کد خبر: 2925662
تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۴

میهمانی سنت حسنه یا مزاحمت؟

گروه اجتماعی: در جوامع مدرن‌گرا فردگرایی رواج می‌یابد و قواعد زندگی تغییر یافته و رو به پیچیده‌شدن گذاشته است. سبک خانه‌ها، اندازه و ابعاد و روش ساخت آن‌ها تغییر یافته و خیابان‌های عریض و طویل با ترددهای بی‌شمار در میان شهرها کشیده شده است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، آخرین بار چه زمانی به مهمانی رفته‏‌اید؟ صبح بود، ظهر بود یا شب؟ کمی‏ فکر کنید تا قیافه میزبان بیاید توی ذهن‏تان، حتما لبخند و تعارف‏‌هایش را به یاد دارید. ایرانیان را با رفتارها و سنت‏‌های خاص خود باید شناخت. یکی از این سنت‏‌ها، مهمانی‏ است که دیگر کمتر کسی با شور و اشتیاق پذیرای چنین دورهمی‌هایی است. در جوامعی مثل جامعه ما یک حالت گذار از ارزش‏‌های سنتی به الگوها و ارزش‏‌های رفتاری مدرن‏‌تر دیده می‏‌شود. این وضعیت پیامد تغییر نقش‏‌ها را به دنبال دارد، در حالیکه بعضی از الگوهای رفتاری تغییر کرده است؛ مثلاً فردیت در جامعه رشد کرده است.

به‌راستی جوان مدرن نسل‌های آینده با شنیدن «صله رحم» چه واکنشی نشان می‌دهد؟ آیا میهمانی را همچنان سنت حسنه می‌داند یا نوعی مزاحمت؟ بگذریم ... . با سبک زندگی امروزی، اعضای خانواده آن‌قدر تنها شده‌اند که ترجیح می‌دهند در دنیای مجازی‌، گمشده خویش را جست‌وجو کنند.

سرعت تغییر در زندگی؛ شبیه شتاب لحظه‌ای قیمت سکه و دلار

حکایت عجیبی دارد قصه روزگار ما، درست مثل آن جمله مشهور که می‌گوید هیچ اصلی ثابت‌تر از خود «تغییر» نیست! سرعت تغییر در زندگی درست شبیه شتاب لحظه‌ای قیمت سکه و دلار شده است. در عصر فناوری و غربت، روح سنگین اشیا بر ذهن‌های خسته ما سخت سنگینی می‌کند. این همه تغییر در سبک زندگی که در ابتدا هدفش آسایش و رفاه بود فرجامش به تنها شدن انسان‌ها ختم شد. 

امروزه اعضای خانواده آنقدر تنها شده‌اند که ترجیح می‌دهند در دنیای مجازی، گمشده خویش را جستجو کنند، «چت» کردن را می‌گویم. به اندازه‌ای تنها شدیم که حیوانات مونسمان شده‌اند، نه این که بد باشد، اصلا؛ اما فلسفه دوستی ما تنهاییمان بود و بس. این سبک زندگی برای ایرانی و خانواده ایرانی نبوده ‌است.

سبک‌‌های زندگی به مجموعه‌ای از ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها گفته می‌شود که هر چیزی را در برمی‌گیرد، اما تغییراتی که ما در خانه‌های خویش را بر آن‌ها گشودیم هیچ‌کدام از نشانه‌های سبک ایرانی را شامل نمی‌شد. در گذشته فرهنگ جمع‌گرایی بر استقلال فردی مقدم بود، اما امروز نیست. با این وضع عوامل آسیب‌زا نه‌تنها در بیرون خانه بلکه در اندرونی‌ها، تمام اعضای خانواده ایرانی را مورد تهدید قرار داده است. 

و قصه این فاصله‌ها با ورود هر نوع فناوری و ابزار مدرن به خانه‌های ما بیشتر و بیشتر شد. فاصله بین نسل‌ها کوتاه‌تر شد و این هم نتیجه‌ای جز تفاوت اندیشه و دیدگاه  دو نسل با فاصله زمانی کوتاه دربرنداشت. این اختلاف سلیقه در نگاه نخست امری معمول است؛ اما در این رهگذر، گاه ارزش‌هایی که جزو اصول ثابت خانواده‌های ایرانی بودند، در کارزار مدرنیته به قربانگاه کشیده شدند.

