کد خبر: 3345040
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۸

یار مهربانی که غریب مانده است

گروه اندیشه: قصه این است که کتاب در بین ما غریب افتاده و بهانه‌های مختلفی از در دسترس نبودن کتاب تا وقت نداشتن برای مطالعه نکردن یافته‌ایم، بهانه‌هایی که اگر افزون‌تر شود و گسترش یابد یقیناً فضای فرهنگی و فکری جامعه ما تحت الشعاع قرار خواهد داد.


می‌گویند هر انسانی برای ساعات زندگی‌اش باید برنامه‌ریزی داشته باشد تا بداند هر لحظه باید کدامیک از کارهای نکرده‌اش را باید انجام دهد و طبیعی است در این برنامه‌ها فرصتی را هم به تفریح و استراحت اختصاص می‌دهد.



سؤالی که این روزها باید به طور جدی از خودمان بپرسیم این است که اوقات فراغتمان را چگونه پر می‌کنیم؟ زمان تفریح و استراحت را با خانواده می‌گذرانیم؟ با دوستان برنامه‌ریزی می‌کنیم و یا شاید گوشی موبایل را در دست گرفته و در شبکه‌های اجتماعی می‌گردیم.



سوأل دیگری که باید از خود بپرسیم این است که چقدر از زمان فراغتمان را به انس با کتاب از روزهای کودکی آن را یار مهربان می‌خوانیم، اختصاص می‌دهیم؟ اصلا حوصله ورق زدن کتاب را داریم یا خیر ترجیح می‌دهیم همان پیامک‌های کوتاه شبکه‌های اجتماعی را بخوانیم.



به نظر می‌رسد کسانی که می‌گویند حوصله کتاب خواندن را ندارد لذت کتابخوانی را درک نکرده‌اند و گرنه کسی که زیبایی سیر و سیاحت در گلستان سعدی، هم‌نوایی با حافظ را درک کرده و با خواندن داستان حسنک وزیر به عمق تاریخ سفر کرده محال است که از خواندن و کتاب خسته شده باشد.



کسی که با اثر ماندگار پایی که جاماند و یا کتاب جهنم تکریت فرصت‌هایی را با آزادگان سرفراز سپری کرده و با خاطرات آن روز را به شب رسانده چگونه ممکن است بگوید من وقت و حوصله کتاب خوانی را ندارم و  به سراغ تفریح دیگری برود. خیلی‌ها می‌گویند کتاب گران است و به همین جهت از مطالعه فاصله گرفته‌ایم. اما این استدلال چقدر می‌تواند منطقی باشد وقتی برای تهیه سایر نیازها و امکاناتمان چندان در قید و بند قیمت و هزینه نمی‌شویم.



اگر بانوی این سرزمین علاقمند و عاشق کتاب باشد همان‌گونه که برای تهیه لوازم آرایشی هزینه می‌کند برای زینت و آرایش روحش نیز حاضر است برای کتاب هزینه کند، اگر مرد جامعه ما ارزش کتاب را بداند حاضر است هزینه 4 بار تفریح دوستانه‌اش را به سه بار کاهش دهد و هزینه آن یک بار را به خرید کتاب اختصاص دهد.



برخی معتقدند که کتاب خوب در جامعه ما وجود ندارد که اگر باشد مردم ما با اشتیاق به سراغ آن می‌روند. این نقد تا حدی درست است اما از این گروه باید پرسید اگر شما به دو نانوایی مراجعه کنید و بفهمید این دو نانوایی نان سوخته به دست مردم می‌دهند و یا بهداشت را در تهیه نان مراعات نمی‌کنند  از خیر ناهار ظهر یا شام شب می‌گذرید و یا به سراغ نانوایی دیگر می‌روید؟



اگر جست‌وجو کنیم در حوزه‌های مختلف ادبی، خاطره‌نگاری، سیاسی، اجتماعی و ...آثار بسیاری خوبی از نویسندگان این سرزمین تولید شده و علاقمندان کتاب نیز با جست‌وجو ساده در کتاب‌فروشی‌های شهر و یا خرید اینترنتی آن را تهیه می‌کنند.



قصه این است که کتاب در بین ما غریب افتاده و بهانه‌های مختلفی از دردسترس نبودن کتاب تا وقت نداشتن برای مطالعه نکردن یافته‌ایم. بهانه‌هایی که اگر افزون‌تر شود و گسترش یابد یقیناً فضای فرهنگی و فکری جامعه ما تحت الشعاع قرار خواهد داد.



اگر کتاب در دسترس نیست، دیوان حافظ و گلستان سعدی که در همه خانه‌ها هست چقدر با اشعار حافظ و حکایات سعدی مأنوس هستیم؟ اگر وقت نداریم پس فرصت‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانیم را از کجا آورده‌ایم.



حکیمه بهمن‌زاده/ خراسان جنوبی

captcha