
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، فرهنگ، مهمترین جلوه و نماد بیرونی و خارجی از انسانیت بشر است. از این رو شخصیت هر کسی را براساس فرهنگ وی میسنجند. هم چنین فرهنگ هر جامعه بهعنوان مهم ترین معیار سنجش و داوری درباره آن جامعه و بیانگر میزان رشد و تکامل آن در مسیر درست کمالی به شمار میآید. بر این اساس قرآن به مسایل فرهنگی بیش از هر مسئله دیگر بها داده و آموزش و پرورش انسانی را در این مسیر مورد توجه و اهتمام ویژه قرار داده است.
بسیاری از آموزههای قرآنی به حوزه فرهنگسازی توجه داشته و دستورهایی به این منظور صادر کرده است. حوزه مسایل تربیتی که به اشکال مختلف در قرآن مورد توجه است بازتابی از این توجه قرآن به مسئله فرهنگسازی است؛ چراکه هر جامعهای در صورتی میتواند در مسیر الهی و صراط مستقیم گام بردارد که آموزش فرهنگسازی درست زندگی در آن مورد اهتمام باشد و مردم در مسیر درست جامعهپذیری آموزش دیده و پرورش یابند.
بسیاری از رفتارهای فردی و اجتماعی همواره نیازمند بازسازی و بهسازی است؛ زیرا به علل درونی و بیرونی، انسان گرایش های افراطی و تفریطی پیدا میکند که خود عامل مهم کژروی انسان است. تأکید بر اعتدال و میانه روی در همه حوزهها و ارایه مسیر کمالی به نام راه راست و صراط مستقیم از آن روست تا همواره با معیار و میزانی، جلوی کژروی ها گرفته شود.
یکی از روشهای قرآن برای فرهنگسازی درست و سازنده، ارایه الگوی مناسب در همان زمینه است تا بهعنوان معیار و ملاک داوری همیشه در جلو چشم باشد.
نویسنده در این نوشتار بر آن است تا به نقش ارائه الگوهای مناسب در حوزه فرهنگسازی از دیدگاه قرآن توجه دهد و تحلیل و تبیین قرآن را در این زمینه یادآور شود. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
روشهای تربیتی قرآن
بی گمان هر انسانی از زمان تولد نیازمند آموزش و پرورش است تا بتواند شناخت جامع و کاملی از هستی و خود و نیز هدف و مسیر خویش در جهان هستی بیابد. چنان که هر شخصی در کنار شناخت، نیازمند آن است تا به کمک اصول پرورشی، ظرفیت ها و توانمندی های خود را فعلیت بخشد. از این رو تعلیم و تربیت بهعنوان مهم ترین دغدغه همه افراد و جوامع در طول تاریخ مطرح بوده است.
انسان و جامعه زمانی می تواند به هدف اصلی و فلسفه آفرینش دست یابد که آموزش و پرورش به شکل درست و کامل انجام پذیرد. لذا مسئله بهترین روش های آموزش و پرورش فردی و اجتماعی مورد توجه همه جوامع بشری بوده است.
از آن جایی که هدف آموزه های وحیانی از جمله قرآن، معرفی بهترین شیوه آموزشی و پرورشی به هدف دست یابی بشر به هدایت واقعی است، مسئله شیوه های آموزشی و پرورشی در مرکز اهتمامات و توجهات قرآنی قرار گرفته است.
آیات قرآنی با توجه به ساختار طبیعی و نیازها و انگیزه های بشری، بر آن است تا بهترین و کامل ترین و آسان ترین روش و شیوه آموزشی و پرورشی را ارائه دهد تا انسان ها در این مسیر گام بردارند و مقاصد آفرینش را تحقیق عینی بخشند.
روش ارائه الگوی مناسب
از جمله روش های قرآنی، ارایه الگوهای عینی و پسندیده برای هر چیزی است؛ زیرا انسان ها دارای نیازها و ابعاد گوناگونی هستند که ارایه بهترین الگو در هر زمینه ای می تواند به تحقق فرهنگ مطلوب کمک کند.
اگر به آیات قرآنی توجه شود به آسانی می توان دریافت که گزارشهای قرآنی همواره با عطف به مسئله معرفی الگوهای مناسب و درست در هر زمینه ای بوده است. حتی از آن جایی که برخی نیازمند آن هستند که الگوهای نامناسب را به صورت موردی و خاص بشناسند و از پیروی آن دوری کنند، قرآن به معرفی الگوهای ناپسند نیز میپردازد تا شخص و جامعه خود به قضاوت درباره دو دسته از الگوها پرداخته و بهترین و پسندیدهترین آن را انتخاب کند. با عنایت به این که برخی از افراد جامعه از نظر توانایی و ظرفیت در آن اندازه نیستند تا خود مصادیق الگوهای ناپسند را بشناسند و از آن پرهیز کنند. تبیین و معرفی نظری و مصداقی هر یک از الگوهای ناپسند میتواند این دسته از افراد را نیز دربرگیرد و آنان را در مسیر درست و کمالی قرار دهد.
به سخن دیگر، گاه نیاز است که الگوهای ناپسند نیز معرفی شوند تا هم فرصت سنجش برای افراد فراهم آید و هم کسانی که ناتوان از تشخیص سره از ناسره و درست از نادرست هستند این امکان را بیابند تا با معیاری درست و کامل در مسیر صحیح گام بردارند.
این گونه است که در مسایل خانوادگی دو دسته از الگوهای پسندیده و ناپسند را معرفی میکند. در آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره تحریم می توان این شیوه آموزشی و فرهنگسازی قرآنی را به آسانی شناسایی و ردگیری کرد. خداوند در این آیات افرادی را بهعنوان الگوهای پسندیده و ناپسند معرفی میکند؛ چنان که در این آیات و آیات دیگری که مرتبط به همین الگوهاست تعلیل خود را از پسندیده و ناپسند بودن این الگوها بیان میکند.
قرآن به علت این که هدف از آفرینش انسان را خلافت الهی از راه عبودیت می داند، بر آن است تا الگوهایی را معرفی کند که در این مسیر گام برداشته و به هدف رسیدهاند.
به سخن دیگر، خداوند هر چند که افرادی را بهعنوان الگوهای کامل براساس هدف تعیین شده آفرینش معرفی میکند، با این همه الگوهایی را نیز در برخی از حوزههای مهم زندگی به طور خاص معرفی میکند که انسان ها می توانند آن ها را سرمشق خویش قرار دهند. در این راستا افزون بر معرفی الگوهای کلی و جامع چون رسول الله (ص) که در آیه ۲۱ سوره احزاب معرفی شده، به معرفی الگوهای مورد نیز توجه دارد. بطوری که در حوزه عفت و حیا به حضرت مریم(س) در آیه ۱۲ سوره تحریم بهعنوان الگوی پسندیده توجه میدهد و در آیه ۱۱ سوره تحریم نیز آسیه همسر فرعون را بهعنوان الگوی مقاومت زنان معرفی میکند.
در مسئله صبر به ایوب (ع) و صبر جمیل به یعقوب(ع) و در مسایل دیگر کسانی دیگر را معرفی میکند که در آیات قرآنی به اشکال مختلف گزارش شده است.
ازجمله الگوهایی که قرآن بهعنوان الگوی کلی معرفی میکند حضرت ابراهیم(ع) و پیروان وی است (ممتحنه آیات ۴ و ۶) چنان که افرادی به نام ربانیون را نیز در آیات ۱۴۶ و ۱۴۷ سوره آل عمران بهعنوان الگوهای پسندیده و مناسب معرفی میکند و درآیه ۹۰سوره انعام بر پیروی و الگوبرداری از این افراد تاکید می ورزد.
ویژگی الگوها
همان طور که از آیات برمی آید الگوهایی که برای پیروی مورد توجه قرارمی گیرند، باید دارای ویژگی ها و خصوصیاتی باشند.
ازجمله مهم ترین این ویژگی ها مناسبت میان الگو و مساله ای است که می بایست درآن شخص، از الگو پیروی کند. بهعنوان نمونه درمساله حیا و عفت باید الگوهایی معرفی شوند که دراین حوزه بهعنوان مصادیق کامل عفت و حیا شناخته هستند. از این رو به حضرت مریم (س) و دختران شعیب (ع) بهعنوان الگوهای عفت وحیا دراین میان زنان توجه داده شده است. خداوند درگزارشی از عفت و حیای دختران شعیب (ع) می فرماید که دختر شعیب درحالی به سوی حضرت موسی (ع) آمد که رفتار وی برخاسته از حیا و عفت بود. وقار و طمانینه درگام برداشتن وچشم فرو هشتن و متانت درگفتار و درعقب حضرت موسی (ع) حرکت کردن از جمله مصادیقی است که درباره حیا و عفت دختر حضرت شعیب(ع) دربرخی از روایات آمده است.
همچنین معرفی حضرت یوسف (ع) برای تقوای جنسی و واکنش مناسب در برابر عشوه های زنانه و تحریکات جنسی و یا برای مدیریت کشوری و سیاسی و نیز معرفی حضرت یعقوب (ع) و ایوب (ع) برای صبر از باب توجه به مناسبت میان الگو و مسائل آن است.
بنابراین نمیتوان برای بیان مسائل زنان، الگوهای مردانه را ارایه داد چنان که نمی توان برای بیان مسائل عرفانی، الگوهایی ازفقیهان معرفی کرد و یا درحوزه مسائل اقتصادی از الگوهای نظامی نشانی داد.
از دیگر ویژگیهای الگو آسان بودن دسترسی به آن است. به این معنا که الگو باید به گونه ای باشد که به سادگی دردسترس قرارگیرد و پیروی از وی ممکن باشد. برخی از مردم، امامان معصوم (ع) و پـیامبر(ص) را آن چنان بالا می برند که قابل الگوبرداری نبوده و دور ازدسترس قرار می گیرند. درحالی که قرآن بارها بر این نکته تأکید میکند که آنان نیز همانند شما بشری هستند که میتوان از آنان الگوبرداری کرد و به کمالاتی که آنان دست یافتهاند دست یافت.
اگر الگوها به گونهای باشند که قابل دسترسی نباشند نمیتوان آنها را بهعنوان الگو معرفی کرد. بهعنوان نمونه اگر فرشتگان یا جنیان الگو برای انسان قرار داده شوند. الگوی نامناسب و دور از دسترس هستند؛ زیرا خصوصیات و ویژگیهای انسانی با آنها متفاوت است و انسان نمیتواند آنان را الگوی خویش قراردهد.
بسیاری از الگوهایی که برای جوانان و نوجوانان معرفی میشود از جمله مصادیق خروج از این مؤلفه و ویژگی الگو بودن است. بنابراین باید همواره به این نکته توجه داشت که الگو، مناسب و در دسترس باشد. درمسائل اقتصادی نمی توان جامعه ای را معرفی کرد که دارای ظرفیت ها و ویژگی های اختصاصی است. بهعنوان نمونه کشوری که در بیابان و کویر قرار دارد نمی تواند در مسئله آب، کشوری چون برزیل را که از رودخانه ها و جنگل های بزرگ برخوردار است و یا کشورهای بارانی دیگر را الگوی خود قرار دهد.
از دیگر ویژگی های الگو آن است که بر بنیاد اعتدال باشد؛ زیرا هرگونه افراط گرایی در الگو می تواند فرد و جامعه را از مسیر تکاملی باز دارد. به این معنا که اگر الگو در همان موردی که الگو قرار می گیرد، دارای افراط باشد نمی تواند مفید و سازنده باشد.
از نظر اسلام بنیاد همه چیز بر عدالت است و اعتدال و میانه روی در امور بهویژه رفتاری که می بایست الگوی عمل قرار گیرد، از اصول اساسی آن به شمار می رود. از این رو خداوند از هرگونه افراط و تفریط در زندگی بازمی دارد و آن را عامل اختلال زندگی بشر می داند.
لذا در آیات قرآنی افراط در انفاق نیز امری مذموم دانسته شده است و با آن که انفاق، عملی واجب و پسندیده و فضیلتی بسیار مهم برای آدمی است، هرگونه خروج از اعتدال و گرایش به افراط و تفریط در آن منع شده است. خداوند در آیات ۱۷ و ۱۹ سوره لقمان رعایت اعتدال در راه رفتن را سفارش میکند که این خود نمونهای از مصادیق این مسئله است.اینها برخی ازویژگی هایی است که یک الگوی مناسب باید از آن برخوردار باشد.
فرهنگسازی از راه معرفی الگو
با توجه به این که انسان موجودی مقلد است و بسیاری از تجربیات و دانش های خویش را از طریق تقلید می آموزد و یا به دیگران و نسلهای دیگر منتقل میکند میتوان گفت که الگوسازی امری مهم و اساسی است.
البته همین مسئله تقلید عامل مهمی در گمراهی بشر است. از این رو قرآن از تقلیدهای کورکورانه و به دور از عقلانیت و مشروعیت باز می دارد. به این معنا که همین عامل انتقال تجربیات و دانشها از نسلی به نسلی دیگر، خود مهم ترین عامل بازدارندگی انسان از رشد و کمال و عقب افتادگی بشر قرار میگیرد در صورتی که به درستی از این توانمندی و ظرفیت بشری استفاده نشود.
