کد خبر: 2900251
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۰
به بهانه ۸ اسفند، روز امور تربیتی/

قرآن کامل ترین کتاب برای تربیت و رشد انسانی است

گروه اجتماعی: تربیت عملی الهی و معنوی است و قرآن کامل ترین کتاب تربیتی است که انسان را به تفکر، تعقل و تدبر سفارش می کند.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، نوجوانان و جوانان، نقش مهم و تعیین کننده‏ای در ساختن جامعه دارند. استمرار و بقای هر جامعه نیز مستلزم انتقال مجموعه باورها، ارزش‏ها، رفتارها، گرایش‏ها، دانش‏ها و مهارت‏ها به نسل‏های جدید به وسیله آموزش و پرورش است. همچنین مدرسه، علاوه بر ایفای نقش انتقال دانش و مهارت فنی، به اجتماعی کردن افراد و نیز تطبیق دادن دانش‏آموزان با هنجارها و نگرش‏های اجتماعی مطلوب و مناسب توجه خاص دارد.

بر همین اساس و از آن جا که مدرسه، نقش مهمی در آموزش و انتقال ارزش‏ها به نسل بعدی جامعه دارد، در دوره نخست‏وزیری شهید رجایی و در دوران تصدی شهید باهنر در وزارت آموزش و پرورش، در ۸ اسفند ۱۳۵۹، اقدام به تأسیس ستادهای امور تربیتی در مدارس کردند تا فرهنگ اسلامی را گسترش دهند و دانش‏آموزان را به احترام و عمل به ارزش‏های اسلامی ترغیب نمایند و به اخلاق پسندیده شخصیتی، آراسته گردانند.

پاسداری از ارزش‏های اسلامی و دستاوردهای انقلاب، برنامه‏ریزی و ایجاد هماهنگی بین عملکرد عوامل تربیتی، توجه جدی به اهمیت نقش معلمان در فعالیت‏های تربیتی و توجه به نقش دانش‏آموزان در فعالیت‏های تربیتی از جمله اهداف حاکم بر ستادهای امور تربیتی است.

همچنین تلاش در جهت اشاعه فرهنگ اسلامی در بین دانش‏آموزان، نظارت بر فعالیت‏های آموزشی و پرورشی، نظارت بر برنامه‏های انضباطی و اخلاقی مدرسه و برنامه‏ریزی به منظور استفاده بهینه از انجمن اولیا و مربیان به منظور تقویت و توسعه فعالیت‏های پرورشی مدرسه از جمله وظایف ستادهای امور تربیتی می‏باشند.

هشتم اسفندماه، به عنوان روز امور تربیتی و تربیت اسلامی نامیده شده است. روزی که پدران، مادران و مربیان، با هماهنگی های مفید، در تربیت و پرورش فرزندان عزیز مملکت اسلامی می کوشند و با یک برنامه ریزی صحیح و سنجیده، روح کودکان را با معنویت آشنا نموده، تا آنان درست زیستن را بیاموزند و در آینده، افرادی متعهد پرورش یابند.

تربیت به معنای رشد دادن، عملی الهی و معنوی است. کودک در چنین روندی، براساس فطرت الهی، به سوی مقصد سیر می کند. تربیت، کودک را نمی آفریند، بلکه او را در راه انسان شدن شکوفا می سازد و انسان شدن، نتیجه منطقی تربیت درست است.

فردی که عهده دار تربیت است، باید بکوشد علاوه بر آشنایی به علوم تربیتی، از خصوصیّات جسمی و روانی افراد نیز آگاهی یابد. شناسایی و آگاهی در امر تربیت ضروری است؛ زیرا انسان موجودی پیچیده است و استعدادهای هر فرد، براساس وراثت و محیط تربیتی او شکل می گیرد. پس همان طور که هر فرد دارای شخصیت روانی خاصی است، تربیت او نیز راه و روش های خاص را می طلبد.

مربیان، رنگین کمان محبت و معرفت

مربیّان رنگین کمانی از محبت و معرفتند و با سنگینی باری که بر دوش دارند، هیچ گاه بی تابی، خستگی، شِکوه و نگرانی به خود راه نمی دهند. آنان خوب می دانند که پاداش تلاش در راه خدا، در متن کار نهفته است. مربّی منتظر ستایش چشم ها نیست، بلکه برای او رضایت «دوست» کافی است. مربی محرم و آشنای قلب هاست. دست هایش مملو از صمیمیتی غریب و لب هایش سرشار از حرف های شنیدنی است. لبخند او در هر صبحگاه، نخستین هدیه خداوند به نگاه منتظر دانش آموزان است.

