
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، برخی حرفها است که نباید به کودک گفت چرا که ممکن است شخصیت او را متزلزل و دستخوش تغییرات بدی کند.
خطاب قرار دادن کودکان به اسامی نامناسب؛ اگر کودکان را به نامهایى مانند احمق و تنبل بنامید باور مىکنند که داراى این صفات و خصوصیات هستند و به علت آسیبى که به کاربردن این نامهاى منفى به شخصیت بچه ها وارد مىکند اعتماد به نفس او از بین مىبرد و ممکن است از حضور در جمع و بازى با دیگران خوددارى کند.
طرد کردن بچهها؛ اگر به کودک بگویید «اى کاش به دنیا نمىآمدى» یا «هیچکس تو را دوست ندارد»، نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایى از آنهاست. براى یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردى که او را به دنیا آورده به معنى دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطى دوستش دارند.
مقصر دانستن بچهها هنگام بروز مشکلات: « تو دلیل دعواى من و پدرت هستى»؛ مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنى است که او به دلیل کارى که دیگران انجام دادهاند سرزنش مىشود. بچهها هدف آسان و در دسترس براى به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضاى خانواده هستند.
اگر بچهها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند، ما باید نمونهاى از مسؤولیت پذیرى در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت؛ اگر عصبانى شدید به محض به دست آوردن خونسردى از کودک معذرت بخواهید و مثلاً بگویید: « ببخشید دعوات کردم، امروز خسته بودم».
انتظارات نابجا؛ پدر و مادرانى که از فرزندان خود انتظارات بیجا دارند آنها را مجبور مىکنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند. پیامى که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافى خوب نیستى.
داشتن انتظار بیجا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین مىبرد. چه باید گفت؛ با تأکید به نکات مثبت بگویید: «خیلى عالى است که نمرههاى ۲۰ زیادى در کارنامه ات دارى، اشکالى ندارد نمره ۱۷ گرفتى چون تو تمام سعى خود را کردى و هر انسانى ممکن است اشتباه کند. سعى کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومى ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند».
مقایسه کردن؛ وقتى به کودک مىگویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست، تخم حسادت و بددلى را بین فرزندان خود مىکارید. بچهها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند، چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بىارزشى و بد بودن را خواهند داشت. حتى تعریف مثبت هم مىتواند همین نتیجه را داشته باشد.
شرمزدگى: «باید از خودت خجالت بکشى. درست مانند یک بچه رفتار مىکنى»؛ هنگام خجالت کودک احساس مىکند نقص دارد یا بى لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او مىشود. برخى پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روى ضعفهاى کودک- مانند شب ادرارى- او را تحقیر مىکنند. خجالت زده کردن کودک موجب مىشود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: «گریه نکن تو دیگر بزرگ شدهاى. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست».