
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، در دومین سلسله نشستهای هنر و زیبایی که به همت کتابخانه و موزه ملک عصر امروز، 2 شهریورماه برگزار شد، امیر مازیار، مدرس دانشگاه و مترجم به عنوان نخستین سخنران به ایراد سخن پرداخت و گفت: آنچه در مورد پرداختن به جنبههای زیباشناسانه هنر مربوط میشود نمیتوان در هیچ یک از رسالههای فلسفی و هنری غرب تا پیش از قرن 17 و 18 میلادی اثری از این موضوع یافت، در هیچ یک از این رسالهها صحبتی از زیبایی نیست و حتی در رسالات هنری جهان اسلام به طور مثال رسانه موسیقی ابونصر فارابی اثری از پرداختن به مقوله زیبایی در هنر را نمیتوان یافت.
وی ادامه داد: در رسالات فلسفی و الهی موجود در دنیا پیش از هر چیز به بحث وجود و موجود عالم امکان اشاره شده است و درست از جایی که صحبت از وجود خالق یعنی خداوند به میان میآید، بحث پیرامون ذات اقدس الهی همراه با صفاتی مطرح میشود که این صفات مترادف با زیبایی موجود در عالم واقع است.
مازیار تصریح کرد: به طور مشخص از دیدگاه فیلسوفان مسلمان خدا زیباست و این نظریه زیبایی را باید با استفاده از ابزار عالم ماده بازسازی کرد، این دیدگاه، دیدگاهی عام و رایج در قرون ابتدای تمدن اسلامی بوده است و حتی در کتابهای همچون المنازل ابن هیثم و کیمیای سعادت غزالی همچنین در نامههای عینالقضات و ابن خلدون نمونههایی از اشاره به واژه زیبایی دیده میشود.
این مدرس دانشگاه گفت: زیبایی خداوند پیچیدگیهای خاص خود را دارد. ما وقتی هر چیز زیبایی را میبینیم آن را به وجود خدا نسبت میدهیم. این زیبایی ماهیت مادی داشته که توسط حواس پنجگانه ما حس و ادراک میشود و این در حالی است که خداوند در بینش فلسفه اسلامی فاقد شکل و صورتی است که بتوان زیبایی موجود در او را با استفاده از حواس پنجگانه حس و ادراک کرد.
این مترجم تصریح کرد: آنچه ما از آن اعتقاد به زیبایی داریم و این زیبایی را به وجود خداوند نسبت میدهیم مراتبی دارد که آن را با رجوع به آثار فلاسفهای همچون ابن سینا میتوان به روشنی دریافت و به طور مثال ابن سینا در سه رساله خود که در زمره رسالات وی در زمینه الهیات و خداشناسی است، یعنی در الهیات شفاء مبدأ و معاد و همچنین اشارات و تنبیهات به این موضوع پرداخته است.
مازیار به کتاب الهیات شفاء ابن سینا اشاره کرد و گفت: ترجمه سرفصلی از این کتاب چنین است که خداوند ذاتاً معشوق است و عاشق لذت و لذت معنایش ادراک خیر است و هیچ جمال و بهائی برتر از این نیست که یک وجودی همچون خدا وجود محض باشد.
مازیار در ادامه بیان کرد: اما مراد از ادراک خیر چیست، خیر یعنی امری که تناسب با ساحت و فضای ذهنی و ادراکی انسان داشته باشد، به طور مثال وقتی با استفاده از حس لامسه زبری و نرمی سطحی را درک میکنیم به این حس نوعی لذت در درون ما شکل میگیرد لذا ما با استفاده از حواس پنجگانه خود نسبت به هر آن چیزی که با آن در تناسب هستیم لذت میبریم و هر آنچه که با ما در تناسب نباشد از درک آن دچار رنجش و آزردگی خاطر میشویم.
وی ادامه داد: ممکن است در لفظ چنین عنوان شود که از دیدن و یا شنیدن مظاهری از طبیعت حس زیبایی به ما دست میدهد، چیز زیبایی میشنویم و یا چیز زیبایی میبینیم. این مترادف همان لذت است همانند زمانی که با استفاده از حس چشایی از مزه غذایی لذت میبریم، با این تفاوت که در این جا از واژه زیبایی استفاده میکنیم و در مورد اخیر از واژه لذیذ و لذت بردن.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: با این فرض در درک خیر که همانا زیبایی وجود خداوند است ممکن است اختلاف نظری صورت گیرد، مبنی بر اینکه مگر میتوان خدایی را که نه شکل و نه صورتی بر اساس فلسفه اسلامی دارد را با استفاده از حواس پنجگانه درک کرد که در اینجا ابن سینا در توضیح این مسئله چهار مرتبه ادراکی را بیان میکند که هر کدام از این مراتب سطحی از کیفیت ادراک بشری نسبت به مظاهر موجود و پیرامون اوست.
مازیار افزود: ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک وهمی و ادراک عقلی چهار مرتبهای است که ابن سینا در رسیدن ادراک آدمی به تعالی به آنها اشاره میکند و درک خیر که در اینجا دریافت زیبایی خداوند است را در مرتبه آخر این درک یعنی درک عقلانی قرار میدهد و سه درک حسی، خیالی و وهمی را در سطحی پائینتر از ادراک ذات حق تعالی بر میشمارد.
وی ادامه داد: خداوند همان گونه که اشاره شد عقل و مجرد محض است، هر چه درک خداوند از سوی مخلوق عقلانیتر باشد، کمال انسانی بیشتر است و براساس گفتهای که از ابن سینا در کتاب الهیات شفاء به آن اشاره شد، خداوند هم معشوق است و هم عاشق؛ یعنی چه انسان و یا مخلوقی به این درک عقلانی از وجود خدا برسد و چه نرسد، خدا به واسطه کمال مطلوبی که در ذات خود دارد به وجود خود و اینکه از وجود خود در کالبد موجوداتی که آنها را خلق کرده است، دمیده، میبالد و لذا در فلسفه اسلامی خدا بینیاز از هر درکی است و این مخلوق است و مشخصاً این انسان است که به شکل مرتب باید در پی کمال و رسیدن به شناخت ادراکی از زیبایی و جمال خداوند باشد.
وی در پایان گفت: در میان فلاسفه اسلامی و مخصوصا فلاسفه مشاء همواره این اختلاف نظر وجود دارد که وقتی انسان از این جهان رخت برمیبندد، در آن دنیا که به آن معاد گفته میشود چگونه به او جزا داد میشود و یا مورد عقاب قرار میگیرد، معمولاً رسم این است که مراتب جزا و پاداش و عقاب و عذاب الهی در آن دنیا برای آدمی در این دنیا براساس مظاهر مادی تبیین میشود. مثلاً میگویند در بهشت فلان غذا به شما داده میشود تا از خوردن آن لذت ببرید یا در جهنم به شما آتش دمیده میشود که بسوزید و رنج ببرید؛ در حالی که براساس دیدگاه زیباییشناسانه فلاسفه اسلامی و بخصوص فلاسفه مشاء هر انسانی که در این دنیا درک عقلانیتری نسبت به مظاهر، مواهب و نعمتهای خداوند داشته باشد و از آنها استفادهای درخور بکند، جزا و پاداش یا عقاب و عذاب او در آن دنیا به همان نسبت شدت و ضعف خواهد داشت.