کد خبر: 3008623
تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۶

چهارگانه لحظه تحویل سال؛ کوتاه اما کلیدی

گروه اجتماعی: دعای کوتاه تحویل سال نکات آموزنده و سمبلیک فراوانی دارد و فرازهای چهارگانه این دعا و نظم و ترتیب حاکم بر آنها خود بیانگر مفاهیم بلندی است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، در طلیعه بهار هر سال و در آغازین روزهای سال جدید، همواره دعای روح‌بخش تحویل سال نو را می‌خوانیم و می‌شنویم و زبان جان را با فرازهای نورانی این دعای شریف مترنم می‌سازیم. حال نیکوست که در معنای این دعای دلنشین بیندیشیم و جان و دل خویش را با حقایق و لطایف آن زینت بخشیم. 

دعای کوتاه تحویل سال نکات آموزنده و سمبلیک فراوانی دارد و فرازهای چهارگانه این دعا و نظم و ترتیب حاکم بر آنها خود بیانگر مفاهیم بلندی است که چونان چشمه زلال بر بستر دل‌های شیفته معنا جاری می‌گردد و جهانی از اسرار را جلوه‌گر می‌سازد.

یا مقلب القلوب و الابصار

در اولین فراز، سخن از «قلب» است و «چشم»؛ دو رکن اساسی و کلیدی در شناخت، فهم و درک.

سال کهنه با همه خاطرات تلخ و شیرین‌اش و بار سنگین‌اش تمام شد. تو بر قله زمان ایستاده‌ای و تماشاگر عبور زمان و گذر عمر، می‌باشی. فرصتی است طلایی تا آنچه را اندوخته‌ای بازخوانی و بر آنچه بر تو رفته است اندیشه کنی. فهرست بلندی از رفتارها و کنش‌ها و واکنش‌هایت را مرور کنی؛ ناکامی‌ها، تلخی‌ها و کاستی‌ها و قصورها و تقصیرها را در کنار موفقیت‌ها و کامیابی‌هایت به نظاره بنشینی، ریشه‌یابی و بررسی کنی. کدام روزش، کدام هفته‌اش، کدام لحظه‌اش مملو از خدا بود و کدام یک مملو از شیطان و هوی و هوس. اگر شکست و زمین خوردنی شکل گرفت و داستان غم‌انگیزی، مسببش چه بود؟

می‌خواهی آینده را بگونه‌ای دیگر بسازی و آینده را بگونه‌ای دیگر رنگ بزنی. آسیب‌شناسی و آسیب‌زدایی کنی و خسران و زیان گذشته را تکرار کنی. به امیدهای نو، آرزوهای نو، آینده‌ای نو و سرنوشتی نو می‌اندیشی.

غبار زمانه چشمانت را پوشانده و توان دیدن و فهمیدن و هجرت را از تو سلب کرده‌اند هنوز هم امروز و فردا را چون دیروز می‌بینی و می‌فهمی. از درک خوبی‌ها و زیبایی‌ها عاجزی و دست خدا که فرا دست همه دست‌هاست و از درک و فهم لطف و مهربانی‌های او باز می‌مانی. درست مثل آنان که قرآن کریم توصیف می‌فرماید «قلب دارند اما با آن چیزی را نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند» و «چشم دارند اما بینا نیستند و حقایق را نمی‌بینند».

در چنین وضعیت اسفناکی است که به خدا پناه می‌بری و در اولین مرحله و پیش از هر چیز در آغاز سال جدید و در اولین گام هجرت‌ات از خداوند انقلاب و دگرگونی «قلب» و شستشوی «چشم» را می‌خواهی و به این دو رکن توجه می‌کنی چه آنکه اگر قلب و چشم دگرگون و فعال نشوند و از بند اسارت آزاد نگردند از بقیه اعضای بدن کاری ساخته نیست.

قلب زنگار گرفته‌ام را بازگیر، چشم شور و حسود و خیره‌ام را شستشو ده تا عاقبت را بگونه‌ای دیگر ببینم، فرداهای سرنوشت را از هم‌اکنون آنگونه که تو دوست داری نقش بزنم، چه آنکه اگر چنین نکنی، چشم و قلبم اسیر در قالب‌ها اسیر در گذشته خواهند ماند مرا نیز به اسارت خواهند برد.

یا مدبراللیل و النهار

شب و روز نماد تغییر و تحول فراگیر و جهان شمول‌اند. هر کس در هر کجای جهان و از هر طبقه و قشری و در هر شرایطی شب را می‌فهمد و روز را درک می‌کند. آن دو واقعیتی هستند ملموس برای همه، هیچ جنبنده‌ای نیست مگر آنکه در ظرف زمان قرار می‌گیرد و شب و روز را تجربه می‌کند. از آغاز خلقت چنین بوده و تا پایان نیز چنین خواهد بود. شب و روز کامل‌ترین تابلو و آیینه تمام نمای تحول در طبیعت است که قدرت و شکوه و عظمت و تدبیر خداوند را به نمایش می‌گذارد. شب و روز با آهنگی یکنواخت و دائمی، یکی پس از دیگری از راه می‌رسند و آهنگ تحول و حرکت را زنده نگه می‌دارند.

یا محول الحول و الاحوال

اذعان می‌کنیم که اگر لحظه‌ای خداوند که دگرگون‌کننده مطلق است ما را به حال خود رها کند نه تنها در یک حالت ثابت و راکد و متعفن واقع می‌شویم بلکه اساسا نفس دگرگون شده و تغییر نیز به رکود و سکون تبدیل می‌گردد و سرنوشت مختوم و تقدیر ماندن و گندیدن و پوسیدن و هیچ شدن رقم می خورد و بر اثر غفلت و گناه و مصیبت ظرفیت و توان دگرگون شدن را هم از دست می دهیم و این اوج بیچارگی و عجز و فلاکت انسان خواهد بود. بنابراین با نسبت دادن «حول» اصل دگرگونی و «احوال» اشکال بیرونی و ظاهری تغییر و تحول به «محول» راه را برای فراز چهارم و اصلی ترین فراز دعا باز می‌کنیم.

حول حالنا الی احسن الحال 

لطف عام و کریمانه خداوند تمام هستی را در برگرفته و به شهادت شب و روز خدا تنها دگرگون کننده زمان و مکان و عالم است، اکنون حقیقت تحول و دگرگونی به دست خداست؛ پس ای خدای مهربان حال مرا دگرگون کن به زیباترین حال، دستم را بگیر و یاری ام کن و مرا از این «حال» غم انگیز و دردناک رهایی بخش و به حال برتر و زیباتر برسان. تو به رفتار و اعمال و قصورات من منگر که اگر معیار من باشم سرنوشتی دردناک نصیبم خواهد شد، لطف و کرم ات را جاری کن و به دیده کرامت بنگر. درست است که من خویشتن خویش را گم کرده ام و در من های دروغین و خود ساخته اسیرم، اما در این لحظات حساس و مهم که جهان را از تحول و دگرگونی پر می سازی به بارگاه مقربین و اولیاء ات پناه آورده و آنان را شفیع خود قرارداده حریم حرم آل محمد(ص) را حرمت نهاده ام دل به حرمش آورده ام، ای صاحب حرم حرمتم بدار و این ترنم شادی بخش و رهایی بخش را از من بشنو، با همه وجود دگرگونی و تحول و رهایی و پرواز را امید دارم. خدایا ناامیدم نگردان. آمین

captcha