کانون خبرنگاران نبأ: من یک زن مسلمانم! بر دینی میبالم که در آیه آیه وحیاش خداوند من را در پیشگاه خود و وصول به مقامات معنوی، یکسان می شمارد و در مقایسه با مرد دارای موقعیتی است کاملا مساوی و گاهی رفیعتر.

من یک زن مسلمانم! یک زن مسلمان و با افتخار بر دینی میبالم که در آیه آیه وحیاش خداوند من را در پیشگاه خود و وصول به مقامات معنوی، یکسان میشمارد و میفرماید: «هرکس از زن و مرد که مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد به او زندگی طیب و پاکیزهای میبخشیم و پاداش آنان را به بهترین نحو خواهیم داد».
من یک زن مسلمانم و این افتخار و غرور را همواره با خود همراه خواهم داشت؛ غروری که خداوند و دین اسلام بر من بخشید تا به واسطه حفظ خود، حجابی داشته باشم از جنس نور و حضورم را در جایجای فضای اجتماع به تثبیت برسانم. من زن مسلمانم و بودنم در حریم حجاب، تعریفی شد از راه رسیدن فرزندم به معراج الهی. میتوانم در سنگر تربیت قرآنی خانواده، فضای یک جامعه را با آموزههای دینم همراه سازم.


من یک زن مسلمانم و حضورم در هر عرصهای، موفقیتهایم در هر جایگاهی و حرکت و صعودم با وجود تمام بلندیها و موانع برایم هموار میشود، وقتی بودنم در فضای اجتماع، بودنی امن و راحت و آرام است.

گامهایم استوار و محکم است وقتی پیامآور مهر و عطوفت در دین اسلام، حضرت محمد(ص)، جایگاهی والا برای یک زن تعریف میکند و میفرماید: «بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من برای خانوادهام بهترینم».


من یک زن مسلمانم و دستانم قدرت و نیرویی الهی مییابد وقتی در جایجای این کشور میتوانم خلق کنم، بیافرینم و نسلی را برای نگه داشتن آرمانهایی که من را به عنوان یک زن مسلمان مفتخر ساخت و نیرو بخشید، تربیت کنم.


گرچه نگاهم، از آشوبهای جهان هراسان و نگران است؛ گرچه از رنجی که بر زنان در نقاطی از دنیا وارد میشود و این نگاه ابزاری که ما زنان را همیشه در معرض آسیبها قرار میدهد، سخت آشفته میشوم، اما خورشید در دستانم معنا میشود، وقتی حجابم را با اقتدار و افتخار همراه دارم و برای بودن و جنگیدن در سنگر اسلام، گامهایم همیشه استوار است.


من یک زن مسلمانم و همچو یک رزمنده پر توان، همراه با آرمانهایی قدم بر میدارم که به من به عنوان یک زن مسلمان هویت بخشید؛ آرمانهایی که حجابم را افتخار و ارزش دانست و فضا را برای حضورم در حرکتهای اجتماعی فراهم ساخت و همراهیام کرد، تا در سنگر خانواده و اجتماع، صبور و بردبار، به ایفای نقش مادری و همسری و نقشهای اجتماعی خود بپردازم.


من یک زن مسلمانم و یک مادر! مادری که برای ایفای نقش مادری خود الگوهایی ارزشمند دارد تا بتواند در دامنش کودکانی تربیت کند به بلندای معراج.


آری، صحنه اجتماع برایم صحنه آزمودن است و در سنگر آموزش و تعلیم، گامهایم محکم و استوار است و امیدوار به نسلی که پرچم را از دستان ما همچنان بر بلندای آسمان به اهتزاز در میآورد.



من یک زن مسلمانم و نگاهم، اندیشهام، افکارم در گروی الگویی است که آموختن و به عرش رساندن را برایم در میان فرزندانی که هر کدام قرآنی ناطق بودند، معنا کرده است.



توانم را در هر کجای این کره خاکی به کار خواهم بست برای دفاع از سنگر آموزش، برای تربیت انسانهایی که به ارزش و منیت یک زن مسلمان ایمان بیاورند و مفتخر بر این ارزش، خود، سرچشمهای شوند برای سیراب کردن نسلی. هر کدام در دامان خود معراجیانی افلاکی بپرورانند.


زینبوار بودن را در میان اشکهایی معنا کردم که تمام پسران خویش را در راهی روان میدان نبرد کرد که با افتخار از آسمانیشدن تکههای جان خود، سخن میگفت. آری، تنها یک زن مسلمان میتواند در شهادت عزیزانش، لبخند بزند و چیزی جر زیبایی نبیند و به بانوی صبر اقتدا کند.


و این راه ادامه دارد، راه یک زن مسلمان، راه من، راه تو، راه همهی مایی که آینده و نسلی در دامانمان پرورش مییابد و باید کلمه به کلمه این افتخار و غرور را با خود در قلبهای دختران مسلمان این سرزمین متجلی سازیم.
