کانون خبرنگاران نبأ: مهدیه و مرضیه بابایی دو خواهری هستند که توانسته اند با وجود مشکلات و مرارت هایی که به سبب نبود امکانات با آن روبرو بوده اند، به حفظ کل قرآن کریم بپردازند.
ه گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا،
صادق علی بابایی از اهالی روستای امامیه و پدر دو حافظ قرآن کریم است، وی
در رابطه با نحوه آشنایی دخترانش با قرآن گفت: حرفه من آبکاری است که یک
کار تولیدی محسوب میشود، فرزندان من ترک تحصیل کردند و بنده نیز سواد
چندانی ندارم هر چند که به قرآن علاقهمندم و همواره با آن سروکار دارم،
فرزندانم به تدریج به قرآن علاقهمند و به سمت آن متمایل شدند و هماکنون
حافظ قرآن هستند.
تقوای الهی؛ اولین شرط پذیرش همسر برای فرزندانم
وی عنوان کرد: پس از اخذ مدرک دیپلم به سمت حفظ قرآن متمایل شدند، هر چند که مادرشان نیز با قرآن و جلسات قرآنی در ارتباط بود؛ دو فرزندانم به جهت علاقهمندی، به حفظ قرآن پرداختند و هماکنون نیز در آن موفق هستند.
بابایی با بیان اینکه دو فرزندم، حفظ را از سه سال پیش آغاز کردند، ادامه داد: در روستای قاسم آباد جلسه دعا به صورت دورهای در خانهها برگزار میشود، فرزندانم نیز در آن شرکت میکردند و همین حضور زمینه علاقهمندی و اشتیاق آنان را به قرآن فراهم کرد.
وی افزود: ما صبح «الهی به امید تو» میگوییم اما برکت را خداوند، به مال ما عطا میکند، خداوند میگوید که اگر همت کنید به مالتان برکت میدهم، ما نیز همت میکنیم اما حقوق بنده ماهی ۷۰۰ هزار تومان است، اما با این حقوق ناچیز و اندک میسازیم و گاهی نیز در این تورمی که در جامعه وجود دارد دستمان را نگه میداریم؛ بنده از کودکی به مکتب میرفتم و اینگونه نبود که با قرآن ناآشنا باشم و همواره قرآن قرائت میکنم.
پدر این دو حافظ قرآنی ضروریترین مولفه دیندای را تقوای الهی دانست و گفت: بنده چهار فرزند دارم، یک پسر و دو دختر؛ هر زمان که برای دخترانم خواستگار میآمد اول تقوای او را ملاک قرار میدادم، همان گونه که میگویند بزرگترین سرمایه انسان، سلامتی است بنده معتقدم بزرگترین سرمایه انسان، ایمان به خدا است، انسانی که سالم باشد اما ایمان به خدا نداشته باشد برای او بیفایده خواهد بود.
همواره دخترانم را به رعایت حجاب توصیه میکنم
وی به نقش مادر در تربیت دینی فرزندان اشاره کرد و گفت: مادر به جهت اینکه بیشتر با فرزندان در ارتباط است نقش بیشتری نسبت به پدر ایفا میکند هر چند که بنده به عنوان پدر نظارت امور را به عهده دارم و همواره دخترانم را به رعایت حجاب توصیه میکنم، بنده تا آنجا که برایم مقدور باشد امر به معروف و نهی از منکر میکنم، جامعه قرآنی به فرزندانم بها میدهند و هماکنون دخترم شاگرادان زیادی را تعلیم میدهد.
بابایی به بیان آرزوی خود پرداخت و گفت: آرزویم زیارت خانه خدا و ائمه معصومین(ع) است، از دوران کودکی به زیارت علاقهمند بودم، نخستین دعای بنده، تعجیل در حضور آقا امام زمان(ع) است، ایشان است که مشکلات را برطرف میکند و دومین درخواست بنده زیارت است، تا آنجا که در توان داشته باشم به زیارت امام رضا(ع) میروم.
وی افزود: چهار سال است که به مشهد میروم اما تا به امروز کربلا نرفتم، ۲۱ سال بود که قسمت نمیشد به زیارت امام رضا(ع) برویم اما هماکنون چهار پنج سال متوالی است که توفیق زیارت او را داریم، امیدوارم که زیارت کربلا نصیب تمام مسلمانان شود همچنین بنده نیز توفیق بیابم که به کربلا بروم.
پدر این دو حافظ قرآنی علت گرایش خود و خانوادهاش را هدایتگری این کتاب آسمانی دانست و گفت: قرآن کلام خداوند و راهنمای انسانها است، هر آنچه که انسان بدان نیازمند باشد در قرآن یافت میشود، خداوند در قرآن میگوید که تقوای الهی پیشه کنید، دروغ نگویید، رزق حلال کسب کنید، ظلم نکنید و حق دیگران را ضایع نکنید.
«آقا صادق» برکت و روزی را به کارگاه آورد
هادی حیدری یکی از همکاران صادق علی بابایی گفت: حدود ده سال است که این کارگاه را راه انداختیم و آقای صادق بابایی هماکنون دو سال است که در خدمت ما هستند و ما در این مدت زمان از ایشان بسیار راضی بودیم، ایشان فردی هستند که نماز اول وقت خود را فراموش نمیکنند و ما در این دو سه سال جزء خوبی چیزی از ایشان ندیدیم، ما را همواره نصیحت میکند و به امر به معروف و نهی از منکر توجه ویژه دارد، اگر به سخنان ایشان توجه کنیم و به آن عامل باشیم پی میبریم که تا چه میزان سخنانشان درست است.
وی افزود: ما برای دریافت نیرو از زیر ۲۵ سال استفاده میکردیم، آن زمان که آقا صادق آمدند ابتدای کار نمیخواستم از ایشان استفاده کنم اما پس از مصاحبت با آقا صادق به نحوه رفتارشان علاقهمند شدیم، اوایل کار وضعیت کارگاه مناسب نبود اما با حضورشان برکت و روزی را نیز به این کارگاه آوردند، پس از یک هفته تصمیم گرفتیم که ایشان را در اینجا نگه داریم، هر چند که کار آقا صادق در بخش دیگری است اما همواره سعی میکنم برای ده دقیقه هم که شده با ایشان گفتوگو داشته باشم.
نماز خواندن، پیشرفت کار و برکت مالم را دو چندان کرد
همکار بابایی ضمن اشاره به خوش صحبتی و منش نیکوی همکار خود عنوان کرد: گاهی میبینم که آقا صادق زیر لب زمزمه میکند و دعا میخواند حقیقتاً لذت میبرم، ۱۰ سال است که در این کارگاه مشغول به کار هستم هشت سال از آن را نماز نمیخواندم اما این دو سه سال آخر که نماز میخواندم پیشرفت کارم دو چندان شده، برای من حضور ایشان بسیار تأثیرگذار بوده است، کسانی که اهل قرائت قرآن باشند از حضورشان در این کارگاه خوشحال میشوم زیرا گمان میکنم که این حضور در پیشرفت کار و حرفه بنده نیز مؤثر است.
وی تصریح کرد: این تولیدی به صورت زنجیرهای است که هزار نفر در آن کار میکنند و از آن روزی میبرند؛ بنده از کارگاه کوچک شروع کردم اما هماکنون به سبب نمازی که میخوانم روزیام برکت گرفت، هر چقدر انسان به خداوند نزدیکتر باشد ثمره آن را در کسب و کار خود میبیند.
«قرآن» حلال تمامی مشکلات است
بابایی ضمن اشاره به کسب روزی حلال گفت: امیدورام که بتوانم نان حلال درآورم و رزق حلال وارد خانهام کنم تا بتوانم فرزند صالح تربیت کنم و تحویل جامعه دهم، اگر نان حلال به خانهای وارد شود به تدریج انسان تربیت میشود، با حقوق کم تنها با توکل بر خدا میتوان زندگی را گذراند، باید با زندگی ساخت، خداوند خودش به مال انسان خیر و برکت میهد.
وی یادآور شد و گفت: خداوند یاریگر بندگانش است، فرموده حضرت علی(ع) است که دل انسان همانند آهن زنگ میزند، آن زمان که فرد قرآن میخواند قلبش صیقلی مییابد، اگر انسان معتقد به قرآن باشد تمام مشکلات و گرفتاریهای او برطرف میشود؛ یک فرد مسلمان نباید نسبت به خداوند در تردید باشد.
پدر دو حافظ قرآن در رابطه با تأثیر قرائت قرآن در زندگی خود گفت: جمعهها سوره الرحمن را میخوانم، البته قران خواندنم تنها به یک یا چند سوره معین محدود نمیشود بلکه در تلاشم که تمام سورههای قرآن را مرور کنم، ما به هر چه که دست یافتیم به برکت قرآن نصیب ما شده است، حلال تمام مشکلات قرآن است، انسان اگر از صمیم قلب متوکل به خدا باشد خداوند نیز او را یاری میرساند، ما غیر از خدا کسی یا چیز دیگری را نداریم.
متأسف میشوم که فرزندانم امکانات کافی ندارند
در ادامه این گفتوگو مادر دو حافظ قرآن کریم در رابطه با علت گرایش دختران خود به حفظ قرآن کریم گفت: ما خانواده قرآنی بودیم، پدر و مادرم همواره جلسات قرآنی بر پا میکردند، شوهرم و خانوادهاش نیز همانند ما به قرائت قرآن توجه داشتند از این رو علاقه فرزندانم به قرآن شکل گرفت، آن زمان که وارد این روستا شدیم از بنده درخواست کردند که در جلسات قرآنی شرکت کنم و آنچه را که از قرآن میدانم به آنها تعلیم دهم، بنده نیز آنچه را که از کودکی و در خانه پدر آموخته بودم در جلسات قرآنی بازگو کردم.
وی با بیان اینکه خداشناس بودن فرد را به سمت قرآن سوق میدهد، افزود: وقتی فرزندانم تا دیپلم به تحصیل پرداختند به آنان توصیه کردم که به حفظ قرآن بپردازند، آنان نیز استقبال کردند و در این زمینه به فعالیت پرداختند هر چند که در جلسات قرآنی که در روستا برگزار میشد، شرکت نمیکردند.
مادر این دو حافظ قرآنی در پاسخ به پرسش از دغدغه یک مادر قرآنی گفت: متأسف میشوم که فرزندانم امکانات کافی ندارند، وضعیت ما پیش از این آنچنان مناسب نبود اما به برکت قرآن، وضعیت ما بهبود یافته است.
وی در رابطه با نحوه تأثیرگذاری والدین بر فرزندان گفت: مادر با منش و کردار خود بر روی فرزندان تأثیر گذار است و پدر با درآمد حلالی که کسب میکند میتواند نقش تربیتی بر فرزندان داشته باشد، آرزویم این است که خداوند تمام جوانان را هدایت کند و زیر سایه آنان فرزندان من را هدایت کند و عاقبت به خیری نصیبشان شود.
کرایه رفتوآمد به دارالقرآن را نداشتیم
وی افزود: فرزندان برای والدین باقیات و صالحات هستند و خوشحالم که پس از مرگ یک باقیات و صالحاتی برای خود به جای گذاشتم، امیدوارم که فرزندانم با قرآن پیش بروند، زیرا این کتاب خود راهنما است و اگر خود والدین به دستورات قرآنی پایبند باشند به تبع آن فرزندان نیز به این سمت کشیده میشوند.
مادر این دو حافظ قرآنی ضمن اشاره به مشقتهای فرزندانش به سبب نبود امکانات گفت: یک شب که به نمایشگاه قرآن رفته بودیم با خانه قرآن کارگر آشنا شدیم، از دخترم درخواست شد که در مسابقهای شرکت کند، اما بنده به سبب هزینه نپذیرفتم زیرا حتی کرایه رفتوآمد به آنجا را نداشتم، اما اکنون به برکت قرآن وضیعت مالی ما بهبود یافته و میتوانم هر دو ماه یا هر سه ماه یکبار آنان را به آنجا ببرم.
وی در ادامه سخنانش افزود: من آنچنان به دخترانم در حفظ قرآن کمک نمیکردم، دو خواهر خودشان به یکدیگر یاری میرساندند، البته خانمی تنها دو روز در هفته به خانه ما برای تعلیم قرآن میآمد و مابقی کارها به عهده خود دخترانم بود که با عشق و شوق به حفظ قرآن میپرداختند.
والدینم به قرآن «عامل» بودند
مهدیه بابایی یکی از حافظانی است که توانسته با وجود مرارت ها و مشقتهایی که به سبب نبود امکانات با آن گریبانگیر بوده است، به حفظ کل قرآن کریم بپردازد، وی به بیان مختصری از زندگی خود و نحوه آشناییاش با قرآن کریم پرداخت و گفت: در قاسم آباد تهرانچی زندگی میکنم، آن جرقهای که موجب شد به سمت حفظ گرایش پیدا کنم به سبب تولد در یک خانواده مذهبی بود، در این خانواده قرآن جایگاه بسیار ویژهای داشت، از زمانی که در این خانه چشم گشودم نظارهگر قرآن خواندن والدینم بودم و تا آنجا که به یاد میآورم در کنار قرائت قرآن، والدینم به آن عامل بودند.
وی عنوان کرد: ما به قرائت قران بسیار اهتمام داشتیم اما هرگز به ذهنمان خطور نمیکرد که زمانی بتوانیم حافظ کل قرآن کریم شویم، گمان میکردیم که در جهت حافظ شدن با مشکلات عدیدهای روبرو میشویم و حفظ دغدغه بسیاری دارد و همچنین گمان میکردیم که اگر حافظ شویم ناچاریم که عامل به آن نیز باشیم، البته در حقیقت نیز اینگونه است.
این حافظ قرآن کریم، زمینه آشنایی خود را با جلسات حفظ قرآن از طریق راهنمایی اقوام دانست و گفت: ما از یکی از اقوام که حافظ کل قرآن کریم شده بود پرسیدیم که طریقه حفظش به چه صورت بوده است، وی در پاسخ گفت که در جلسات قرآنی که هر هفته دو بار برگزار میشود حضور مییابد، اما از آن جهت که رفتوآمد برای ما دشوار بود نتوانستیم در جلسات شرکت کنیم اما از ایشان برنامههایی را که با پیاده کردن آن میتوانست به حفظ قرآن بپردازد دریافت کردیم و مطابق با آن پیش رفتیم.
من و خواهرم با یاری هم حافظ شدیم
وی گفت: ابتدا از یک صفحه آغاز به حفظ کردیم و در این زمینه خویشاوند ما نیز به ما یاری رساند، پس از مدتی به سبب بروز برخی از پیشامدها آن شخص نتوانست به ما کمک کند، به این جهت من و خواهرم تصمیم گرفتیم که خودمان با یاری یکدیگر به حفظ قرآن بپردازیم و آن را ادامه دهیم، خواهرم چون هوشش از من بیشتر بود سریعتر و راحتتر توانست حافظ کل قرآن کریم شود.
بابایی با بیان اینکه ازدواج و فرزند داری روند حفظ قرآن وی را کند کرده بود، گفت: به لطف و یاری خدا و توسل به ائمه معصومین(ع) توانستیم قرآن را حفظ کنیم، البته به نحو کامل هنوز نتوانستیم آن را تثیبت کنیم اما قرار است با پرسش از هم آن را تثبیت کنیم، اوایل روزی یک سوال را از یکدیگر میپرسیدیم چون رابطه نزدیکی با هم داشتیم، اما از آن زمان که خواهرم پشتیبان در دارالقرآن شد زمان کمتری را می توانست به پرسش از من اختصاص دهد.
وی اظهار کرد: قرآن از آن جهت که از سوی خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده است هر چیزی که به آن نیازمند باشیم در آن آمده است، هر حکم و قانونی که انسان بدان محتاج باشد در آن هست، پس باید تنها به آن تمسک جست، ازاین رو از قرآن یاری گرفتم که در کنار حفظ، عامل به آن نیز باشم.
مورد استقبال قرار نگرفتن جامعه قرآنی از سوی مردم
این حافظ قرآن کریم انگیزه خود را از حفظ، کسب رضای الهی دانست و در ادامه سخنانش افزود: خداوند نعمتهای بیشماری به انسان عطاء کرده است که انسان نمیتواند شکر آن را به جا آورد، اما اینکه گفته میشود که جامعه قرآنی کمتر مورد استقبال قرار میگیرد سخن درستی است زیرا حتی ورزشکاران و قشرهای دیگر بیشتر مورد توجه مردم قرار دارند.
وی به بیان خاطره قرانی خود پرداخت و گفت: روزی با خانواده دور هم جمع بودیم که پدر خواستند بدانند که ما حافظ قرآن شدیم یا خیر، چند سوال از قرآن پرسیدند و به لطف خدا تمام سؤالات ایشان را پاسخ گفت، پدر ما را تشویق کرد و گفت که به هر نحوی که شده من یک هدیه برای شما میخرم و این هدیه را نیز به ما اهدا کردند، ما این حفظ را نخست مدیون خدا هستیم و در درجه دوم مدیون والدین هستیم که به یاریشان توانستیم در این زمینه موفق شویم.
محرومیت اهالی روستای قاسم آباد از نعمت نهادی قرآنی
بابایی یادآور شد و گفت: پسرم در کلاس هشتم تحصیل میکند اما هیچ نهادی در اینجا وجود ندارد تا پسرم را به آنجا بفرستم تا بتواند قرآن را حفظ کند و همچنین با آنکه تسلط کامل بر معانی آیات ندارم اما همواره تلاش کردم که در کنار حفظ معنای آیات را نیز بیاموزم و تمایل دارم که پسرم نیز در کنار حفظ به معنای آیات آن نیز مسلط باشد.
وی با بیان اینکه برخی از دانش آموزان با وجود علاقه به حفظ، فاقد نهاد یا مجموعه قرآنی در راستای تعلیم و آموزش قرآنی به آنان هستند، افزود: برخی از همکلاسیهای پسرم دوست دارند که با قرآن مأنوس شوند اما از این نعمت محروم هستند، هم اکنون میتوان در اجرای طرح تابستانی اقداماتی را در زمینه حفظ دانش آموزان انجام داد، تا آنها بتوانند حداقل یک سوره در این مدت زمان حفظ کنند و زمینه انس با قرآن برایشان فراهم شود.
این حافظ قرآن کریم بیان کرد: ابتدا شاکر خداوند هستم که به بنده این توفیق را داد که در مسیر قرآن گام بردارم و بتوانم آن را حفظ کنم و ان شاء الله که مرا یاری دهد تا عامل به آن باشم و از والدین، خواهرم و همچنین همسرم نیز تشکر میکنم که در این مسیر با بنده همکاری کردند.
نبود امکانات، علت انصرافم از حفظ در دوران نوجوانی بود
مرضیه بابایی یکی از دو خواهر حافظ قرآن کریم به بیان نحوه حفظ خود پرداخت و در این رابطه گفت: ۲۳ سال سن دارم و از همان دوران کودکی شوق و اشتیاق داشتم که به حفظ بپردازم و همچنین شور و اشتیاق والدینم را میدیدم که دوست داشتند فرزندانشان حافظ باشند که این موضوع شوری را در من ایجاد کرد که به این سمت متمایل شوم.
وی ادامه داد: اوایل چون گمان میکردم که کار سخت و دشواری است از دوران کودکی یا نوجوانی به فکر حفظ نیافتادم، همان طور که خواهرم نیز اشاره کرد از یکی از اقوام یاری گرفتیم و شرایط آن را پرسیدیم، از این رو من و خواهرم توانستیم با یاری یکدیگر حافظ کل قرآن کریم شویم، از زمانی که چشم گشودم با قرائت قرآن مأنوس بودم.
این حافظ قرآن کریم علت تمایل خود را از حفظ، برخورداری از خیر دنیا و آخرت دانست و افزود: از قرآن آموختم که از غیبت اجتناب کنم و نماز خود را در اول وقت بخوانم، اگر در دوران کودکی یا نوجوانی به سمت قرآن نرفتم به این جهت بود که امکانات یا کلاسهای حفظ در اینجا برگزار نمیشد.
وی با اظهار تأسف از نبود امکانات کافی در راستای فراگیری قرآن، بر توجه مسئولان در ایجاد نهادهای قرآنی تأکید کرد و گفت: چرا آن زمان که در مسابقهای شرکت میکنیم نه تنها جایزه به ما داده نمیشود حتی از تحویل به موقع مدرک دریغ میورزند، به ما گفته میشود که مدرکت گم شده است در حالیکه تمام اطلاعات بنده در اینترنت موجود است.
زیباترین خاطره ام در سفر عتبات عالیات رقم خورد
بابایی به بیان زیباترین خاطره خود پرداخت و گفت: آن زمان که درصدد حفظ سوره انفال بودم مصادف شد با اینکه همراه مادر بزرگم به کربلا بروم، ماه محرم بود و بنده به تماشای تلوزیون مشغول بودم که در یکی از شبکهها تصویر حرم امام حسین(ع) را نشان میداد، در زیر نویس آمده بود که هر آنچه دلنوشته دارید پیامک کنید، در آخر پیامک برای امام حسین(ع) نوشتم که همه چیز را به صورت حضوری در ماه و صفر بهتان عرض میکنم، بنده آخرین نفری بودم که در کاروانی که مادر بزرگم قصد عزمیت به کربلا داشت ثبت نام کردم.
وی بر عمل به قرآن در کنار حفظ آن تأکید کرد و گفت: در سفر کربلا از امام حسین(ع) درخواست کردم که قرآن را به خوبی خاتمه دهم و عامل به آن باشم و از آن دسته کسانی نباشم که تنها نام حافظ را یدک میکشند؛ زیرا عامل بودن مهمتر از حافظ بودن قرآن است، دلیلی ندارد کسی که حافظ قرآن باشد عمل کنند به آن نیز محسوب شود، برخی از افراد با آنکه حافظ یا قاری قرآن نیستند اما آن را به خوبی در زندگیشان پیاده میکنند.
انتظار داریم بیمه فعالان قرٖآنی به پشتبانان هم تعلق بگیرد
این حافظ قرآن کریم به بیان علایق خود در رابطه با حفظ قرآن کریم پرداخت و گفت: دوست دارم که بیمه فعالان قرآنی شامل ما حفاظ و پشتیبانان قرآنی شود و همچنین تقاضامندم که دارالقرآن کریم هزینه ها را در موعد مقرر پرداخت کنند، زیرا قبض تلفن ما به این جهت که با کارآموزان بسیاری در ارتباط هستم مبلغ ۴۰۰ الی ۵۰۰ هزار تومان در نظر گرفته می شود، میان دوره که ۲۰۰ هزار تومان برای ما در نظر گرفته میشود از ما خواسته میشود که خودمان این مبلغ را واریز کنیم.
وی ادامه داد: نمیدانم مبالغ دریافت شده از سوی کارآموزان، مصروف چه مخارجی میشود، بنده بر اساس محاسبهای که انجام دادم از کارآموزان مبلغ پنج الی شش میلیون هزینه دریافت میشود، یعنی این نهاد قابلیت پرداخت ۲۰۰ هزار تومان در دو ماه را ندارند! اینجا چون یک روستا است اگر تلفن قطع شود مدت زمان بسیاری طول میکشد که تلفن وصل شود، بنده از همین جا از آقای سرویسی تشکر میکنم که به جهت شرایط مادرم، از من همانند پشتیبانهای دیگر نمیخواهند که در جلسات شرکت کنم.
بابایی در رابطه با طریقه فراهم شدن مقدمات سفر به عتبات عالیات گفت: کنار پنجره فولاد ایستاده بودیم، از خدا حاجات بسیاری درخواست میکردیم، تمام افراد آرزوی خود را آهسته بر زبان میآوردند اما من با صدای بلند میگفتم که تا سال دیگر زیارت کربلا را نصیب من کند، در عین ناباوری در عرض پنج روز مقدمات سفر من به عتبات عالیات فراهم شد.
وی در پایان عنوان کرد: خداوند را شاکرم که مرا در این مسیر قرار داد، از والدینم که مشوقم در این زمینه بودند و همچنین از خواهرم که در کنار یکدیگر توانستیم قرآن را حفظ کنیم، کمال تشکر را دارم.