
عزت، غرور و اعتمادبهنفس واژههایی هستند که ملتها برای رشد و پیشرفت به آن نیازمندند. امکان ندارد که ملتی با کلمه من نمیتوانم و نمیشود به قلههای سربلندی برسند و دیگر مردمان جهان با احترام و غرور با آنان رفتار کنند.
اما نکته مهم و اساسی اینجاست که عزت و اعتمادبهنفس و باور داشتن به اینکه میتوانند موفقیت را از آن خود کنند چگونه در یک ملت حاصل میشود؟ و کدام مؤلفه غرور ملی را بیش از قبل در میان مردم پررنگ میکند؟
برخی معتقدند این که ما چه بودهایم و چه بزرگانی داشتهایم مهم نیست بلکه آنچه حائز اهمیت است این نکته میباشد که اکنون چه هستیم؟ این جمله شاید در ظاهر مورد قبول واقع شود اما نباید فراموش کنیم که زمانی به قلههای رفیع میرسیم و باور میکنیم که میتوانیم که از داشتههای گذشتهمان مطلع باشیم.
تعزیه و جایگاه سرزمین ما در هنرهای نمایشی
فارغ از هر شعارزدگی باید بدانیم ایران سرزمینی کهن با گنجینههایی گرانبها است که شاید در هیچ کجای دنیا نتوان آن را پیدا کرد. در یک مثال ساده امروز افتخار هر قوم و ملتی هنر و هنرمندان آن دیارند و بسیاری از ملل اروپایی به هنر تئاتر خود میبالند و سرچشمه هنرهای نمایشی را میهن خود میدانند.
بسیاری از جوانان سرزمین ما شاید با شنیدن این گفتهها و ادعاها مرعوب شودند و از خود بپرسند پس ما در عرصه هنر چه داشتهایم؟ جوانانی که شاید نمیدانند تعزیه که مال سرزمین ما است یکی از قدیمیترین هنرهای نمایشی است که چندین قرن سابقه دارد.
و یا امروزه دولتمردان و سیاستمدران آمار تعدادNGO (سازمانهای مردم نهاد غیر دولتی) کشورشان را به عنوان یک افتخار اعلام میکنند و بیان میدارند که بسیاری از امور را مردم در قالب همین سازمانها پیگیری میکنند.
قدیمیترین سَمن در دنیا که از آب آشامیدنی نیاز درمان مردم را تأمین کردند
شاید خیلی از ما این سازمانهای مردم نهاد غیر دولتی که در زبان ما مختصر سمن نامیده میشود را امروزی بدانیم. در حالتی که با اندکی تفکر و اندیشه درمییابیم که هیئتهای مذهبی از جمله قدیمیترین سمن ها هستند.
در گذشته تاریخی کشور ما بسیاری از کارها در جامعه را همین هیئتها پیگیری میکردند.کار آنها محدود به برگزاری عزاداری نبود، بلکه این هیئتها از نصب سقاخانه برای تأمین آب آشامیدنی تا ساخت درمانگاه برای درمان مردم را انجام میداند.
آیا اینها افتخاری برای ما نیست؟ و پیشینه فرهنگی قوی برای ما محسوب نمیشود؟ وقتی جوان ما اینها را بداند در برابر گفتههای یک جوان غیر ایرانی که از داشتههای سرزمین خود میگوید مرعوب نخواهد شد.
اگر امروز یک جوان از آسیای شرقی این نکته را بیان دارد که پایگاه ورزشهای رزمی سرزمین ما است و آن را به عنوان یک افتخار مطرح کند اگر جوان ایرانی نداند که قدیمیترین باشگاههای جهان یعنی زورخانه افتخار سرزمین ما است شاید عزت نفسش آسیب ببیند.
ورزش باستانی؛ تلفیقی از تقویت جسم، ادبیات و موسیقی
نکته قابل تأمل اینجا است ورزشهایی که در زورخانهها انجام میشود تنها تقویت جسم نیست. شعرهایی که مرشد میخواند آمیختگی ادبیات و نکتههای تربیتی است و ضرب او همراهی زیبای ورزش و موسیقی را نشان میدهد.
کافی نیست که در قالب شعار بگوییم ما ابوعلی سینا و ابوریحان داشتهایم بلکه این شعارها و گفتهها باید باور ما میتوانیم را در ما تقویت کند و شرایطی را فراهم آورد که در کشورما تعداد زیادی پرفسور سمیعی، احمدی روشن و ... داشته باشیم.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی