کد خبر: 3384197
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۰
چنانی:

فاجعه‌ای که حلاوت سفر را از ما گرفت/ هق‌هقی زیرلب و آهی از دل برای آنانی که رفتند

گروه اجتماعی: یک شاهد عینی از فاجعه منا گفت که چگونه این حادثه، حلاوت سفر خانه خدا را از آنها گرفت و تا چند روز پس از آن پریشان و دلتنگ بودند. آنچه باعث می‌شود همیشه برای جان‌باختگان منا اندوهگین باشیم، مظلومیتی است که در اثر آن کشته شدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، این روزها و همراه با بازگشت حجاج خوزستانی، بخشی دیگر از فاجعه منا از زبان شاهدان عینی بازگو می‌شود.

ناصر چنانی، معاون هنری و سینمایی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان یکی از شاهدان عینی فاجعه منا و از حجاج امسال بیت‌الله الحرام بود که به تحریریه ایکنا آمد. عرق‌چین بر سر و در هیئت حجاج آمد. به او گفتیم حج قبول و در جوابمان گفت: ان​شاالله بی‌خطر آن نصیبتان شود!

قرار بود از فاجعه منا سخن بگوید. در بدو ورود به سخن پرداخت؛ جمله اول را گفت و جمله دومش را ... اما ناتمام ماند. نمی‌​توانست به آسانی از منا بگوید. پس از هر چند کلمه مکث می​‌کند. لبانش را بهم می‌​فشارد. چندین بار آب می‌​نوشد. سرش را خم می​​‌کند و نمی​دانیم در این دقایقی که به سکوت و بغضی سخت می‌​گذرد، به چه کلمات و چه تصاویری می‌​اندیشد. چه بغضی به جان کلماتش نشسته که به این سادگی فرونمی​نشیند.

هق‌هقی زیرلب و آهی از عمق وجود زینت کلماتش می‌شود

به هر سختی بود دوباره آغاز به سخن کرد و گفت: متأسفانه کشورهای اسلامی از آنچه که ما دیدیم و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش کرد، بی‌خبر هستند. کشورهای اسلامی به دلیل فضایی رسانه‌ای که در اختیار دشمنان اسلام است این واقعیت را در فضای رسانه‌ای خود اعلام نکردند؛ اما رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران خوشبختانه ابعادی از این فاجعه سنگین را بازگو کردند.

به گفته چنانی، اطلاع‌رسانی به‌روز و سریع شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای بود که پس از 6 روز از وقوع فاجعه منا در روز 16 ذی​‌الحجه سعودی‌ها شبکه‌ خبر کشورمان را که بی‌وقفه و پی در پی به انعکاس فاجعه و تصاویر منا اقدام کرده بود، برای زوار ایرانی قطع کردند. صدا و سیمای کشورمان عملکرد مثبت و محکمی داشت و این انعکاس پی در پی تصاویر و اخبار منا سعودی‌ها را مجبور به قطع شبکه خبر کرد.

چنانی گفت: فاجعه منا حدود ساعت 9 تا 11 در خیابان 204 که این روزها معروف و مشهور شده است، رخ داد. در ابتدا به همراه دو نفر از دوستان خود قدم قدم در این خیابان حرکت می‌کردیم و به تدریج این حرکت به نیم قدم رسید و بعد کند و کندتر می‌شد. از نقطه‌ای که حرکت می‌کردیم ابتدای جمعیت را می‌دیدیم که به بالای خیمه‌ها می‌رفتند بعداً فهمیدیم که خیابان را بسته‌اند و اجازه عبور حجاج را نمی‌دهند.

وی ادامه داد: پس از اینکه وارد تراکم جمعیت شدیم با یکی از دوستان تصمیم گرفتیم کنار دیواره‌های خیابان حرکت کنیم. احساس کردم همه جمعیت، همین کار را می‌کند. فاجعه منا در طول 300 تا 400 متری انتهایی خیابان 204 منا رخ داد. متأسفانه انتهای خیابان را بسته بودند. این فاجعه سنگین در خود خیمه‌ها رخ داد. آنانکه پشت سر حرکت می‌کردند نیز اطلاعی از وضعیت به وجود آمده در ابتدای خیابان نداشتند.

گرما و تشنگی بر حجاج غالب شد

چنانی اظهار کرد: در ابتدا شرایط عادی بود اما به تدریج شدت گرما و تشنگی فراوان بر همه حجاج غالب شد. وقتی تراکم و شلوغی جمعیت بیشتر شد تکاپو نیز برای رهایی از این تنگنا بیشتر گشت. به ویژه حجاج ناتوان به خصوص پیرمردها وپیرزن​ها شرایط دشواری را تجربه می‌کردند.

وی با اشاره به حضور گروه کامل حجاج دو کاروان از کشورمان در این فاجعه گفت: فقط یکی از این گروه‌های 120 نفره، 60 نفر از حجاج فوت و یا مفقود شدند. مجموعه ما که 80 نفر بودیم 15 نفر فوتی یا مفقودی داشت؛ از جمله مرحوم امین باوی از گروه تواشیح باقرالعلوم آبادان که گروه واقعاً نخبه‌ای بودند و اجراهای موفقی در آنجا داشتند.

چنانی با اشاره به چگونگی رخ دادن فاجعه منا، گفت: این اتفاق از ساعت 9 شروع شد و تا ساعت 11 ادامه یافت. متأسفانه فشار و تراکم جمعیت در کنار شدت گرما و تشنگی باعث شد تلفات انسانی و جانی این فاجعه لحظه به لحظه بیشتر شود و جمعیت مانند برگ درختان از دست می‌رفت و زیر دست و پا می‌ماند. خوف عجیبی بین حجاج ایجاد شد و هر فردی می‌خواست خود را به هر شکل ممکن از این وضعیت نجات دهد. احساس کردیم فاصله‌ای بین ما و مرگ نیست و لحظات اندکی از زندگی ما باقی مانده است. دو سه بار اشهد خود را خواندم و به خدا و اهل‌بیت(ع) متوسل شدم. ایرانی‌ها در این وضعیت «یا مهدی ادرکنی»، «یا اباالفضل» و یا «امام حسین» می‌گفتند.

وی ادامه داد: متأسفانه در آن لحظات، بین فشارهای پی در پی جمعیت، فضا و مساحت زیادی از کشته‌ها یا افراد بیهوشی که روی هم می‌افتادند باز می‌شد و آنها که می‌خواستند از این مهلکه فرار کنند مجبور می‌شدند از روی بدن​ کشته‌ها یا افتاده​‌ها بگذرند. این جا بود که حتی احرام برخی حجاج نیز از سر و رویشان افتاد. در آن تنگنا امکان چهره برگرداندن و دیدن پشت سر نیز برای ما نبود.

چنانی گفت: در گرمای عربستان سعودی ما روزانه 20 تا 25 لیوان یا بطری آب می‌خوردیم. در آن 2 ساعت گرما، شدت تشنگی و همچنین جسم خسته حجاج پس از چند روز انجام عبادات و اعمال خاص، توان جسمی آنها را برای رویاروی با این وضعیت دشوار از بین برده بود. ناگفته نماند بخش عمده‌ای از حجاج افراد مسن بودند. در این فشار جمعیت افرادی که به پشت و یا رو می‌افتادند زیر دست و پای دیگران له می‌‌شدند و افرادی که در حال حاضر در بیمارستان‌ها به سر می​برند همین افرادی هستند که زیر دست و پا افتاده بودند و امکان رهایی از آن فشار را نداشتند.

وی خاطرنشان کرد: امکان دیدن زیر پا برای حجاج وجود نداشت و دست خودمان هم نبود. موجی شما را می‌برد و موجی شما را می‌​آورد، موجی شما را می‌انداخت و موجی شما را هل می‌داد. وقتی پایمان به جنازه‌ها می‌رسید، قفل می‌شد و به این شکل جنازه‌ها روی همدیگر می‌افتادند. برخی میان جمعیتی که روی زمین افتاده بود با بدن‌های گرم و ناتوان گرفتار شده​ بودند. من در حال ایستاده بین فشار جمعیت گرفتار شده بودم و  پاهایم توانشان را از دست داده بود. وقتی جمعیت حجاج روی هم افتادند مساحتی باز شد و با آن همه ناتوانی خود به وسط جمعیت رساندم. احساس کردم نمی‌توانم خود را به سمت نرده‌ها برسانم. چشمانم سیاهی رفت و دیگر دست و پایم قدرتی نداشت. همان جا افتادم.

هیچ فاصله‌ای را با مرگ احساس نمی‌کردم

چنانی ادامه داد: در این حین موج جمعیت من را از یکی از دوستانم جدا کرد. جرأت نداشتیم از مرگ حرفی بزنیم ولی به همدیگر گفتیم که قدرت دست و پایمان تحلیل رفته است. هیچ فاصله‌ای را با مرگ احساس نمی‌کردم. در اطراف ما پیرمردها و زنانی بودند که یا جان داده بودند، یا در حال جان دادن بودند، یا بیهوش شده و برخی نیز قدرت دست و پای خود را مانند من از دست داده بودند و راهی برای خروج از جمعیت نداشتند. در آن لحظه یک هلی‌کوپتر نجات بالای سر جمعیت آمد. سه بار رفت و برگشت که 20 دقیقه طول ​‌کشید تا بازگردد. ما به یک ذره هوا نیاز داشتیم تا اندکی از قوای جسمانی‌‌مان برگردد، با خودم فکر کردم اگر این هلی​کوپتر ارتفاع خود را کم می‌کند و پایین خواهد آمد تا هوایی عوض شود، اما صد حیف که پایین نیامد و ... .

وی گفت: ساعت 11 حدود 20 هزار نفر از حجاج در طول این سیصد، چهارصد متر خیابان و در عرض ده متر آن حضور داشتند. از این تعداد ده‌هزار نفر درگیر تراکم جمعیت شدند و روی هم افتادند. تنها چیزی که می‌توانست به عنوان منبع حیات در آن وضعیت به ما کمک کند آب بود. در محیط پیرامون خود شروع به جستجوی آب کردیم. آبی که پیدا می‌کردیم مقداری از آن را می‌نوشیدیم و مقداری از آن را روی سر و روی همدیگر می‌ریختیم. همه تلاش می‌کردند آبی پیدا کنند. بخشی از جمعیت به خیمه‌ها هجوم بردند و آب حجاج را از خیمه‌ها بیرون آوردند و به جمعیت گرفتار می‌دادند و این باعث می‌شد مقدار اندکی از قوای جسمی حجاج بازگردد.

چنانی گفت: ساعت 11 که شد مأموران سعودی رسیدند. انتظار داشتم با دیدن این همه جنازه با پریشانی و جزع و فزع این فاجعه را گزارش کنند ولی چنین رفتاری ندیدم. پس از ناامیدی کامل و توسل و گفتن شهادتین منتظر مرگ بودم، انتظار هیچ چیز دیگر را نداشتم فقط زمان مرگم را نمی‌دانستم. در این زمان احساس کردم پشت سرم مسیری باز شد. وقتی برگشتم دیدم نرده‌ای را به ارتفاع سه متر که در عرض خیابان قرار داشت کنده‌اند و روی حجاجی که خود را به کناره نرده‌ها رسانده بودند انداخته‌اند. حدود 150 نفر زیر این نرده‌ها افتاده بودند و حجاج از قشرهای مختلف روی این نرده‌ها که به ارتفاع یک متر جمعیت زیر آن قرار داشت، برای نجات جانشان پا می‌گذاشتند و رد می‌شدند؛ البته راهی غیر از آن برایشان نبود.

