
خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی در بیتی زیبا درباره موفقیت در مسیر عرفان اینگونه میگوید که ره این مرحله بی همرهی خضر مکن/ ظلمات است بترس از خطر تاریکی. و هشدار میدهد که اگر کسی میخواهد راه های آسمان را بشناسد باید رهبری که خود آشنای مسیر باشد، داشته باشد.
انسان بدون رهبر نمیتواند راه موقیت و سعادت را طی کند و مانند دانشجویی است که کلمات مبهم کتابی که در دست دارد را میخواند و هیچ از معنای آن نمیفهمد و استادی نیز در دسترس ندارد که مجهولات ذهنیاش را از او بپرسد. بهراستی چنین دانشجویی شب امتحانش را چگونه خواهد گذراند.
غدیر؛ میانبر رسیدن به حقایق هستی
ماجرای غدیر را هم باید اینگونه ترجمه کرد. غدیر یک یک قطعه زمین نیست، اقیانوسی عمیق است که راز هستی و سعادت را در خود نهفته دارد، و با دست یاقتن به این رازهای نهفته در غدیر است که میتوان میانبر به بین آسمان و زمین را دست یافت.
یکی از رازهای غدیر و میانبر رسیدن به درگاه الهی، ضرورت داشتن رهبری است که جان را با حقایق عالم هستی آشنا کند، عاشقانه دستت را بگیرد و با زیباییهای هستی پیوند دهد و چه رهبری بهتر از حیدر کرار، مولی موحدین، شیر خدا حضرت امیرالمؤمنین علی(ع).
همانی که پیامبر(ص) میگفت جان من است و حق با اوست و او با حق است. همان کسی که فرستاده خدا گفت ذکرش عبادت است و هر کس با او باشد هیچ وقت گمراه نخواهد بود. مردی که اولین بود در اسلام و ایمان و نماز گذاردن به سمت کعبه.
متحیرم چه نامم شَه ملک لافتی را
چه زیبا مولوی شاعر اهل معنا آرزویش میکند و می گوید زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست و حافظ در وصفش فرموده مردی زکننده در خیبر پرس/ اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس/ گر طالب فیض حق به صدقی حافظ/ سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس.
و این ابراز ارادتها فقط به شاعران گذشته ایران برنمیگردد، محمد اقبال لاهوری در ابراز دوستی به مولا سنگ تمام میگذارد و میگوید مسلم اول شه مردان علی/ عشق را سرمایه ایمان علی. و شهریار ملک سخن که به حق شاعر اهل بیتش مینامند میگوید نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت.
آری غدیر را اگر بشناسیم راه رسیدن به سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت را دریافتهایم و خوش به سعادت کسانی که قلبشان مملوء از عشق و محبت علی(ع) است و در مسیر ولایت او گام برمیدارند.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی