کد خبر: 2817983
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۳

خداشناسی از مسیر تأمل در عظمت هستی می‌گذرد

گروه اندیشه: بر اساس آنچه که از بزرگان و اندیشمندان دین به ما رسیده برای خداشناسی نیاز نیست راه دوری برویم کافی است که نگاهمان را به آنچه که در اطرافمان می‌گذرد عمیق‌تر کنیم، آنگاه خدا را با تمام وجودمان حس خواهیم کرد.

گاه وقتی خسته‌ای و سختی‌های روزگار به انسان فشار روحی فراوانی وارد می‌کند، وقتی دردهای جسمی آسایش را از انسان می‌گیرد ممکن است ناخودآگاه انسان از خویشتن بپرسد پس خدایی که به رحمان بودن و مهربانی شهره است چرا به یاری‌ام نمی‌شتابد؟ اگر این دنیا خالقی دارد که از رگ کردن به انسان نزدیک‌تر است چرا تنهایم گذاشته است.

آری بارها ممکن است سؤالاتی با محوریت خداشناسی در ذهن انسان شکل بگیرد؟ سؤالاتی که باید آن را محترم شمرد چرا که به قول بزرگان دین شک مقدمه یقین است و اگر انسان بعد از هر پرسشی به‌دنبال جوابی بگردد بی‌شک یقین در او قوی‌تر خواهد شد.

از طرف دیگر اگر آدمی در اصول دین یعنی توحید، نبوت و در ادامه آن امامت و معاد به یقین برسد در فروع دین نیز پذیرش تعالیم دینی برای او آسانتر خواهد بود چرا که وقتی توحید در او نهادینه شود حتی اگر فلسفه برخی از احکام دین را نداند از سر بندگی و اطاعت فرمان معبود را می‌پذیرد.

بر اساس آنچه که از بزرگان و اندیشمندان دین به ما رسیده برای خداشناسی نیاز نیست راه دوری برویم کافی است که نگاهمان را به آنچه که در اطرافمان می‌گذرد عمیق‌تر کنیم، آنگاه خدا را با تمام وجودمان حس خواهیم کرد.

در تاریخ نقل شده: روزی حضرت علی(ع) همراه با عده‌ای از اصحاب خویش از محلی می‌گذشت به پیرزنی رسیدند که داشت با چرخ نخ‌رسی کار می‌کرد. حضرت علی(ع) از پیرزن پرسید خدا را چگونه شناختی؟ پیرزن دستش را از روی چرخ برداشت و چیزی نگذشت که چرخ از حرکت ایستاد.

پیرزن گفت وقتی چرخی به این کوچکی را من تکان ندهم از حرکت می‌ایستد چگون ممکن است دنیای به این عظیمی خالقی نداشته باشد که آن را حرکت دهد و هنوز دنیا پابرجا باشد. حضرت نگاهی به اصحاب کرد و گفت: خداشناسی را از این پیرزن یاد بگیرد.

آری اگر انسان نگاهی به هستی بیندازد و در طول روز فقط دقایقی را به عظمت عالم هستی اختصاص دهد به‌صورت فطری درخواهد یافت که این همه نظم و عظمت نمی‌تواند بدون گرداننده‌ای مدبر توانایی بی‌همتا باشد. خداشناسی مسئله‌‌ای است فطری که همه انسان‌ها با هر گرایش فکری با اندکی تأمل آن را در خواهند یافت.

به‌عنوان مثال نقل است که روزی نیوتن دانشمند برجسته ماکتی از کهکشان راه شیری و سیارات آن ساخته بود. یکی از دوستان او که خدا را قبول نداشت به منزل او وارد شد و گفت: چه ماکت زیبایی چه کسی آن را ساخته است؟ نیوتن لبخند زد و گفت تو به محض اینکه ماکت کهکشان و سیارات را دیدی پرسیدی که چه کسی آن را ساخته است، پس چگونه است که که هیچگاه از خودت نپرسیدی که کهکشان و سیارات واقعی را چه کسی ساخته است؟ و دوست نیوتن جوابی برای این سؤال نداشت.

به همین دلیل است که خداوند به تفکر در آسمان‌ها و هستی سفارش می‌کند و در آیه 191 سوره آل‌عمران می‌فرماید:« الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ  همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى‏کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‏اندیشند [که] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‏اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار».

حکیمه بهمن‌زاده/ خراسان جنوبی

captcha