نقش الگویی مربی، در تربیت دانش آموزان، بر هیچ کس پوشیده نیست. تماس نزدیک مربی با دانش آموزان و نفوذی که بر آنان دارد، نقش مهمی در سلامت فکری و روانی ایشان ایفا می کند. این تأثیر و نفوذ ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم صورت پذیرد و به شیوه های گوناگون مثل تقلید، الگوسازی و گاهی اوقات، همانندسازی بروز کند.

قرآن کامل ترین کتاب تربیتی است، در آیات بسیار، بهترین وسیله تکامل انسان را تفکر، تعقل و تدبر می داند و فلسفه وجودی تمام دین های آسمانی و رسالت پیامبران را تعلیم و تربیت شمرده است. در آیه 151 سوره بقره آمده است: «در میان شما، فرستاده ای از خودتان روانه کردیم، [که] آیات ما را بر شما می خواند و شما را پاک می گرداند و به شما کتاب و حکمت می آموزد و آنچه را نمی دانستید، به شما تعلیم می دهد». امام علی(‏ع) می فرماید«عَلِّمُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم الخَیرَ و أدِّبُوهُم» به خود و خانواده خود خوبی بیاموزید و آنان را تربیت کنید.

اسلام یکی از وظایف اساسی و حساس پدران و مادران را تربیت فرزند می داند. پدران و مادرانی که در اثر سهل انگاری و یا عوامل دیگر، از تربیت فرزندان خود سرباز می زنند، از نظر دین و اجتماع خطاکار می باشند. چراکه فرزند نالایق هم برای پدر و مادر و هم برای اجتماع، زیان آور و سربار خواهد بود.

تربیت، سوق دادن آدمی به سوی ارزش های والای انسانی است؛ آنچنان که ارزش ها را بپذیرد، دوست بدارد و بکار بندد. پس باید چشم کودکان و نوجوانان را بر قدرت بیکران خداوند و اسرار آفرینش گشود و آنان را به گونه ای تربیت نمود که خدا را همواره مراقب و ناظر اعمال خود بدانند و خود را به خداوند نزدیک ببینند.

تربیت، راه خودشناسی و خداشناسی

به طور کلّی، تربیت تمام ابعاد شخصیت را شامل می شود که به رشد اجتماعی، عاطفی، ذهنی و اخلاقی کمک می کند. تربیت دینی جنبه خاصی از تربیت است که فرد را به وظایف دینی و آداب شرعی آشنا می سازد و او را به خودشناسی و خداشناسی می رساند. چنین تربیتی، مبادی اعتقادی انسان را مستحکم کرده، فطرت الهی و انسانی او را بارور می سازد.

تربیت از آغاز زندگی بشر، وجود داشته است. تربیت نه تنها در رشد اخلاقی، عقلانی، رفتاری و حتی جسمانی فرد مؤثر است، بلکه وسیله ای در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی به شمار می آید. از این رو، می توان با اطمینان گفت که تنها با داشتن موقعیت جغرافیایی خوب و منابع مالی، یک جامعه سالم و رشد یافته به دست نمی آید. بلکه نظام تعلیم و تربیت زنده، سازنده و مترقّی است که انسان های آزاده، مستقل، خلاق و تلاشگر بار می آورد تا جامعه را از عقب ماندگی نجات دهند.

اوّلین محیطی که کودک پیش روی خود می بیند، خانواده است. نوع نظام خانوادگی، نوع روابط والدین با یکدیگر، ارتباط والدین و فرزندان و نیز روابط فرزندان یک خانواده با هم، در تربیت اجتماعی آنان نقش مهمی ایفا می نماید. خانواده می تواند الگوهای سالم رفاقت، دوست یابی و آداب و سنن اجتماعی را به کودکان معرّفی کند. این نهاد تربیتی، می تواند آموزنده و سازنده باشد و نیز در عین حال، می تواند بدآموز و گمراه کننده باشد.محیط خانواده، شخصیّت فرزندان را شکل می دهد؛ از این رو، اسلام، والدین را به تربیت صحیح فرزندان توصیه می کند و آنان را مسؤول اعمال فرزندان خویش می شناسد.

تربیت، جریانی است که از آغاز زندگی در خانواده شروع می شود و تا واپسین دم حیات ادامه می یابد. تربیت در خانه، پایه گذاری می شود و در مدرسه ادامه می یابد. از این رو، وظیفه سنگینی بر دوش مربّیان و مسؤولان مدرسه قرار دارد. آنان می توانند با برنامه های تربیتی صحیح و جامع در جهت خوشبختی و سعادت فرزندان جامعه بکوشند.

ایجاد حس مسؤولیت در کودکان، یکی از اهداف عمده تعلیم و تربیت است. این امر زمانی تحقّق خواهد یافت که والدین یا مربّیان، برای کودک، برنامه صحیح و مثبت داشته باشند، ایجاد حس مسئولیت، آن ها را قادر می سازد که از خویش مراقبت کنند و در آینده، به عنوان فردی مسئول، وظایف خویش را برعهده گیرند.

تربیت نوعی کوشش برای نفوذ در ناخودآگاه افراد

سیده زهرا شفیعی کارشناس روانشناسی در این خصوص به خبرنگار ایسنا با بیان اینکه  تربیت نوعی کوشش برای نفوذ در ناخودآگاه افراد است، گفت: رنج و اندوه ها، آرزوها، شکست ها و گفته های ناگفته، پیوسته در ضمیر ناخودآگاه جای می گیرند. درباره تربیت و تغذیه، عادت ها و رفتارهای کودک نظریات متفاوت و متناقض بسیاری وجود دارد که گاه انتخاب نظریه درست از میان آنهادشوار می شود.

وی با اشاره به اینکه گاهی کودک را بزرگسالی کوچک و گاهی کاملاً متمایز با بزرگسال تعریف می کنند، افزود: عده ای کودک را متمایل به بدی، و برخی او را پاک سرشت می دانند. اما صدها سال پیش از سوی حضرت محمد(ص) نسبت به کودکان، گفتارها و رفتارهایی مشاهده شده است که امروزیان فهم عمیقی از آن به دست نیاورده اند.

شفیعی تصریح کرد: اینکه چه رفتاری در شأن کودک نیست تا از آن پرهیز شود و چه روشی نادرست است تا نسبت به وی انجام نگیرد جای تامل دارد. خانواده و نشست های خانوادگی، آموزش و پرورش، صدا و سیما و مراکز فرهنگی، هر یک بنیادی است که باید بدین مهم توجه کند. والدینی که که با آداب و روش صحیح زندگی نا آشنایند چگونه می توانند فرزندشان را با آداب درست تربیت کنند؟!

این کارشناسی روانشناسی ادامه داد: از طرف دیگر باید مشخص شود اگر اطرافیانش با آداب و روش درست با او برخورد نکنند چه پیش خواهد آمد؟ اگر او در بزرگسالی دریابد که بسیاری از رفتارهای بزرگسالان با وی در کودکی، ناصحیح بوده است، نسبت به آنان چگونه خواهد اندیشید؟ آیا والدین چنین کودکی اکنون در بزرگسالی این کودک می توانند امیدوار باشند که وی آرای امروز آنان را بپذیرد و بدان عمل کند.

وی گفت: نوزاد بیشتر صفات خوب و بد را از طریق ژن از پدر و مادر به ارث می برد. بنابراین، تربیت او پیش از ازدواج والدینش آغاز می شود. پس از انتخاب همسر شایسته و توجه به او، مهم ترین وظیفه، ایجاد محیط روانی سالم در خانه است. تا زمانی که کودک شما خود را در چنین فضایی نبیند زمینه ای برای شکوفایی استعدادهای خود نمی یابد و بیشتر توان او صرف مبارزه با ترس و اضطراب ها و مقابله با عوامل رنج آور زندگی می گردد.

شفیعی یادآور شد: کودک به هر علت آرامش روان خود را از دست دهد، بخشی از فعالیت های مغز وی که تنظیم کننده رشد ذهنی اوست مختل و آینده وی دچار مخاطره می شود. مشکلات خانوادگی، فقر، بد رفتاری والدین با یکدیگر و با فرزندان، خشونت، تاکید بی اندازه بر رعایت نظم و مقررات و ترس های موهوم، همه عواملی است که روان کودک را نابسامان می نماید. احساس ضعف شخصیت در کودکی سبب بروز رفتارهای ناصواب و ویرانگر در بزرگسالی است.

captcha