گروه سیاسی: توسعهنیافتگی سیاسی و شکاف میان دولت و ملت از عوامل سرسپردگی پهلوی نسبت به غربیها بود؛ لذا فقدان دموکراسی و تضاد بین مردم در جامعه به شدت حکمفرما بود.

به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، امامعلی شعبانی، عضو هیئت علمی دانشگاه اراک شب گذشته، 20 بهمن در میزگرد علمی تحلیل جریانهای انقلاب اسلامی در تالار ولایت دانشگاه آزاد اراک، گفت: انقلابها در تاریخ زندگی بشر همواره سرنوشتساز بودهاند.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران همصدای خدا و همصدای مردم است، اظهار کرد: این انقلاب، انقلابی منحصربهفرد است؛ چراکه مردم دست خدا شدند و حکومت هزاران ساله استبداد را فروپاشیدند؛ لذا این یک رخداد بزرگ در همه تاریخ جهان نمونه است.
شعبانی با اشاره به اینکه یکی از دلایل تنفر ملت از شاه، سرسپردگی و فروختن ملت به استبداد بود، بیان کرد: در صحیفه امام راحل در این مورد آمده است؛ «استقلال ما را فروختند بازهم چراغانی کردند قلب من در فشار است عزت ما پایکوبی شد و عظمت ملت ایران از بین رفت عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند و اگر یک خادم آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد؛ حتی اگر شاه باشد و... ای سران و علمای اسلام به داد اسلام برسید...».
وی در ادامه در خصوص علل وابستگی پهلویها، عنوان کرد: پهلوی در مشروعیت تزلزل داشتند و مشروعیت مذهبی آنها ضعیف بود.
شعبانی بیان کرد: از سوی دیگر پهلوی فاقد مشروعیت ملی بود و بینش سیاسی ایرانی حکم میکرد که حاکم باید دارای نژاد بوده و اصل و تبار داشته باشد و پهلوی فاقد تبار بودند؛ البته فقه و فرهنگ غربی آنها نیز بر عدم مشروعیتشان بیشتر دامن زده بود.
وی مطرح کرد: مشروعیت سیاسی پهلوی نیز دچار خلل بود و دیگر اعلی حضرت همایونی، شاه آرمانی ایران نبود چراکه عدالت نداشت؛ حتی اطرافیان ایدئولوژیست وی دیگر او را باور نداشتند؛ لیکن بهطور کلی مشروعیت سیاسی آنها دچار آسیبهای بیشماری شده بود.
شعبانی با اشاره به اینکه با توجه به آنچه که ذکر شد و با توجه به نقایص فراوانی که در مدیریت پهلوی وجود داشت فقط تکیه گاه غرب برای آنها باقی مانده بود، اضافه کرد: پهلوی ها مولود استعمار غرب بودند و به ویژه انگلستان عامل مغنیه آنها بود و وزیر مختار انگلستان در خاطرات خود گفت؛ «کودتای 12-99 کار ما بود یک افسر قزاق را برکشیدم و وزیر، سردارسپه و فرمانده کل قوا کردیم و مردم ایران میگویند کار انگلستان است و راستش را هم اگر بخواهید کار ماست».
شعبانی عنوان کرد: از این رو پهلوی دوم در برابر غرب احساس حقارت و کمبینی و نسبت به غرب نگاه مقهور و مغلوب داشت؛ حتی زمانی که رفت گفت؛ «غربیها مرا بردند» و حاضر نبود خدا را ببیند و گمان میکرد غرب همه کاره است و در منظومه فکری او مردم و خدا جایی نداشتند.
وی اظهار کرد: در کنار مغلوب و مقهور بودن پهلوی دوم نسبت به غرب بسیار هم شیفته و مسرورغرب بود و لباس، موسیقی، فیلم و لذت غربی را میپسندید و تفریگاهش سوئیس بود و برای او غرب یک مدینه فاضله و آرمان شهر بود و اعتقاد داشت در تاریخ راهی جز غرب محکوم به شکست است؛ لذا سرسپرده غربیها بود.
این مدرس دانشگاه در پایان یادآور شد: توسعه نیافتگی سیاسی و شکاف میان دولت و ملت از دیگر عوامل سرسپردگی پهلوی نسبت به غربیها بود؛ لذا فقدان دموکراسی و تضاد بین مردم در جامعه به شدت حکمفرما بود.