کد خبر: 2760990
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۹

نهج‌البلاغه؛ کتابی برای تمام فصل‌های زندگی بشر

گروه اندیشه: فقط یک کتاب نیست، نهایت سیاست، عرفان، خودشناسی و خداشناسی را در کلام یک انسان در این گفتارها می‌توان یافت. نه‌تنها در مفهوم که در شیوه بیان نیز در اوج است و به همین جهت آن را نهج‌البلاغه یعنی راه‌های بلاغت نامیده‌اند.


اندیشمندان زیادی درباره این کتاب بزرگ قلم زده‌اند از جمله علی الجندی، رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه کتاب(علی‌ بن‌ابی طالب، شعره و حکمه) درباره نثر علی(ع) در این کتاب می‌گوید: «نوعی خاص از آهنگ موسیقی که بر اعماق احساسات پنجه می‌افکند در این سخنان هست، از نظر سجع، چنان منظوم است که می‌توان آن ‌را شعر منثور نامید».



جرج جرداق مسیحی در مورد نهج‌البلاغه چندیدن کتاب می‌نویسد و می‌گوید: «بعد از امام علی(ع) کسی را سزاوار نویسندگی ندیدم به‌همین دلیل جز ایشان در مورد کسی ننوشتم» و همچنین، شیخ محمد عبده از مفتیان پیشین مصر تصادفاً با نهج‌البلاغه آشنا شده، شیفته‌ آن می‌شود و به شرح این مجموعه و تبلیغ آن در میان جوانان مصری می‌پردازد.



وی در مقدمه شرح خود می‌گوید: «در همه مردم عرب‌زبان یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی بعد از قرآن و کلام نبوی شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و پرمعنی‌ترین و جامع‌ترین سخنان است».



اما به‌راستی مگر در این کتاب چه بیان شده است که این‌گونه دلها را شیفته خود کرده و برخی معتقدند حتی نامه‌ای که امام علی(ع) به مالک اشتر نوشته و سید رضی آن را در نهج البلاغه آورده است قابلیت تبدیل شدن به منشور حقوق بشر را دارد.



آیا غیر از این است که در این کتاب درباره همه چیز به زیباترین شکل سخن گفته شده است؟ چه قدر زیبا و البته درس‌آموز درباره دنیا، خداشناسی، سیاست و خانواده و اخلاق سخن می‌گوید. هر کس با این کتاب انس گیرد محال است که عمق نگاه او به هستی و دنیا تغییر نکند.



مولا در این کتاب ارزشمند در وصف دنیا می‌فرماید: «چه ستایم خانه‌ای را که آغاز آن رنج بردن است، و پایان آن مردن. در حال آن حساب است و در حرام آن عقاب. آن که در این دنیا بی‌نیاز است، گرفتار است؛ و آن که مستمند است، اندوهبار. آنکه در پی آن کوشید بدان نرسید، و آنکه به دنبال آن نرفت، دنیا رام وی گردید».خطبه 82 نهج البلاغه



و چه زیبا در نامه به یار وفادار خویش، مالک اشتر چون رهبری آگاه و دلسوز به او درس سیاست و مردم‌داری می‌دهد و توصیه می‌کند که به‌عنوان استاندار مصری میان او و مردم فاصله‌ای نباشد و بهترین‌ها را برای مناصب دولتی برگزیند و از چاپلوسان برحذر باشد.



و گاه در جایگاه پدری مسئولیت‌پذیر قلم به دست می‌گیرد و برای فرزند بزرگش امام حسن مجتبی(ع) نامه می‌نویسد و با الفاظ محبت‌آمیزی چون پسرم برای او از اسرار هستی و درس‌های زندگی می‌گوید و می‌فرماید: «این نامه را برایت نوشتم تا تکیه‌گاه تو باشد خواه من زنده باشم یا نباشم. پسرم تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا آبادکردن قلب و روح با ذکر او و چنگ زدن به ریسمان الهی توصیه می‌کنم و چه وسیله‌ای می‌تواند مطمئن‌تر از رابطه این بین تو و خدا است».



به امید آنکه این کتاب ارزشمند روزی انس و راهنمای جوانان و پیران این سرزمین باشد.



حکیمه‌ بهمن‌زاده/ خراسان جنوبی

captcha