به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، سیدحسن قمشهاى اسفهاى، مشهور به مدرس، در سال 1287 هجرى قمرى برابر با 1249 خورشیدى، در خانوادهاى از سادات طباطبایى ساکن سرابه، از توابع زواره اردستان به دنیا آمد، مدرس به همراه پدر رهسپار قمشه شد و مدت ده سال در آن شهر، مقدمات ادبیات عرب و فارسى را فراگرفت، او شانزده سال بیشتر نداشت که براى ادامه تحصیل به اصفهان رفت و حدود سیزده سال در آن شهر اقامت گزید پس از آن، راهى نجف اشرف شد و هفت سال در آن مکان مقدس به تحصیل علم پرداخت وى در دوره دوم مجلس شوراى ملى از طرف علماى نجف، به عنوان یکى از پنج مجتهدى که قوانین مصوب مجلس را براى مغایر نبودن با موازین شرع نظارت مىکردند، برگزیده شد.
نخستین مجلس قانونگذاری در ایرانمجلس شوراى ملى را باید ثمره انقلاب مشروطه دانست، مردم ایران پس از چند صدسال خفقان و استبداد، در قیامى ملى به مشروطیت رسیدند و توانستند با استبداد مبارزه و ثابت کنند که مردم نیز داراى حقوق سیاسى و اجتماعى هستند آنها معتقد بودند اولاً باید قانون اساسى وجود داشته باشد تا کشور بر پایه آن اداره و تصمیم گیرىها طبق قانون و ضوابط خاص باشد، نه بر اساس سلیقههاى فردى و گروهى.
ثانیاً مجلسى از نمایندگان منتخب ملت تشکیل شود تا حقوق مشروع ملت در آنجا حفظ گردد مردم خواهان مجلسى بودند که اعضاى آن منتخبان خود آنها باشند، نه منتخب شاه، به این صورت، نخستین جلسه مجلس شوراى ملى، تنها با حضور نمایندگان تهران در چهارده مهر سال 1285 در کاخ گلستان با حضور شاه تشکیل و با نطق یک جملهاى او افتتاح شد.
اندیشههای سیاسی شهید مدرس
در دیدگاه مدرس، مجلس قانونگذارى به دلیل تشکیل شدن از نمایندگان مردم کشور، به منزله عصاره ملت و مرکز ثقل مملکت است، وى مجلس را رقم زننده امور ملت و تنها مرجع تصمیم گیرنده در مملکت مىدانست مدرس معتقد بود هیچ قانون، مصوبه و امتیاز بدون نظر و تصویب مجلس، قانونى نیست، وى در جلسه 25 اسفند 1302 در بیان مقام و منزلت مجلس مىگوید: «این مجلس را به منزله تمام ایران مىدانم مثل این است که سى کرور اهالى ایران در اینجا تشریف دارند». همچنین میفرماید: «قانون اساسی مملکت این پیشبینی را کرده است که مجلس شورای ملی هرچه بزرگتر و با جلالتتر باشد، از برای پیشرفت امور مملکت و سیاست داخله و خارجه انفع است».
تفکر ضد امپریالیستی و ضرورت دفاع از مصالح کشورمدرس رویکرد سیاسی ایران را دوستی با همه دولتها چه همسایه، چه غیر آن عنوان میکند و این دوستی در صورتی ادامه خواهد داشت که تعرضی از سوی آنها صورت نگیرد؛ وی در این رابطه میفرماید:«همان گونه که به صدر اعظم عثمانی گفتم، اگر کسی بدون اجازه دولت ایران، از سر حد ایران تجاوز کند و وارد خاک کشور شود، بدون توجه به لباس و دین او، آن شخص را کشته، سپس در صورت علم یافتن بر مسلمان بودن او، بر مقتول نماز خوانده و دفنش خواهیم کرد.»
سخن معروف مدرس:«دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست» نشان آن دارد که طرح جدی یکی بودن دین و سیاست، زیرساخت مجموعه آراء و اندیشههای مدرس شهید را تشکیل میداد، وی برخلاف نوگراها که به تقلید کورکورانه از غرب دین و سیاست را جدا میشمردند میگوید: «فکر میکردم چرا ممالک اسلامی رو به ضعف نهاده و ممالک غیراسلامی رو به ترقی؟ چندین روز فکر کردم و بالاخره فهمیدم که ممالک اسلامی، سیاست و دیانت را از هم جدا کردهاند، ولی ممالک دیگر سیاستشان عین دیانتشان یا جزو آن است... لهذا در ممالک اسلامی، اشخاصی که متدین هستند، دوری میکنند از اشخاصی که داخل سیاست هستند، آنها که دوری کردند، ناچار همه نوع اشخاص رشته امور سیاست را در دست گرفته، لهذا مملکت رو به عقب میرود.»