چنانی در ادامه بیان خاطراتش گفت: یکی از دوستان هم اتاقی من که در صفوف اول حجاج بود و تا ساعت 3 بعدازظهر گرفتار جمعیت شده بود، برای زنده ماندن خود سه گوسفند نذر کرده بود. در آن لحظات همه تصمیم‌ها ثانیه‌ای بود و در یک چشم به هم‌زدن اتفاق می‌افتاد. بانویی که از لهجه‌اش به نظرم آمد اهل مراکش باشد، پشت سر من گرفتار شده و درحال جان کندن بود. او مرتب پشت گوش من التماس می‌کرد که اگر او را از وسط جمیعت به کناره نرده‌ها برسانم یک میلیون (به پول خودشان) به من پول می‌دهد. در آن لحظات سخت افکار متعددی به ذهن آدم می‌آمد، برخی به آرزوها، به فرزندان خود می‌اندیشند و از خداوند می‌خواستند به خاطر آن، آنها را زنده نگه دارد، هر چه به ذهنشان می‌آمد می‌خواستند تا بلکه فرجی شود.

اگر امدادرسانی درستی انجام می‌شد این همه کشته نمی‌دادیم

وی تصریح کرد: یکی از مشکلات این خیابان نداشتن مسیر فرعی بود که از دلایل وقوع این فاجعه است. دلیل اول بستن مسیر و بازنکردن آن بود. آنها دیده بودند که تعداد زیادی از حجاج روی هم افتاده‌اند اما مسیر را باز نکردند. عدم امدادرسانی عامل دیگر این فاجعه بود. اگر امدادرسانی درستی انجام می‌شد این همه کشته نمی‌دادیم. آتش‌نشانی با محل فاجعه 100 متر بیشتر فاصله نداشت. با وجود اتفاقاتی که افتاد یک قطره آب نیز روی حجاج نینداختند. پس از رخ دادن فاجعه مأموران که 30 یا 40 نفر بودند به صورت عادی ما را نگاه می‌کردند و به سراغ نرده‌ها رفتند. جزعی و فزعی از آنها ندیدیم. این اتفاق، یک اتفاق اورژانسی بود که پیگیری ویژه، سرعت و حرارت خاصی می‌طلبید اما خبری نبود و این تأخیر در امداد رسانی، کشته‌های ما را بیشتر کرد. سعودی‌ها از امکانات مدرنی برخوردارند از تجهیزات ناوبری گرفته تا سیستم اورژانسی و بیمارستانی و دوربین‌های مداربسته که آخرین تولیدات دنیا است. اگر امدادرسانی به موقع انجام می‌شد این اتفاق در این ابعاد رخ نمی​داد.

وی ادامه داد: پس از باز شدن مسیر خود را به محل آتش‌نشانی رساندیم که 100 متر با ما فاصله داشت و از آب و آبپاشی خبری نبود و آبی که به افتاده‌ها می‌رسید از خیمه‌ها و نیروهای داوطلب از میان حجاج بود. امدادرسانی تا ساعت حدود 5:30 یا 6 بعدازظهر آن روز ادامه داشت. گروه‌های امدادرسانی ایرانی ساعت 12 به محل فاجعه رسیدند که در آغاز وارد هم شدند اما اجازه امدادرسانی به آنها داده نشد. اگر به گروه​های امدادی ایرانی اجازه کمک​رسانی می‌دادند فاجعه به این شکل تمام نمی‌شد.

تدابیر ساده​‌ای که اجرا نشد

چنانی گفت: آنچه باعث شد فاجعه سنگین‌تر شود عدم مدیریت مطلوب و تدبیر نادرست از اول تا آخر فاجعه بود. اگر یک تدبیر ساده مثل پایین آمدن هلی‌کوپتر و ایجاد باد و جریان هوا یا آب​پاشی ساده توسط آتش‌نشانی انجام می‌شد تلفات این گونه زیاد نمی‌شد. به نظر می‌رسد مدیریت و تولیت آنجا درک درستی از کارش نداشت. وزارت بهداشت سعودی‌ها تعداد فوتی​ها را 4173 نفر اعلام کرد گرچه برداشت ما که شاهدان عینی صحنه بودیم کمتر از 5 هزار نفر نیست.