با تمام این تفاسیر اگر نیم‌نگاهی به سبک زندگی نه‌چندان دور در خانواده‌های ایرانی داشته باشیم، شاهد رنگ‌باختن بسیاری از آداب و رسومی ‌خواهیم بود که زمانی دارای کارکردهای چندگانه عاطفی، رفتاری و آموزشی بودند اما به مرور نقش گذشته خود را از دست داده ‌یا به مرور در حال رنگ باختن هستند. در آن روزگاران هر چیز برای خود آدابی داشت از سفره انداختن و دور هم نشستن تا شب‌نشینی‌های به یاد ماندنی.

روزگاری قصه‌های پر نغز گلستان و بوستان، شاهنامه‌خوانی فردوسی حکیم و دلبری‌های شیرین و فرهاد و... رویای شبانه ما بودند؛ اما اکنون آخرین مدل گیم‌های خارجی و دغدغه‌های کارهای عقب‌مانده، ذهن کودک و بزرگ را به خود مشغول کرده است.

به باور یک جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، سبک زندگی خانواده ایرانی نه سنتی است و نه مدرن بلکه آشفته‌بازاری است از بی‌نظمی و بی‌سبکی. چنان‌که گویی سبک زندگی‌مان را باید در این بی‌جایگاهی و بی‌تکیه‌گاهی‌اش بیابیم. شاید بتوان گفت مؤلفه اصلی در سبک زندگی سنتی، ارزش‌ها هستند؛ از این رو، همه درصدد حفظ ارزش‌ها هستند و در بازتولید آن می‌کوشند، اما مؤلفه اصلی سبک زندگی مدرن، پاسخگویی به نیاز فرد در عین احترام به نیاز و حقوق جمع است.

به گفته این کارشناس مسائل اجتماعی، ما نه به سنت پایبندیم که ارزش‌ها محور سبک زندگی‌مان باشد و نه به هویت فردی و انسانی پایبندیم که آن را محور و اساس کار خود قرار دهیم، بلکه ما به یک خودمحوری در پاسخ به نیازهایمان رسیده‌ایم که نیاز و حقوق جمع را نمی‌بینیم یا نمی‌خواهیم ببینیم. به سبک زندگی سنتی تعلق نداریم، چون پوسته‌ای از ارزش‌ها را حمل می‌کنیم و درصدد تولید و بازتولید آن‌ها نیستیم. به سبک زندگی مدرن نیز تعلق نداریم، چون به الزامات آن پایبند نیستیم.

بیایید یک بار دیگر نگاهی به زندگی یک خانواده ایرانی در گذشته‌ای نه چندان دور بیندازیم؛ درک این موضوع دشوار نیست تنها کافی است که از نسل پدران خود سوال کنید تا با حسرت از دوستی‌ها، جوانمردی‌ها و مرام‌های مردمان آن روزگار خاطره‌ها باز گویند. از بازی‌های قدیمی‌مانند تیله بازی، هفت سنگ، معما گفتن و... برای شما مثال بزنند. می‌دانید که همین بازی‌های ساده کلی کارکرد داشتند مانند‌ تمرکز‌کردن، ورزش، هیجان، تفکر و مهم‌تر از همه ‌بازی‌ها‌ی گروهی و خانوادگی بود که به تقویت انسجام و عاطفه در میان آن‌ها منجر می‌شد. 

برخی‌ها از سنت مفاهیمی‌همچون حصار، اندیشه کهنه و گاه سنت به معنی حفظ وضعیت موجود را برداشت می‌کنند گروهی دیگر نیز آن را با ارزش‌های فرهنگی مترادف می‌دانند. زندگی به سبک سنتی که بیشتر با تعریف گروه اخیر یعنی همان ارزش‌های فرهنگی، همخوانی دارد دربرگیرنده عناصر خاص خود است. 

با وجود این، باید اذعان کرد هنوز تعارض بین زندگی مدرن و جامعه سنتی تا اندازه‌ای قابل مشاهده است. شاید ساده‌ترین پاسخ به این تعارض این باشد که ورود بسیاری از وسایل مدرن و مظاهر مدرنیته در زندگی ما، نه بر اساس نیاز، بلکه ناشی از تبلیغات و احساس نیاز کاذب بوده است.

اکنون که دل‌بستگی‌ها و وابستگی‌ها، عادت‌ها و روش‌ها، دوست داشتن‌ها و تنفرها همه و همه رنگ و شمایل جدیدی به خود گرفته‌اند، حداقل دوست داشتن همنوع و حفظ گرمای کانون خانواده را از یاد نبریم. روزی یک بار کنار سفره دور هم جمع شویم، گاهی به خانه همسایه یا فامیل سری بزنیم، اندکی بیشتر با هم مهربان باشیم. حالا که کرسی نیست مهرتان را کنار همین شومینه نثار یکدیگر کنید به یک آشنای سالیان دور تلفن بزنید.... ثانیه‌ها به سرعت درگذرند... تلویزیون و رایانه خود را خاموش کنید حالا کهن‌ترین حکایتی را که به‌یاد دارید برای اعضای خانواده بازگو کنید و خوب همدیگر را از پس سالیان و روزگاران از دست رفته ببینید.

توسعه مدرنیته، استانداردهای زندگی افراد جامعه را تغییر داده است

توسعه مدرنیته، استانداردهای زندگی افراد جامعه را تغییر داده و با نوید زندگی توام با آسایش به مردم، در عمل، از طریق فشارهای محیطی، اجتماعی و روانشناختی مختلفی که ایجاد می‌کند، آرامش را از لحظه لحظه زندگی آنها می‌گیرد. در اغلب موارد استانداردهای جامعه مدرن با استانداردهای طبیعت وجودی و سرشت انسانی مغایر است، اما با فریب و فشار خود را بر طبیعت انسان تحمیل کرده و او را از وجود طبیعی خودش دور می‌کند و منجر به از خودبیگانگی و وابستگی به معیارهای مدرنیته و تمدن و آسیب‌پذیری روان‌شناختی می‌شود.

به تدریج مردم جامعه مدرن و متمدن از پشتوانه‌های سرشتی و ذاتی خود خالی شده و از استانداردهای جامعه مدرن که توسط اربابان قدرت تعیین می‌شوند، پر می‌‌شوند. به این ترتیب «کنترل و خودگردانی» که مهم‌ترین مولفه سلامت روانشناختی و جسمانی است، جای خود را به کنترل دیگران بر زندگی فرد می‌دهد.   

در جوامع مدرن‌گرا فردگرایی رواج می‌یابد و  قواعد زندگی تغییر یافته و رو به پیچیده‌شدن گذاشته است. سبک خانه‌ها، اندازه و ابعاد و روش ساخت آن‌ها تغییر یافته و خیابان‌های عریض و طویل با ترددهای بی‌شمار در میان شهرها کشیده شده است. همچنین در کنار این تغییرات ساختاری، اصول و قواعد برقراری ارتباط و زندگی اجتماعی افراد نیز به شکل وسیعی تحت‌تأثیر این روند قرار گرفته است.

گاهی بسیاری از ارزش‌های فرهنگی، تاریخی، مذهبی و اخلاقی کمرنگ شده و برخی دیگر با توجه به مقتضیات روز، مورد اقبال عمومی قرار گرفته و این‌ها در شکل دهی به زندگی اجتماعی شهرنشینان نقش‌آفرینی می‌کنند. در جامعه مدرن و متمدن امروزی، افراد دچار تنگناهای عدیده و تنش‌های بسیاری شده‌اند.

تبعات این نوع زندگی، در تاروپود جامعه رسوخ یافته و همگان را با آن درگیر ساخته است. استانداردهای واقعی زندگی طبیعی در این جوامع بسیار کم بوده و در برخی موارد از میان رفته است به‌طوری که افراد، خود را فراموش کرده و تنها به دنبال منافع و اهدافی هستند که با گذر زمان هیچ فایده‌ای برای آن‌ها نخواهد داشت.

تصورات اشتباهی که ذهن و روح آنها را درگیر ساخته و به تبع بر جسمشان تسری می‌یابد. درواقع فاصله گرفتن از وجود طبیعی افراد آن‌ها را با فشارهای محیط اطرافشان به چالش‌های بزرگی کشانده و به تبع آن‌ها از سلامت جسمی و روانی خود فاصله می‌گیرند. این بهایی است که افراد برای امر توسعه و پیشرفت تمدن می‌پردازند. 

میهمانی‌های امروز در پارک ها و رستوران ها خلاصه شده است و دیگر از آن جمع های خانوادگی خبری نیست؛ از آن جمع هایی که در آن پدر بزرگ، کودکان را نصیحت می کرد و مادر بزرگ برای کودکان قصه می گفت و زنان در کنار یکدیگر دستور پخت غذاهای مختلف و هنرهای خانگی را به یکدیگر آموزش می دادند و مردان از معیشتشان صحبت می کردند.