قانون گرایی سازگار با شریعتشهید مدرس بر اجرای دستورات اسلام تأکید داشت و میفرمود: «باید جدّ و جهد کرد که یک سر مویی قوانین ما از حدود اسلامیه تجاوز نکند»، یکی از نکات در خور توجه، تأثیر عمیق مرحوم مدرس بر افکار و اندیشههای امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی است، در بیانات امام، تجلیل و احترام ویژه ایشان به مدرس کاملاً مشهود است اینکه روحانیون باید وارد عرصه سیاست شوند، آن هم به تفصیل و نه اجمال و نیز روحیه پر از شهامت آن شهید در مقابل استکبار و دشمنان اسلام از ویژگیهای برجسته مرحوم مدرس بود که امام همواره در بیانات خود از آن یاد کردهاند.
یکی از نشانههای هوش سیاسی شهید مدرس و قدرت تشخیص توطئه ایشان، مخالفت با طرح جمهوری خواهی رضاخانی است، در این باره میگوید: «من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حکومت صدر اسلام هم جمهوری بوده است ولی این جمهوری که میخواهند به ما تحمیل کنند بنا به اراده ملت نیست، بلکه انگلیسیها میخواهند به ملت ایران تحمیل کنند و رژیم حکومتی را که صد درصد دست نشانده و تحت اراده خود باشد، در ایران برقرار سازند»
«اختلاف من با رضاخان بر سر کلاه و عمامه و این مسائل جزئی نیست من در حقیقت با سیاست انگلستان که رضاخان را عامل اجرای مقاصد استعماری خود در ایران قرار داده مخالفم. من با سیاستهائی که آزادی و استقلال ملت ایران و جهان اسلام را تهدید میکند مبارزه میکنم و راه و هدف خود را هم میشناسم، در این مبارزه هم پشت سر خود را نگاه نمیکنم که شما یا کسان دیگری مرا همراهی میکنند یا نه، لازمه مبارزه در این راه از خودگذشتگی و فداکاری است.»
در دوره هفتم با دخالت رضاخان آراء آیتالله مدرس خوانده نشد و در سال 1307 هـ .ش شبانه به خواف تبعید و مدت 9 سال در داخل قلعهای زندانی و سرانجام در مهر ماه 1316 هـ.ش این عالم مجاهد را به کاشمر منتقل و در شامگاه دهم آذرماه همان سال برابر با 27 رمضـان به شهـادت رسـانده و بـه دور از چشـم مـردم در نیمههای شب دفن نمودند.
نطق شهید مدرس و تکرار تاریخ
نطق شهید مدرس در هشتم شهریور ۱۳۰۴ ش. در مورد ماجرای حمله به مکه یادور تکرار تاریخ توسط دشمنان همیشگی ملت ایران ایران است و تصمیماتی که از دیرباز تاکنون باید اتخاذ میشد: «این اتفاقی که امروز افتاده و استماع فرمودهاید، ویرانی شهر مدینه و حرکت به سوی عراق برای ویرانی قبور ائمه اطهار علیهم السلام، ضایعه بزرگی است. دولت مکلف است تحقیقات کامل نموده، نتیجه را به عرض مجلس برساند ... به عقیده من فعلاً باید تمام فکر را صرف این کار کرد. باید قدمهای مؤثر و قاطع و فوری که مقتضای دیانت و حفظ قومیت اسلام است، برداشت و هیچ چیز را مقدم بر این کار قرار نداد و نگذاشت که این مسئله، زیادتر از این؛ اسباب خرابی جامعه اسلامی شود. مبادا یک ضرر عظیمتری بر ما مترتب گردد. ما این تجاوزات را نمیتوانیم ببینیم، نخواهیم گذاشت ادامه یابد و اماکن متبرکه و مراکز دینی و اسلامی، دستخوش ]تجاوز[ متجاوزین شود. با قدرت و قاطعیت آنها را حفظ میکنیم و متجاوزین را سرکوب مینماییم.»
بيش از هفت دهه از شهادت شخصي ميگذرد كه اسطورهای به ياد ماندنی در بسياری از جوانب انساني بود، كمتر ايرانی ميهن دوستی است كه نام او را نشنيده و يا حالتی از حالتهای او را در دوران زندگی پرتلاطمش از زبان قلم و كتاب نخوانده باشد. رهبر معظم انقلاب میفرمايند: «ما با تجليل از شهيد مدرس در واقع به همه ارزشهایی ارج مینهيم كه در وجود اين اسوه فضيلت متجلی بود».