
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از زنجان، «طلاق» پدیدهای است که متأسفانه آمار آن نهتنها در ایران، بلکه در تمام جهان رو به افزایش است و مشکلاتی همچون فقر، عدم درک متقابل، دخالت نابجای خانوادهها، اعتیاد و ازدواج مجدد، عواملی هستند که بر افزایش این آمار در ایران مؤثر است.
این پدیده اجتماعی، اعضا و بخشهای مختلف خانواده و حتی اجتماع را درگیر میکند و تأثیر بر فرزندان یکی از این موارد اثر است؛ طلاق در ایجاد زمینههای وسواس در دختران و پسران (تکرار بدون اراده و افراطی اعمال و کارهای روزمره)، همچنین، بروز افسردگی در کودکان و نوجوانان، به وجود آمدن زمینههای اضطراب در نوجوانان، ایجاد روحیه پرخاشگری و عصیان در نوجوانان، بیقراری و حسادت، سوءظن و سماجت در نوجوانان، بسیار مؤثر عمل میکند.
عصیان و پرخاشگری در نوجوانان پس از طلاق پدر و مادر، نتیجه محرومیتهای مداوم از مهر و محبت پدر و مادر است و چون نوجوان امکان مذاکره حضوری و مستقیم و متقابل با پدر و مادر خود را نمییابد و از طرفی سؤالهای خود را بیجواب میبیند، روحیه عصیان و پرخاشگری در او بهوجود میآید.
طلاق در بیشتر موارد بهدلیل توقعات بیجا اتفاق میافتد
نباید از این مسئله غافل بود که طلاق در موارد و مواقعی ضروری است و زوجین ناگزیر به قبول آن هستند، اما در اغلب موارد جداییها در نتیجه توقعات بیجای احساسی، اقتصادی، عاطفی زوجین از یکدیگر، سوءظن و بدبینی بیمورد، نداشتن صبر و گذشت در زندگی، حسادت بیش از حد زن و شوهر، پرخاشگری و تندخویی زن یا مرد و غرور و خودخواهی بیمورد، صورت میگیرد.
همچنین، درگیریهای خانوادگی و مشاجرههای پدر و مادر در حضور فرزندان، تأثیرات روحی شدیدی بر کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه میگذارند و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان اثر مزمن بر جای خواهد گذاشت.
آنچه از پژوهشها در حوزه طلاق برمیآید، این است که دختران خانوادههای تکسرپرست در معرض عوارض نامطلوبی چون انحرافات، ازدواج زودرس، فرار از خانه و ترک تحصیل قرار دارند و این امر در مورد گروههای اجتماعی و طبقاتی نیز صدق میکند.
کودکان و نوجوانانی که تنها با پدر یا مادر خود زندگی میکنند، اغلب دستخوش اختلالات عاطفی و روانی میشوند و اکثر قربانیان طلاق که همان کودکان و نوجوانان هستند.
ملاک گزینش همسر، ایمان، تدین، صفا و همدلی باشد
آشنایی کودک و نوجوان با بستگان جدید و خواهرها، برادرها، داییها و عموهای ناتنی گرچه گسترهای نو از دنیای تازه و متفاوت به وجود میآورد، اما اغلب فرزندان در جوار ناپدری و نامادری احساس خوشبختی و شادمانی نمیکنند.
از آنجایی که از دیدگاه جامعهشناسان، هر طلاق مرگ تمدن کوچک خانواده است؛ اجبار و الزام به طلاق را در موارد و شرایط خاصی از زندگی مشترک باید پذیرا بود و پیش از هر جدایی، به میوههای نارس درخت زندگی باید اندیشید و نگذاشت تا ناهنجاریهای جامعه آنها را مسموم کند.
به گزارش ایکنا، اگر موارد زیر در زندگی مشترک عاقلانه مورد بررسی قرار گیرد، با پدیده مضموم طلاق در جامعه کمتر مواجه خواهیم بود: ازدواج با بصیرت و بررسی صورت پذیرد، گروههای شغلی و طبقاتی مدنظر دختر، پسر و خانوادههای آنان قرار گیرد، صداقت در گفتار ملاک باشد و از هر گونه دروغ مصلحتی برای ایجاد زمینههای وصلت جلوگیری شود، ملاک گزینش همسر، ایمان، تدین، صفا و همدلی باشد، شناخت کافی از خصوصیات اخلاقی، روحی و خانوادگی زوجین حاصل شود، سادگی، بیپیرایگی، قناعت، صبوری و محبت، ستونهای زندگی و زناشویی را تشکیل دهد.