کد خبر: 3364750
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۴
یادداشت وارده/

دلیل قرار گرفتن عمامه روی تابوت استاد شهریار چه بود؟

گروه اندیشه: ۲۷ شهریور ماه سال ۱۳۶۷ شمسی، خورشید حیات شهریارملک سخن غروب کرد و پیکرش بر دوش ده‌ها هزار تن از دوستدارانش در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد اما در آن روز عمامه سیاهی بر روی تابوت آن شاعر نامی قرار گرفته بود که در یادداشتی به علت این امر می‌پردازیم.

به گزارش خبرگزاری بین‎‏المللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای «خوشکناب» آذربایجان متولد شد و روزگار خویش را با پستی و بلندی‌های بسیاری سپری کرد و همچون عارفان و اولیای الهی از عشق زمینی به عشق الهی دست یافت و بال پرواز او را به‌سوی عشق نامحدود آسمانی گشود.

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و آفتاب زندگی ملک‎الشعرای بی‏‌بدیل ایران پس از هشتاد و سه سال تابش پرفروغ در کوهستان‌‎های آذربایجان غروب کرد.

اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها میدان، خیابان، مرکز فرهنگی، بوستان و... در کشورمان و نیز در ممالک حوزه‌های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه است.

27 شهریور ماه سال 1367 شمسی نیز سالروز وفات آن شاعر عاشق و عارف بزرگ است که در آن‎‏روز پیکرش بر دوش ده‎ها هزار تن از دوستدارانش تا مقبرةالشعرای تبریز حمل و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد. اما در آن روز عمامه سیاهی بر روی تابوت آن شاعر نامی قرار گرفته بود که در این یادداشت به علت این امر می‌پردازیم.

حجت‎الاسلام عباس عباس‌زاده، استادیار دانشکده الهیات و علوم اسلامی دانشگاه تبریز و داماد مرحوم آیت‎الله العظمی ملکوتی در یادداشتی راز قرار گرفتن عمامه بر روی تابوت استاد شهریار به هنگام تشییع پیکر و خاک سپاری وی را بیان کرد. متن این یادداشت به شرح زیر است:

«بیست و هفتم شهریور ماه 1367 تاریخ درگذشت استاد سیدمحمد حسیـن شهریـار شاعر شهیر کشورمان است. شاعری که در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی تبحر خاصی داشت و منظومه «حیدربابایه سلام» وی یکی از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی در جهان به شمار می‌رود.

دهه آخر عمر سیدمحمد حسین بهجت تبریزی در تبریز مصادف با وقوع انقلاب اسلامی بود. آیت‏‌الله العظمی ملکوتی امام جمعه فقید شهر تبریز و استاد شهریـار رابطه‌ کم‏‌نظیری با یکدیگر داشتند به‌‎‏طوریکه حمایت‌های مرحوم آیت‎الله ملکوتی در سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی از استاد شهریار باعث شد ایشان از گزند افراط‌ و تفریط‎های انقلابی در امان بمانند و خیلی زود جریان انقلاب و این شاعر مشهور و مکتبی همسو گردند.

مرحوم آیت‎الله مسلم ملکوتی نیز در کتاب خاطرات خود چنین می‌گوید:

اوائل پیروزی انقلاب، شاعر بزرگ و معروف شهریار در تبریز به صورت منزوی و گمنام به سر می‌برد. اگرچه عده‌ای خواص از اهل شعر، ادب و هنر با وی در ارتباط مستمر بودند ولی توده مردم از وی چندان شناختی نداشتند. حتی بعضی از هم محله‌های او از مقام علمی و ادبی و عرفانی‌اش بی‌خبر بودند. علاوه در محافل مذهبی، اغلب یک نوع نگاه منفی و سوء ظن نسبت به این شاعر بزرگ وجود داشت و او را چندان تحویل نمی‌گرفتند و این در حالی بود که اشعار «علی‌ای همای رحمت» او شهره آفاق شده بود. خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، ص 273.

حجت‎‌الاسلام عبدالرحیم اباذری، محقق و پژوهشگر حوزوی نیز در این مورد می‌نویسد:

حمایت‌های آیت‌الله ملکوتی از شهریار، ایشان را به جامعه و مردم بازگرداند و از این تاریخ بود که اشعار شهریار در تجلیل از امام، انقلاب و رهبری و حضور وی در مراسم بدرقه از رزمندگان یکی پس از دیگری خود را نشان داد. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/94 ص 12.

در موزه ادبی استاد شهریار (منزل مسکونی ایشان) لوازم شخصی، دست‌خط‌ها و تصاویر مربوط به دوران حیات آن مرحوم در معرض دید عموم قرار گرفته است. این در حالی است که در بخشی از این موزه ردا و عمامه‌ای وجود دارد که در پاسخ به درخواست منظوم مرحوم استاد شهریار از طرف آیت‌الله العظمی ملکوتی(ره) به این شاعر شهیر کشور اهدا شده بود. عمامه‌ سیاهی که روز تشییع پیکر مرحوم استاد شهریار بر روی تابوت قرار داشت.

محمد حسیـن شهریـار متعاقب دریافت انگشتر نفیسی از حضرت آیت‎‏الله العظمی ملکوتی در اثنای یک مراسم، از ایشان تقاضای اعطای عمامه سیادت کرده بود که آیت‎‏الله ملکوتی نیز بعدها این خواسته‌ استاد را اجابت فرمود.

متن شعر شهریار در ستایش اعطای انگشتری و درخواست عمامه‌ از مرحوم آیت الله ملکوتی به قرار زیر است:

آیت‎الله ملکوتی منه لطف ایلدی خاتم
او فتوٌتله کی مولا اوزوگون سائله وئردی
یا که مشهد ده امام رضا سلطان ولایت
صله عنوانیله ئوز جبٌه سینی دعبله وئردی
منیم عمامه میده قایتارا بیلسه دیه بیلٌم
تازادان تاج سیادت منه اسلام صله وئردی. خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، ص 275.

برگردان به فارسی:
آیت‎الله ملکوتی به من انگشتر و خاتمی مرحمت نمودند
همچون مولا علی که انگشتری خود را به سائلی بخشیدند
و یا به مانند امام رضا سلطان ولایت
که لباس خویش را به دعبل (شاعر عصر امام) بخشیدند
اگر عمامه مرا نیز به من بازگردانند
آنگاه می‌توانم بگویم که تاج سیادت را اسلام به من به عنوان صله بخشیده است.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.»

حجت‌الاسلام عباس عباس‌زاده

captcha