
این روزها خیلیها کولهبار سفر بسته، از آشنایان حلالیت طلبیدهاند و عازم دیار وحی هستند. این مشتاقان کوی دوست سالهاست منتظرند تا نوبت حاجی شدنشان فرا رسد و نفس کشیدن در هوای شهر پیامبر(ص) و مدینهالنبی تجربه کنند.
برخی از افراد نیز هنوز نوبتشان نرسیده و یا توان انجام سفر حج را ندارند، دل مشتاقشان را روانه بینالحرمین کرده و بار سفر را به سمت نجف و کربلا میبندند و این بیت همیشگی را زمزمه میکنند: هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله/ هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله/گرکه درسینه خود شوق شهادت داری /رود این قافله تا کرب و بلا بسم الله/ هرکه را میل سوی قبله عشاق بود/ میدهد عشق به آوای رسا بسم الله
اما نکته مهم اینجاست که در مکتب دین محمدی در کنار شور باید آگاهی و شعور نیز داشت. این مسئله مهم حتی در سفرهایی که به نیت زیارت و عرض سلام و ارادت محضر بزرگان دین صورت میگیرد نیز باید هویدا و مشهود باشد.
با دل پر از کینه نمیتوان به زیارت کسی رفت که شهره اخلاق عالمگیر شده
کسی که میخواهد با پای دل به مسجدالحرام مشرف شود، نمیتواند دلی پر از کینه و حسادت نسبت به اطرافیان داشته باشد. فردی که قصد دارد در مسجد النبی(ص) با اشک شوق رسول الله(ص) را زیارت کند نمیتواند از اخلاق خوش محمدی فاصله بگیرد.
درباره زائران عتبات نیز همینگونه است. مشتاق سفر نجف اشرف جایی که نام مردی را بر زبان میآورد که در عرفان، سیاست و مردم داری اسوه و نمونه بود اگر از بصیرت اجتماعی دور بماند به هدف واقعی از سفرش نرسیده است.
اگر انسانی که عزم بین الحرمین و زیارت کربلا میکند نه تنها دلش، که ذهن و تفکرش نیز حسینی و ابوالفضلی شود، زائر واقعی خواهد شد که شور و عشق حسینی را با معرفت در هم آمیخته و بیشک چنین سفر مقبول درگاه حق خواهد بود.
یکی از آسیبهای دینداری در عصر ما، نگاه آئینی به دین است
برخی از بزرگان دین معتقدند که یکی از آسیبهای دینداری در عصر ما نگاه آئینی به دین است. به گونهای که برخی از افراد وقتی مراسمهای آئینی دین را انجام میدهند، تصور میکنند که وظیفه دینی خویش را انجام دادهاند در حالی که مناسک آئینی ظاهری آراسته برای رسیدن به ایمان حقیقی است.
زیارت به عنوان یک مراسم آئینی نیز همینگونه است. نباید در طواف و سعی صفا و مروه و یا زیارتنامه خواندن متوقف شد. اصل این است که وقتی در سفر عتبات زیارتنامه حضرت ابوالفضل(ع) را میخوانی که میگوید السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ(ع) باید به این درک رسید که عباس(ع) با اطاعت از خدا و رسول(ص) و ائمه معصومین(ع) به مقامی رسید که در روز حشر شهدا به این رتبه و مقام غبطه میخورند.
آری باید از ظاهر به باطن، از متن به معنا و از اظهار ارادت به پیروی و شیعه بودن رفت تا سفرمان همان سفری باشد که در کلام بزرگان دین در فضیلت آن سخنها گفته شده است از جمله امام صادق(ع) فرمودند: هر که میخواهد در جوار پیامبرش(ص) و جوار امام علی و حضرت فاطمه باشد، زیارت امام حسین(ع) را رها نکند. (وسائل الشیعه/ج14/ص425)
آسیبهایی که انسان را از معنا دور میکند
گاه اصل دانستن مناسک آئینی موجب به وجود آمدن آسیبهایی میشود که انسان را از معنا دور میکند. گاه برخی از افراد به زیات مولایی میروند که در ظهر عاشورا و در اوج حمله دشمن نماز اول وقت و به جماعتش را ترک نکرد، اما این زائر غافل از معنا ممکن است گشت و گذار در مغازههای اطراف حرم را به نماز جماعت در اول وقت ترجیح دهد.
درست است که در کلام بزرگان دین و ائمه معصومین(ع) به خریدن سوغات و هدیه در حد معقول و منطقی برای اطرافیان سفارش شده اما آیا زمان تهیه هدیه همان لحظهای است که مؤذن از بالای مناره الله اکبر میدهد؟
کسی که در سفر زیارتیاش بی توجه به مردان و زنان سالخوردهای که نیاز به کمک دارند، به دنیال زیارت خویش است، به این مهم توجه نموده که ائمه بارها در کاروانهای سفر حج ناشناس حاضر میشدند و به کاروانیان یاری میرساندند.
آیا اطمینانی هست که فرصت دوبارهای برای طواف در خانه خدا، نماز در مسجد النبی(ص) و یا زیات امین الله خواندن در نجف اشرف و اشک ریختن در بین الحرمین دست دهد؟ آیا بهتر نیست این فرصتهای سفر زیارتی را قدر بدانیم و از آن توشهای برگیریم برای باقی عمرمان تا زندگیهایمان رنگ بوی ایمان بگیرد.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی