
گاه مشکلات زندگی آنقدر بر شانههایت سنگینی میکند که نمیتوانی قدم از قدم برداری و احساس میکنی در زندگیت دچار اضطراب و دلواپسی شدهای. نمیدانی با این بار سنگینی که همراه خودت داری چگونه باید قدمهای بعدی را در زندگیت برداری.
در قدم اول باید نگاه به مشکل را اصلاح کرد. خیلی از افراد بهویژه کسانیکه در سن جوانی هستند و تازه با مشکلات روبهرو میشوند احساس میکنند در زندگی دچار شکست شدهاند در حالیکه باید بدانیم هیچ انسانی در این دنیا زندگی نکرده است مگر آنکه سختیهای زندگی به او رخ نشان داده است.
خداوند متعال در سوره بلد آیه 4 به این حقیقت اشاره میکند و میفرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ؛ به یقین ما انسان را در رنج و سختی خلق کردیم». پس با هر سختی نباید روحیه و آرامش خویش را از دست داد و تصور کرد در خارج مدار طبیعی زندگی انسان میگذرد.
در گام بعدی نباید در برابر سختیها به غم بسنده کرد تا مانع رشد و آرامش انسان شود، بلکه باید مشکلات را بر زمین گذاشت و برای رفع آن چارهاندیشی کرد. مشکل گاه اختلاف در روابط با سایر اعضای خانواده و آشنایان است، گاه تنگناهای اقتصادی است، زمانی بیماری جسمی است و در برخی از موارد هم از دست دادن عزیزی ممکن است حال روحی ما را دگرگون کرده باشد.
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که در بسیاری از موارد مشکلات و سختیهایی که در زندگی با آن روبهرو هستیم راهحلهایی دارند که با تفکر، صبر و مشورت میتوان این راهحلها را یافت و بعد از گذشت مدت زمانی خواهیم فهمید اگر صبوری پیشه کنیم موانع از سر راه برداشته خواهد شد.
اما گاه مشکلات از جنسی که به دست بشر باز شود نیست، هر چقدر هم که تلاش کنی باز هم در مییابی که راهحل مشکلات در علل و راهحلهای مادی نیست. اینجا که هیچ چیز به جز یک وضوی ساده و سجادهای از جنس اخلاص و دلی شکسته نمیتواند چاره کار باشد.
اینجاست که خداوند میفرماید:« رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» سوره غافر آیه 60 شاید خدا اینگونه خواسته است که با او به گفتوگو بنشینی و از درد دلهایت برایش بگویی تا او نیز از روی رحمت بیمنتهایش راهی سراسر آرامش و آسایش برای تو بگشاید. بهشرط اینکه باور داشته باشی که او تنها گره گشای هستی است.
حکیمه بهمن زاده/ خراسان جنوبی