گروه اندیشه: عوامل بسیاری است که می تواند دست به دست هم داده و بنیان زندگی خانوادگی را به ویژه در زوج های جوان از بین ببرد، اما با وجود محبت، ایثار و فداکاری می توان پایه های زندگی را مستحکم ساخت.

صدای دست زدن و تبریک و شادباش همه سالن را پر کرده است. خانوادههای عروس و داماد تلاش میکنند بهترین جشن را برای فرزندشان برگزار کنند تا خاطرهاش تا ابد در ذهن مهمانها باقی بماند. این زوج جوان نیز تلاش دارند تا این روز را تبدیل به بهترین روز زندگیشان کنند.
اما متأسفانه در بسیاری از موارد چیزی نمیگذرد که به گوش مهمانان همان مجلس میرسد که زن و شوهر جوان با هم اختلاف جدی پیدا کردهاند و کارشان به دادگاه، وکیل و قاضی رسیده است. در برخی موارد این اتفاق تلخ حتی قبل از شروع زندگی مشترک(در دوران عقد) و یا همان سال اول زندگی رخ میدهد.
اما بهراستی چه میشود که یک زندگی با هزاران امید و آرزو شروع میشود، پایههایش اینگونه سست میشود و زن و شوهری که با خواستههای شیرین، قدم در خانه مشترکشان گذاشتهاند دیگر حاضر نیستند در کنار هم روزگار بگذرانند.
به نظر میرسد وقتی زوایای زندگیهایی که به جدایی ختم میشوند را مورد بررسی قرار میدهیم درمییابیم که این ازدواجها یا آگاهانه نبوده و یا آزادانه رخ نداده است.
اغراق نیست اگر بگوییم کسی که حتی زحمت یک تحقیق ساده را به خود نمیدهد و بر مبنای چند گفتوگو در جلسه خواستگاری و شتابزده بله میگوید در واقع زندگیاش را بر مبنای شانس و اقبال بنا کرده که شاید اقبال من خوب باشد و کسی که به او بله گفتهام بتواند مرا خوشبخت کند. و حال خدا نکند شانس این عروس خانم خوب نباشد!! باید کفش آهنین بپوشد و پلههای دادگاهها را طی کند و یا از همه حقوقش بگذرد تا رضایت طرف مقابل را برای طلاق بگیرد.
و یا پسری که با نگاه به دختری زیبارو اسیر احساسات شده و بدون توجه به حرفهای دیگران که بگذار بیشتر این خانواده را بشناسیم اصرار بر خواستگاری و عقد دارد، اگر بعد از مدت زمانی دیگر ظاهر دختر برایش عادی شد و رفتارهای نادرست همسرش در زندگی ظاهر شد،چه کسی جز خود را باید سرزنش کند؟
ازدواج یا به عبارت بهتر زندگی پایدار دقت کافی در مرحله انتخاب میخواهد. درست است که بزرگان ما گفتهاند ازدواج را ساده بگیرد، اما فراموش نکنیم که مقصود ساده گرفتن در مرحله انتخاب نیست بلکه در فرایند ازدواج یعنی جشن، خرید، مهریه و جهزیه است اتفاقی که عکس آن در جامعه ما رخ میدهد.
ما شتابزده به خواستگاری میرویم و سریع بله میگوییم، اما بر عکس در مرحله مشخص شدن میزان مهریه، جهیزیه و خرید ازدواج سخت میگیریم و همین میشود که زندگیهایی مادی و فارغ از معنویت حقیقی شکل میدهیم که پایههایش در مهریه بالایی که باید داماد بدهد و جهیزیه سنگینی که عروس باید بیاورد بنا شده است.
تنها موردی که بیان بزرگان ما در مرحله انتخاب همسر تأکید شده سخت نگیرید زمانی است که از اخلاق، ایمان و همکفو بودن طرف مقابل اطمینان پیدا کردهایم، بهراستی آیا بله گفتنهای امروزی با اطمینان از این موارد سخن میگوید.
چه زیبا امام حسن(ع) در پاسخ سؤال یکی از یاران که گفت دخترم را به ازدواج چه کسی دربیاورم گفت: «دخترت را به ازدواج فردی باایمان در آور زیرا اگر دخترت را دوست بدارد، گرامیش میدارد و اگر دوستش نداشته باشد به او ظلم نمیکند».
خیلی اوقات در مرحله انتخاب درست عمل میکنیم اما در طول زندگی مشترک اتفاقاتی رخ میدهد که زندگیها را سرد میکند و کار را به طلاق عاطفی و در نهایت طلاق قانونی میکشاند.
آیا زن یا شوهری که بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک فراموش میکند که همسرش چون روزهای اول زندگی نیازمند ابراز محبت و عاطفه اوست میتوان انتظار داشته باشد که طرف مقابل نیز چون ابتدای زندگی اهل ایثار و فداکاری باشد.
محبت یک منبع انرژی است که اگر در وجود کسی شعلهور شود نتیجهاش ایثار و فداکاری است. انسان نیاز دارد که گاه شریک زندگیش به او بگوید دوستت دارم، هنگام خستگی به او یک خدا قوت بگوید و یاریش کند تا به اهدافش برسد..این نیاز طبیعی هر انسان است.
از طرف دیگر یادمان نرود که چشمچرانیها انسان را تنوعطلب کرده و زمینه خیانت را فراهم میکند، یادمان نرود که غیرت فقط این نیست که به حجاب همسرت حساس باشی، بلکه اگر غیرتمندی نباید بگذاری کسی نزد تو بدگویی همسرت را بکند و در زندگیت دخالت نماید حتی اگر عزیزتر کس تو است.
همین نکتههای به ظاهر کوتاه است که زندگیها را تلخ یا شیرین میکند. روزهایمان را سهل یا سخت میکند. مراقب باشیم که طوفانهای سهمگین روزگار خانه محبتمان را ویران نکند.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی