
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، عید محمد تخمکار یکی از آن مردانی است که باید پای حرفهایش نشست تا ارزش پدری را لمس کرد. فرشتهای که تمام جوانیاش را میدهد تا شاهد به ثمر نشستن تلاشهایش در قامت جوانی رعنا باشد. اما همین موجودی که عاشقانه برای فرزندش تلاش میکند گاه میوه دلش را راهی میدانهای نبرد میکند و وقتی او در راه حق به جانبازی میرسد تمام لحظات در کنار او میماند.
عیدمحمد تخمکار، این جانباز 50 درصد دوران دفاع مقدس به خبرنگار ایکنا گفت: دوران کودکیام را در روستای مناوند گذراندم و همراه با پدر کشاورزی میکردم و کار نهال کاری کرده و به صحرا میرفتم و در کنار آن درس میخواندم.
وی که متولد سال 43 میباشد، بیان کرد: البته در روستای ما شرایط ادامه تحصیل در مقطع بالای سوم دبستان فراهم نبود و من نیز توانستم ادامه دهم و بعدها تا سیکل ادامه دادم.
این جانباز 50 درصد دفاع مقدس ادامه داد: 10-12 سال بیشتر نداشتم که نام امام خمینی(ره) بر سر زبانها افتاد و حتی در روستاها نیز تظاهرات علیه رژیم اتفاق میافتاد و گاه اهالی یک روستا برای تظاهرات و راهپیمایی مسیر یک روستا تا روستای مجاور را طی میکردند.

تخمکار عنوان کرد: بعد از پیروزی انقلاب نیز پایگاه مقاومتی در منطقه ما شکل گرفت که قهستان نام داشت . در آنجا کلاسهای عقیدتی برگزار میشد و در زمان شروع جنک در این کلاسها سخن از ضرورت دفاع از وطن به میان آمد و شوق رفتن به میدان رزم را در دلها زنده کرد.
وی افزود: 4 بار به جبهه رفتم و در نهایت در مرحله پنجم که به جبهه اعزام شدم در تاریخ 2/11/65 در عملیات کربلای 5 جانباز شدم و بعد از مجروحیت به بیمارستانی در رشت من را اعزام کردند و به خانوادهام اطلاع دادند و آنان نیزبه آنجا آمدند.
این جانباز دفاع مقدس گفت: بعد از حدود 25 روز که در رشت بودم به مشهد منتقل شدم و در نهایت به سپاه آمدم و مدتی آنجا بودم.
تخمکار اظهار کرد: 6 ماه بعد از مجروحیتم با دختر یک شهید ازدواج کردم که متأسفانه همسرم فوت کرد و بعد از ایشان با دختر عموی وی ازدواج کردم که ثمره آن یک دختر 9 ساله به نام فاطمه و یک پسر 5 ساله به نام علی است که زندگیمان را شیرین کرد.
وی عنوان کرد: وقتی پدر شدم قدر این میوه کمیاب زندگی را بیشتر دانستم و درک کردم او چقدر برای رشد ما زحمت کشیده است و همیشه در لحظات سخت زندگی همراه من بوده است و خدا را شکر میکنم که هنوز سایهاش بر سر ماست که با نگاه او دردهای جسمیام آرام میگیرد.

این جانباز دفاع مقدس گفت: درخواستی از مسئولان دارم که میخواهم از طریق رسانه شما منتقل کنم. نخست اینکه در پلاک ماشینهای ویژه جانبازان علامت و نشانی وجود دارد اما در مناطق شلوغ شهر تابلوی ویژه ماشین جانبازان و معلولین نیست.
تخمکار اظهار کرد: من در سال 83 یک پیکان قسطی خریدم که با توجه به شرایط جسمیام تقاضا دارم شرایطی فراهم شود تا بتوانم حدأقل به صورت قسطی یک اتومبیل با سیستم پیشرفتهتر خریداری کنم.
وی یادآور شد: درخواست دیگری که دارم این است که مرکز ارتز پروتز بهزیستی خراسان جنوبی تقویت شود تا جانبازانی که نیاز به ساخت دست و پای مصنوعی دارند مجبور نشود برای این کار به شهرهای دیگر سفر کنند چون با توجه به شرایط جسمی برایشان سخت است.