگاه موافق نیستم و معتقدم ما در جامعه دینی باید آنچه را که خودمان میخواهیم ارائه دهیم یعنی هیچ اشکالی ندارد در حوزه ما علوم جدید و در دانشگاههای ما علوم قدیم تدریس شود و باید تلاش کنیم فارغالتحصیلان حوزه و دانشگاه ما کسانی مانند ابوعلی سینا باشند.
حجتالاسلام سراج تأکید کرد: این وحدت نباید صرفاً گرامیداشت یک روز باشد بلکه باید ببینیم اساس کار چیست؟ اینکه چند وقت یکبار دور هم بنشینیم و از نظر سیاسی با هم هماهنگ باشیم، این جور نگاهها چنگی به دل نمیزند، وحدت واقعی ما زمانی است که هم دانشگاهی و هم حوزوی ما ببینند معضل کشور و جامعه اسلامی کجاست و راهکار علمی ارائه دهند. مثلاً بوعلی سینا بااینکه فیلسوف است و معمولاً جاافتاده که فیلسوفان کاری به مسائل جامعه ندارند اما در یکی از رسایل خود برای بیکاری و اشتغال جوانان حرف دارد و میگوید: «بر سنتگذار و حاکم جامعه لازم است بطالیت یعنی بیکاری را تمام کند چون اگر مردم بطال باشند وارد فسادهای دیگر میشوند.»
وی ادامه داد: ابنسینا در بحثهای معنوی و عشق به خدا هم حرف برای گفتن دارد و میگوید: «انسانی انسان کامل است که به خدا رسیده باشد» و این چیزی است که در حوزههای ما مطرح میشود، بنابراین وحدت وقتی محقق میشود که ما به تمام جوانب این مسئله احاطه داشته باشیم و زیرساختهای موضوع را فراهم کنیم و زیرساختهای این موضوع با توجه به علوم انسانی فراهم میشود و حداقل نباید علوم انسانی را از غرب بگیریم، البته این معنای نداشتن مراودات علمی نیست اما در این زمینه نباید نگاه ما به غربیها بلکه به خودمان و شرق باشد چون سالها ما قهرمان علومانسانی بودهایم و زیرساختهای ما در این علوم خیلی قویتر از غربیهاست، بنابراین توجه به مبانی علوم انسانی در وحدت حوزه و دانشگاه بسیار راهگشاست چون هدف را برای ما مشخص میکند و وقتی هدف مشخص باشد طبیعتاً تمام افراد خودشان را با آن وفق میدهند.
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای ایلام توجه به این اصل را موجب مشخص شدن گرایشها، کارها و ابزارها دانست و گفت: در این صورت رویکرد جدیدی در جامعه ما شکل میگیرد و علمهای ما و پایاننامههای حوزه و دانشگاه هدفدار و کاربردی میشود و به کمک تعالی معنوی جامعه میآیند. متأسفانه امروز رشتههای دانشگاهی ما از جامعه بریده و چیزهایی تدریس میشود که به درد جامعه نمیخورد یا در حوزه برخی کتابها تدریس میشود که کاری به مردم ندارد.
درس، وقتی درس است که دردی از جامعه دوا کند
سراج تصریح کرد: درس، وقتی درس است که دردی از جامعه دوا کند، نگاه مردم به حوزه و دانشگاه است نباید تحصیل، تدریس و تعلیم در حوزه و دانشگاه به سمتی پیش برود که مردم بگویند ما با اینها که کاری نداریم و این وقتی کاربردی خواهد شد که این دو نهاد مبانیشان را همجهت کنند و در راستای تعالی جامعه گام بردارند که عزمی جدی، ملی و علمی میخواهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام مهمترین مانع وحدت حوزه و دانشگاه را کمبود اعتماد حوزیان و دانشگاهیان به هم دانست و گفت: باید این دو نهاد به هم اعتماد کنند و البته اگر در مباحث علمی خوب دقت کنیم در این مقوله مشکلی برای عدم اعتماد نمیبینیم چون نقد و بررسی برخلاف بحثهای سیاسی در ذات مباحث علمی است، بنابراین در بحث علمی هیچکس مصون از خطا و نقد نیست و وقتی به این توجه کردیم اعتماد هم مشکلی ندارد، سیرهی علمای بزرگ ما در قدیم همین بوده و در عین اعتماد به یکدیگر همدیگر را نقد میکردند، اما متأسفانه چندین سال است که ما یک نقد جدی از حوزه و دانشگاه به یکدیگر ندیدیم.
شکوفایی، ثمره نقد است
وی با تأکید بر اینکه شکوفایی، ثمره نقد است و اگر حوزوی و دانشگاهی ما یکدیگر را نقد کردند، خوبی، پیشرفت و تعالی یکدیگر را میخواهند، تصریح کرد: نقش کرسیهای آزاداندیشی در این موضوع غیرقابلانکار است یعنی شخصی آنچه را که میداند بیان کند و حد و مرز و منعی هم ندارد و آنچه را که مقام معظم رهبری بیان کردند این است که هیچگونه ملاحظهای نباشد، مثلاً در حوزه اقتصاد اگر ملاحظه کنیم کار درست نمیشود، اگر حوزه اقتصاد اسلامی دارد بیان کند، اگر دانشگاه به اقتصاد حوزوی نقد دارد بگوید و اگر حوزه به اقتصاد دانشگاهی نقد دارد دریغ نکند و اگر این مسائل در قالب کرسیهای آزاداندیشی مطرح شود هم منویات مقام معظم رهبری حاصل میشود و هم نتیجهاش را در اقتصاد کشور خواهیم دید.
مسئول نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان ایلام با بیان اینکه این موضوع در حوزه سیاسی و اجتماعی هم صادق است، تأکید کرد: چرا بسیاری از جوانان ما با علما و دانشگاهیان درد دل نمیکنند؟ چرا احساس میکنند حرف آنها را نمیفهمند؟ اما اگر طوری عمل شود که اعتماد مردم به اینها بیشازپیش شود، طبیعتاً معضلات اجتماعی کم خواهد شد که لازمه آن این است که مثلاً اگر در دانشگاهها رشتههای روانشناسی این بار را به دوش دارند در حوزه رشتههای عرفانی مانند معرفةالنفس این کار را بر عهده دارند که اگر در یک راستا جمع شوند و مشکلات جامعه را بررسی کنند طبیعتاً حرکتی روبهجلو را شاهد خواهیم بود.