
بگذار چشمانت این خروش و طوفان را برای همیشه به خاطر داشته باشد. مبادا فراموش کند دریا هرگز آرام نمیشود.
چه رسم زیبایی داریم ما ایرانیها. اواخر بهمن که میشود شروع میکنیم به خانه تکانی و آماده میشویم برای عید و بهار اما سال 57 مردم نه فقط خانههایشان را که تمام کشور را تکاندند از پلیدی و آلودگیهایی که سالها بود ایران را از هر بهاری خالی کرده بودند. گوشه گوشه آن پر بود از تارهای عنکبوتی که سست بودن خود را باور نداشتند.
بهار برای مردان و زنان 57 مفهومی دیگر داشت. این بار همه با هم خواستند که سرزمینشان را از هر پلیدی پاک کنند و این تصمیم با بازگشت امام خمینی(ره) پررنگتر شد. خیابانها مملو از جوانانی بود که ندای «هل من ینصرنی» را شنیده بودند.
حالا 36 سال از آن زمان گذشته. از آن الله اکبر گفتنها، مشتهای گره کرده و یک موج خروشان، موجی که هرگز بازنگشت.
آری 36 سال است تصویردیوارهایی که جای دستهای خونی برآن مانده در قاب خالی خاطراتمان نقش بسته است و هنوز هم طنین فریاد و شعارها در گوشمان میپیچید. فریادی از جنس شهادت، رشادت و شهامت.
و چه رسم زیبایی داریم ما ایرانیها که هیچگاه فراموش نخواهیم کرد نه تاریخ کشورمان و نه آنان که در صفحه صفحه کتاب تاریخ دانشآموزان آرمیدهاند.
همان مردان و زنانی که در زمان ورود امام خمینی(ره) بر سر آرامگاهشان آوای برخیزید برخیزید ای شهیدان خدای را سر دادند.
۲۲ بهمن، اوج موجهای خونین و موج این شطهای خروشان بود که کلمه الله برفراز زمان جای گرفت و خداوند، این ملت را یاری کرد و اینک 22 بهمن اوج موجهای خونین است.
۲۲ بهمن یادآور آن روزهای خون و آتش و صحنههای نبرد در پادگانها، لاشه تانکهای سوخته و ویرانی مراکز نظامی است.
سوگند به لحظات شهادت شیرمردان تاریخ آن زمان که با خونهای خود نهال انقلاب را آبیاری میکردند.
سوگند به فجر تاریخ بیست و دوم بهمن روز نجات انسان و روز تحقق انسانیت انسان و روز پیروزی خون بر شمشیر که با ید بیضایی موسی و دم مسیحایی روحالله برپا شد و کاخ ستمگران را از جا برکند.
و ما به یاد روز بهاری 22 بهمن سال 57 و با خاطرات شوقانگیز امام راحلمان دست بیعت رهبرمان را به گرمی میفشاریم و بر آن بوسه عشق میزنیم.
سعیده مجتهدی/ استان مرکزی