همان گونه که انسان نیازمند آموزش و تربیت است، نیازمند الگوسازی مناسب و سالم نیز می باشد. تقلیدگر ایی بشر موجب میشود تا خود الگویابی کند و در جست وجوی الگوی زندگی برآید. اگر در این میان الگوسازی مناسب و درستی انجام نشود، این ظرفیت و توانمندی بشر یا هرز می رود و یا آن که عامل بازدارنده و عقب افتادگی شخص و یا جامعه میشود.
از این جاست که مسئله الگوسازی مناسب و درست خود را بر مدیران و مربیان جامعه و خانواده تحمیل میکند. احساس نیاز به الگو در بشر و جامعه باید به طریق درست پاسخ داده شود. بنابراین ضروری است تا الگوهای مناسب و درستی برای شخص و یا جامعه معرفی شود. خداوند براساس پاسخ گویی به این نیاز بشر و جامعه است که برخی از پیامبران را بهعنوان الگوهای مناسب معرفی میکند و یا پیامبر اکرم(ص) را بهعنوان الگوی کامل و تمام عیار به تمامی جوامع بشری معرفی می نماید و برای جوامع بشری نیز امت عصر پیامبر(ص) را بهعنوان شاهد و الگوی قابل پیروی جوامع مطرح می سازد.
انسان ها برای این که به شخصیت درست و سالم دست یابند و در مسیر کمالی و رشد، حرکت کنند باید الگوهای مناسبی را دارا باشند. این جاست که فرهنگ سازی از راه الگوسازی می تواند نقش خود را به خوبی ایفا نماید.
فرهنگسازی از راه اصلاح الگوها
برخی از الگوهایی که معرفی شده اند به سبب نقص ذاتی و یا عارضی ناتوان از ارایه درست زندگی برای بشر در مکان و یا زمانی معین می باشند. لذا مردم با پیروی از الگوی نادرست و ناقص، رفتار و فرهنگ غلطی را می آموزند و در ایشان نهادینه میشود. از این رو لازم است با معرفی الگوهای درست و مناسب و کامل، فرهنگ رفتاری جامعه و یا شخص را تغییر داد.
براین اساس اصلاح دایمی الگوها برای ایجاد فرهنگ سازی مناسب بهعنوان یک ضرورت خود را بر جامعه و خانواده تحمیل میکند.
بهعنوان نمونه در طول سال های گذشته برای این که تغییر در فرهنگ مصرف مردم داده شود و آنان به سوی مصرف کالاهای وارداتی و خارجی رو آورند، الگوهایی از راه رسانه های جمعی و یا شخصیت های محبوب معرفی شده اند که عامل مصرف گرایی در جامعه شده است.
اکنون اگر بخواهیم این فرهنگ نادرست و غلط مصرف گرایی را از جامعه بزداییم نیازمند معرفی الگوهای مناسب و درست و کامل هستیم.
در این میان رسانهها و عامل غرقه سازی، نقش پررنگ و بسیار مهم خود را نشان می دهد؛ زیرا رسانهها میتوانند الگوهای مناسبی را معرفی و در تغییر فرهنگ نقش اساسی داشته باشند. از این رو برای فرهنگ سازی مناسب لازم است تا الگوها اصلاح شوند. فرهنگ عمومی با تغییر و اصلاح الگوها تغییر مییابد و در مسیر درست قرار میگیرد.
از اهتمام قرآن و اسلام برای معرفی الگوهای مناسب و کامل برمی آید که از نظر قرآن بهترین شیوه و روش برای فرهنگسازی مناسب، بهرهگیری از ارایه الگو و اصلاح آن در صورت نیاز است.
پیامبر اکرم(ص) در ایجاد جامعه نمونه و برتر خود از روش اصلاح الگوها و یا تغییر در آن، فرهنگسازی را آغاز کرده و به نتایج مهمی دست یافت.
به سخن دیگر، اصلاح و یا تغییر الگوی مصرف در حقیقت بهترین و کاملترین شیوه برای اصلاح فرهنگ و نهادینه کردن فرهنگ درست و مناسب با اهداف عالی و بلند اسلام است. باشد با معرفی الگوهای کامل و مناسب گامهای درستی در راه اصلاح فرهنگ عمومی جامعه برداریم.
یادداشت: سیدمحمدعلی رضایی