
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، سخت است، شکوه ایثار خاموش معلم که در گستره تاریخ مکتوب بشریت چون نگینی زرین درخشیده است را به تصویر درآورد. گچهای سفید آن زمان هر روز کوچکترو کوچکترمیشدند و من بزرگتر؛ آنقدر بزرگ که دیگر میز و نیمکتهای کلاس درس برایم تنگ شد ومن به مدرسهای بزرگتر به نام اجتماع رفتم.
او ماند در همان کلاس درس با تخته سیاه و گچهای سفید کوچک و دانشآموزانی با شیطنت و تنبلیهایشان، اجازه گرفتنهای بیموقع و تقلبهای زیر میزیشان. نامش تنها از سه حرف حروف الفبا تشکیل شده اما وسعت مهربانی و ایثارش به اندازه تمام حروف است. وقتی معلم را بخش می کنی اولش محبت و آخرش محبت است.
آن زمان که پای درسش مینشستم و او الفبای عشق را به من میآموخت، دلم پر میشد از گوهر کلمات. بی گمان روز معلم فرصتی است برای گفتن از ایثار کسانیکه عاشقانه انسانهایی را پرورش میدهند برای عشق ورزیدن .آری معلم همان که علم آموزی و صبر را از پیامبران به ارث برده و به حقیقت وارث زیباییها بر گستره گیتی است.
معلمهایی هستند که شاید کمتر دیده شوند اما کارشان نسبت به دیگران بسیار سختتر است، معلمانی که در مدارس استثنایی مشغول آموزش هستند، هر روز با کودکانی سرو کار دارند که دنیا و میزان یادگیریشان با هم سن و سالهای خودشان متفاوت است.
مریم مجدی؛ یکی از همین معلمان است که خود بعلت نابیناییش در مدرسه استثنایی تحصیل کرده و حالا هم به عنوان مربی امور تربیتی در این مدرسه مشغول به کار است.
وی در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، گفت: در دوران تحصیلم خودم خیلی خلأها و کمبودها را درباره افراد معلول تجربه و حس کردم برای همین تصمیم گرفتم معلم بشوم و بتوانم آن کاری که دیگران برایم انجام ندادهاند انجام دهم.
مجدی با بیان اینکه از سال 88 معلم شدم حدود سه ماه در مدرسه عادی بودم، افزود: آنجا احساس بیکفایتی میکردم. همیشه در دفتر مدرسه مینشستم . هیچ کاری به من نمیگفتند که انجام بدهم انگار میخواستند بگویند که تو نمیتوانی کاری بکنی و حتی میگفتند سرکار نیایی اشکالی ندارد حقوقت را میپردازیم.
این معلم نابینا ادامه داد: امکاناتی که یک معلم نابینا برای آموزش باید داشته باشد من ندارم مانند یک رایانه گویا. نمیتوانم از سرویس مدرسه برای رفت و آمدم استفاده کنم چون والدین دانشآموزان گلایه میکنند. آموزش و پرورش هم من را به عنوان آموزگار قبول ندارد و با اینکه شاعر هستم اما هیچگاه در جشنوارهها یا مسابقات ادبی اجازه دخالت یا دآوری به من نمیدهند.
وی با اشاره به اینکه من و آموزان به دلیل مشابه بودن شرایطمان به خوبی همدیگر را درک می کنیم: در نمودار جمعیتی آموزش و پرورش برای تقسیم نیروها هر دانش آموز استثنایی به اندازه شش دانشآموز عادی محسوب میشود و این به خاطر سختی کار در این مدارس است چون هر مطلب را با زبانی ساده و چندین بار باید برای دانش آموز تکرار کنیم. معلمی که در این نوع مدارس کار میکند باید واقعا با حس مادری کار کند. وقتی دانشآموزی لباسش را خیس میکند ما باید هم بشوریمش وهم لباسش را عوض کنیم حتی گاهی ناخن بچهها را هم میگیریم و نکات بهداشتی را باید بسیار ساده و مستمر به آنها آموزش دهیم.
مجدی در ادامه صبوری و قانع بودن را مهمترین خصوصیت معلمان مدارس استثنایی بیان کرد و ادامه داد: این معلمان باید از جانشان مایه بگذارند.
این بانوی معلم نابینا در پایان خاطرنشان کرد: معلم در هر کجا که باشد وظیفه اش آموختن است و فرقی نمی کند شاگردش تیز هوش باشد یا کند ذهن وبی گمان به همین خاطر است که می گویند معلمی شغل انبیاء است.
در وصف مقام و اهمیت شغلی معلمی همین بس که روزی شخصى در مدینه، مدرسهاى بنا کرده و به آموزش کودکان مشغول بود. روزى یکى از فرزندان امام حسین(ع) به مدرسه وى رفت و آیه شریفه «الحمدلله رب العالمین» را آموخت. وقتى به منزل برگشت، آیه را تلاوت کرد و معلوم شد آن را در مدرسه از معلم آموخته است. امام حسین(ع) هدایاى بسیارى براى معلم فرستاد؛ آنگونه که موجب شگفتى گروهى از یاران آن حضرت شد. آنها نزد امام آمدند و عرض کردند؛ آیا آن همه پاداش به معلم رواست که شما در برابر آموزش یک آیه، این همه براى وى فرستادهاید؟ حضرت فرمود؛ آنچه دادم، چگونه برابرى مىکند با ارزش آنچه او به پسرم آموخته است؟
بدون تردید علم و آگاهی که معلم به افراد میآموزد ارزش و پاداشش را فقط خدای باریتعالی میداند.