وی ادامه داد: امدادرسانی تا ساعات بعدازظهر آن روز ادامه پیدا کرد و پس از آن نیز کانتینرهایی به محل آوردند و تا فردای آن روز جنازه‌ها را به آنجا منتقل می​کردند. گروه‌های امدادی دیدند که تا ساعت 10 فردای آن روز که به آن خیابان می​رفتید همچنان جنازه پیدا می‌شد. اینها جزء مواردی است که جهان اسلام باید برای آن فکری بیندیشند. اگر قرار است سعودی‌ها مدیریت حج را داشته باشند باید نیروهای آموزش دیده‌ای آنجا قرار دهند که درک درستی از اتفاقات و فاجعه‌ها داشته باشند. ما دیدیم که این فاجعه چقدر سنگین برای جهان اسلام تمام شد. جان‌های پاکی که تسلیم حق شدند و فرقی نمی‌کند انسان، انسان است. یک انسان مسلمان که پس از عرفات و مشعر به منا آمده بود. اینها آدم‌های واقعاً پاکی بودند. در میان حجاج، آفریقایی‌ها خانوادگی آمده بودند و برخلاف جسم تنومند زنان و مردانشان، بچه‌های آنها جثه کوچکی داشتند. در این فاجعه بچه‌ها را می‌دیدیم که چطور جان می‌دادند.

چنانی ادامه داد: در مرحله اول تراکم و فشار جمیعت کمک‌رسانی حجاج را به هم می‌دیدیم اما با شدت یافتن فاجعه هر کس گرفتار نجات خود شد. امیدوارم حکام کشورهای اسلامی که در غفلت سنگینی به سر می‌برند به گونه‌ای تصمیم بگیرند تا با طرحی که مقام معظم رهبری فرمودند هیأتی برای مدیریت حرمین شرفین تشکیل دهند و یا کار به گونه‌ای شکل بگیرد که این فاجعه در موسم حج رخ ندهد.

زیبایی​های حج و شکوه رسالت محمد(ص)

چنانی از زیبایی​های حج و شکوه خانه خدا نیز سخن گفت: حس دیدن خانه خدا غیرقابل توصیف است. یا حضور در روضه رضوان کنار قبر پیامبر(ص) که قطعه‌ای از بهشت است، زندگی و بودن بین حجاج با زبان‌ها و رنگ‌ها و نژادهای گوناگون غیرقابل وصف است؛ چون فریضه حج از باشکوه‌ترین و عظیم‌ترین مناسک وحدت مسلمانان است. حج شکوه عجیبی در نشان دادن وحدت و همدلی مسلمانان و همزبانی آنها دارد. هیچ جای دنیا مراسمی نمی‌بینید که شکوه اسلام، مسلمانان و رسالت حضرت محمد(ص) را این گونه نشان دهد. وقتی در مشعر می‌رسید همه حجاج در مساحتی در حدود 40 یا 50 کیلومتر شب را تا صبح سر می‌کنند. انسان‌هایی با پوشش یک‌سر سپید از همه ملیت‌ها و رنگ‌ها و نژادها در این مساحت روی زمین، یا کنار پل، یا روی جاده شب را تا صبح می​خوابند.

وی ادامه داد: حجاج پس از نماز مغرب و عشاء به مشعر می‌روند و فردای آن روز عید قربان است. زمانی که حجاج از مشعر خارج می‌شوند از پشت سر که نگاه کنیم جلوه شگفت‌انگیز و زیبایی می‌بینیم. این جمعیت وقتی از مساحت چهل یا پنجاه هکتاری مشعر به سمت منا حرکت می‌کنند ذهن شما به صحنه قیامت منتقل می‌شود. حجاج از نقاط مختلفی جمع می​شوند و به سمت یک نقطه حرکت می​کنند. ما شیعیان پس از طلوع آفتاب باید به منا برسیم و بعد از مسیری که حدود 40، 50 متر عرض آن است به منا می‌رویم و سپس به رمی جمرات می‌​پردازیم.

چنانی گفت: فاجعه منا در سیصد یا چهارصد متر انتهای خیابان 204 اتفاق افتاد. امکان برگشت برای کسانی که در ابتدای مسیر بودند وجود نداشتند چون حجاج می‌خواستند اعمال خود را انجام دهند و آن را به اتمام برسانند و تا موقعی که این کار را نکرده باشند نمی‌توانستند از لباس احرام خود خارج شوند. باید توجه کنیم که در مدت احرام 24 امر بر انسان حرام است؛ کشتن حشرات، خاراندن سر، کندن مو، استشمام رایحه خوش و .. از این قبیل است. اینها باعث می‌‌شد حجاج بخواهند رمی جمرات را به سرعت انجام داده و احرام خود را تمام کنند.