برخی مادربزرگ ها و پدربزرگ های امروزی در سرای سالمندان هستند و خانواده ای بی روح با حضور تک فرزندها وجود دارد. تک فرزندهایی که حتی حوصله همبازی شدن با کودکان فامیل را هم ندارند و سرشان در گوشی های همراه و تبلت هایی است که ره آورد آن بازی‌های رایانه‌ای و ورود در دنیای مجازی است.

یادش بخیر زمان هایی که اقوام، هنگام عید در کنار یکدیگر و برای دیدار هم به منازل یکدیگر می رفتند و در میهمانی ها شرکت می کردند؛ ولی این روزها خبری از آن میهمانی های داغ نیست. اگر هم باشد آن هم به صورتی که همه گوشی‌های همراهشان را در مقابل خود قرار می دهند و تک تک به تبادل اطلاعات از طریق گوشی هایشان مبادرت می کنند.

حالا همه چیزمان شده است فضای مجازی. دیگر کمتر از احوالات چهره به چهره یکدیگر باخبر هستیم. آنچه بر ما می گذرد روزهایی است که سرمان را در گوشی هایمان انداخته‌ایم و به افرادی که در اطرافمان هستند توجهی نداریم؛ حتی به مادر و پدری که یک عمر برای ما زحمت کشیده‌اند.

کجاست آن مهمانی هایی که ما را برای یک رابطه گرم و صمیمی با اقوام به وجد می آورد؟!! کجاست آن همه شور و شوقی که افراد خانواده برای دیدار با یکدیگر داشتند؟!!  حالا ماه تا ماه اگر یکدیگر را نبینیم و از احوال هم مطلع نباشیم آب از آب تکان نمی خورد، سال ها می گذرد و همچنان نسبت به یکدیگر بی خیال و بی توجهیم. روزمرگی، تورم های اقتصادی و سرگرم شدن به روزمرگی ها ما را از این مسائل دور کرده است.

دلمان برای جمع های خانوادگی گسترده تنگ شده است. برای عیدهایی که منحصر به یک خانواده نبود، همه دور هم جمع می شدند و در یک جمع صمیمی با یکدیگر گفتمان می کردند. خانواده هایی که حالا تک فرزند هستند یا دو فرزند بیشتر ندارند.

ایامی نظیر یلدا هم تمام شد! اما از آن جمع‌های گسترده ای که دور تا دور یک کرسی می نشستند خبری نبود. خانواده ها در کنار هم بودند اما بی هم و هر کدام در گوشه ای از اتاق، پیام های خود را از داخل فضای مجازی رصد می‌کردند.

یکی از کارشناسان و آسیب شناسان مسائل اجتماعی بیان می کند «بیگانگان برای ما سبک زندگی غربی را طراحی کرده اند؛ آنگونه که دور از هم باشیم و دیگر آن مهر و عاطفه‌ای که بین خانواده‌های ایرانی وجود داشت از بین برود».

غربی‌ها برای ما پیتزا آوردند تا آبگوشت را کنار بگذاریم. آبگوشت، غذایی سنتی که زمان بیشتری برای میل کردن مصرف می‌کرد و خانواده‌ها در کنار یکدیگر با صفا و صمیمیت غذا را میل می کردند؛ ولی اکنون فست فودها پایشان به سفره های ما باز شده است و اکثر خانواده ها سبک غذایی خود را با این مدل غذاها تعیین می‌کنند.

با وجود این نوع غذاها دیگر از آن جمع های خانوادگی که بر سر یک سفره می نشستند خبری نیست. والدین خانواده ها شاغل اند و گاهی برخی فرزندان هم شاغل هستند و تنها در هنگام خواب، یکدیگر را می‌بینند و فرصتی برای بررسی مشکلات یکدیگر ندارند؛ همه این عوامل دست به دست هم می دهد و خانواده هایی ایرانی را از هم دور می‌کند.

بودن در جمع خانواده‌ به فرد امنیت می‌دهد، در حالیکه این روزا این رشته روبه گسستن است و تمایل به تنها شدن و مجرد زیستن افزایش می‌یابد، یا به‌عنوان مثال پدیده تک فرزندی که رواج یافته اگر به همین منوال ادامه یابد قطعا در آینده فرزندان‌مان با واژه‌های خاله، عمه، عمو و دایی بیگانه می‌شوند که این خود مبحث جدایی را می‌طلبد؛ اما به روز بودن و بهره بردن بهینه از تکنولوژی‌های روز دنیا می‌تواند در ارتباطات روزمره بسیار موثر باشد در صورتی که بجا و درست از این ابزار بهره‌مند شویم.

محدثه مهدوی/ شعبه گیلان

captcha