وی تصریح کرد: در خیابان دوم و سوم منا که آنها را بسته بودند لوله‌های آبی قرار داشت که به صورت خوشه‌ای آب به روی حجاج می‌پاشید اما در این خیابان این امکان وجود نداشت و تنگ‌تر از دو خیابان دیگر بود.

فاجعه منا حلاوت این سفر را به شدت از ما گرفت

وی گفت: وقتی بلند شدم کشان کشان خود را به درمانگاه ایرانی‌ها رساندم. فاجعه منا حلاوت این سفر را به شدت از ما گرفت و ما تا 4، 5 روز پس از آن پریشان و دلتنگ بودیم. یکی از دوستان را دیدم که در گیر و دار این فاجعه با خانواده‌ خود تماس گرفته بود و آخرین توصیه‌ها را به آنها می‌کرد. آنچه باعث می‌شود انسان همیشه برای جانباختگان منا اندوهگین باشد مظلومیتی است که در اثر آن کشته شدند. بیشتر آنها در اثر تأخیر در امدادرسانی از بین رفتند.

چنانی در ادامه درباره گروه باقرالعلوم گفت: همیشه در حال فعالیت و تولید کارهای جدید بودند چون اتاق آنها کنار اتاق ما بود. بسیار تحت تأثیر صمیمیت و مهربانی آنها قرار گرفتم. وقتی پیگیر میزان اثرگذاری کار آنها بودم تمام افرادی که دست‌واندرکار برنامه‌های فرهنگی بودند از اجراهای بسیار موفق آنها می‌گفتند و اجرای بسیار مؤثر آنها نقل مجالس شده بود.

​وی افزود: مرحوم امین باوی بسیار خوش‌فکر، خوش‌اخلاق و مرتب در حال تمرین با دوستان خود بود. صمیمیت عجیبی در بین این گروه بود و همه به فکر نام کشور ایران اسلامی بودند و تلاش می‌کردند آوازه این نام را با ابهت و اقتدار بیشتر مطرح کنند.

وی ادامه داد: به عینه دیدم اکثر مسلمانان کشورهای اسلامی امید عجیبی به جمهوری اسلامی و گفتمان استکبارستیزی جمهوری اسلامی دارند. این واقعیت را در گفت‌وگو با حجاج کشورهای مختلف لمس کردم. در گفت‌وگو با کشورهای اسلامی اولین چیزی که به آن اشاره می‌کردند همین گفتمان استکبارستیزی است که در سخنان مقام معظم رهبری نیز همواره مطرح می‌شود. آنها در سخنان خود اشاره می‌کردند که از دست آمریکا و توطئه‌های مستمر اسرائیل خسته هستند و به شخصیت امام راحل ابراز علاقه می‌‌کردند.

دوستان قرآنی ما به شدت گرفتار آن موج و جمعیت شدند

چنانی اظهار کرد: متأسفانه از لحظه اول از فوتی نفر اول گروه یعنی امین باوی باخبر شدیم. اعضای گروه بی‌قراری بسیاری برای دوستان خود داشتند. دوستان قرآنی ما به شدت گرفتار آن موج و آن جمعیت شدند. مرحوم امین باوی بسیار انسان بااخلاص و باصفایی بود. وقتی او را می‌دیدی دوست داشتی با او بیشتر ارتباط برقرار کنی. بسیار بانمک، باصفا و پرجنب و جوش بود. در آسانسور هتل هم هندزفری در گوش او را در حال تمرین با دوستانش می‌دیدیم. با وجود اینکه شناختی قبلی از او نداشتم همین ارتباط کوتاه در این ده روز کافی بود تا تدین، اخلاص و شخصیت او را در رفتار، گفتار و منش او ببینم. همه گروه این چنین بودند، شوخ طبعی امین بیش از سایرین بود.

captcha