کد خبر: 3460039
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۴

اعتدال؛ از اصول مهم در فرهنگ اسلامی/ اساس اخلاق و نظام زندگی بر پایه تعادل است

گروه اندیشه: پرهیز از افراط و تفریط در هر امری پسندیده و مطلوب است، کلیه اعمال فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی انسان باید براساس تعادل و میانه‌روی باشد و در نهایت انسان باید بین دنیاخواهی و آخرت‌طلبی خود نیز اعتدالی ایجاد کند.

اعتدال؛ از اصول مهم در فرهنگ اسلامی/ اساس اخلاق و نظام زندگی بر پایه تعادل است
به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، اعتدال و میانه‌روی یکی از اصول مهم در فرهنگ اسلامی است، پرهیز از افراط و تفریط در هر امری پسندیده و مطلوب است.

در زمینه عبادت و بندگی خداوند متعال نیز این اعتدال لازم است. اگرچه هیچ تلاشی نمی‌تواند حق عبودیت و بندگی را آنچنان که شایسته خداوند است ادا کند، ولی شخص مسلمان نباید به‌گونه‌ای باشد که در برخی از مقاطع زندگی، همه نیرویش را صرف عبادت کند و در مقاطع دیگر اصلاً حال و حوصله و رمقی برای عبادت نداشته باشد.
پیامبر اکرم(ص)، در این رابطه می‌فرماید: «این دین محکم و متین است. پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را بر بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید که در این صورت مانند سوار درمانده‌ای هستید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است».

افراط در عبادت باعث خستگی روح و بی‌رغبتی می‌شود

افراط و زیاده‌روی در عبادت موجب خستگی روح و بی‌رغبتی نسبت به عبادت و گریز از آن می‌شود.امام صادق(ع) در روایتی، داستان مسلمانی که همسایه مسیحی خویش را مسلمان کرد ولی بر اثر وادارکردن او به عبادت‌های سنگین، یک شبه او را از دین خارج ساخت، بیان فرموده است.عبادت از نظر دین، خضوع و محبت است.
ابن‌قیم از دیدگاهی عمیق‌تر و گسترده‌تر به عبادت می‌نگرد. او مفهوم عبادت را به عناصر ساده‌اش تجزیه نموده، در کنار معنی اصلی لغوی غایت خضوع و فرمان‌برداری عنصر جدیدی را که در اسلام و ادیان دیگر اهمیت بزرگی دارد، نشان می‌دهد، عنصری که عبادت، به‌گونه‌ای که خدا می‌خواهد بدون آن تحقق‌پذیر نیست و آن عبارت است از «حُب» عبادتی که خداوند آن را هدف آفرینش و انگیزش رسولان و نزول کتاب‌های آسمانی معرفی کرده است، بدون این عنصر عاطفی وجدانی، وجود پیدا نمی‌کند.
خداوند متعال در آیه 24 سوره مبارکه توبه می‌فرماید: «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ؛ بگو: اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، خویشاوندان، دارائی‌های گرد آمده، تجارت و سوداگری آسیب‌پذیر و خانه‌های دلپسند از نظر شما از خدا و رسول‌ او و جهاد در راهش محبوب‌ترند، منتظر باشید تا خدا امر خویش را بیاورد».
برای عبادت دو چیز ضروری است؛ اول، پایبندی به آن‌چه که خداوند به‌صورت امر و نهی و حلال و حرام تشریع نموده و توسط پیامبرانش ابلاغ گردیده است، این چیزی است که عنصر اطاعت و خضوع در برابر خدا را عینیت می‌بخشد و کسی‌که از پذیرش فرمان خدا سر پیچیده از پیروی راه و پایبندی به شریعت او استکبار ورزد، بنده و پرستنده‌ خدا نیست، هرچند که او را خالق و رازق خویش بداند و بدین امر اعتراف نماید.
بنابراین، خضوع به‌صورت اقرار به ربوبیت و خضوع به شکل مددجویی هنگام سختی و گرفتاری کافی نیست و خضوع به‌صورت تعبد و تسلیم و تبعیتی که در خور مقام الوهیت باشد، لازم است و تنها با این شرط است که معنی «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» تحقق می‌پذیرد.
دوم این‌ است که این التزام و پایبندی از دلی سرشار از محبت خدا برخیزد، زیرا که در هستی چیزی دوست داشتنی‌تر از خدا وجود ندارد، برای این‌که او صاحب فضل و احسان است و انسان را که چیزی نبود، آفرید و همه‌ پدیده‌های زمین را به‌خاطر او ایجاد نمود، نعمت‌های ظاهری و باطنی خود را برایش کامل گردانید و او را در بهترین شکل و ترکیب و توازن پدید آورد و بر بسیاری از مخلوقات خود بزرگی و برتری بخشید. از طیبات و نعمت‌های پاکیزه به او روزی داد.
او را سخن گفتن آموخت و در زمین جانشین ساخت و از روح خویش در او دمید و فرشتگان را به سجده‌اش واداشت. با این همه چه کسی از خدا دوست‌داشتنی‌تر است؟ و اگر انسان خدا را دوست ندارد، پس چه کسی را دوست بدارد؟.
کسی‌که خدا را بشناسد، دوستش می‌دارد و به اندازه‌ درجه‌ شناخت خویش محبت پیدا می‌کند. به همین دلیل محبت پیامبر(ص) نسبت به خدا از همه زیادتر بود زیرا که معرفت بالاتری نسبت به او داشت و نماز مایه‌ آرامش وی بود زیرا که عالم ارتباط مستقیم قلبی با خدا بود، در دعایش از خداوند شوق دیدار و لذت تماشای وجه الهی را می‌طلبید و هنگام قضاوت میان بازماندن در دنیا و یا پیوستن به پروردگار خویش می‌گفت: دوست گرامی و بلندمرتبه را برمی‌گزینم!.
جهانبخش ثواقب، از اساتید دانشگاه‌های استان لرستان، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنای لرستان، در رابطه با اعتدال و کاربرد آن در قرآن و زندگی، گفت: در قرآن کریم از اعتدال با عناوین مختلفی مانند قصد و میانه‌روی و گاهی اوقات نیز با عنوان «وسط» نام برده شده است.
وی ادامه داد: در قرآن کریم «قص» و «اقتصاد» به‌‌معنای میانه‌روی در هر چیزی به‌کار رفته است و از این کلمه به‌عنوان از تعادل خارج نشدن، به دامن تفریط و افراط نیفتادن نیز نام برده شده است و به این نکته نیز اشاره شده است که نظم هستی براساس تعادل است بنابراین اساس اخلاق و نظام زندگی نیز بر تعادل و اعتدال است و هدف ما نیز باید براساس تعادل باشد.
ثواقب با اشاره به این‌که اصراف؛ واژه مقابل و مخالف اقتصاد است، تصریح کرد: میزان بحث انفاق نیز اعتدال است به‌گونه‌ای که انسان نه باید زیاد از حد گشاده دست باشد که چیزی برای خودش باقی نماند و نه باید به‌حدی تنگ دست باشد که چیزی به کسی انفاق نکند، بنابراین در کار خیر نیز نباید زیاده‌روی کرد.
این استاد دانشگاه‌های لرستان با بیان این‌که در قرآن کریم در برخی از آیات از تنگدستی به‌عنوان «اقتار» یاد شده است، افزود: قوام که همان میانه‌روی است در میانه افراط و تفریط قرار می‌گیرد.
وی با اشاره به این‌که انسان در همه اعمال خود مانند سحن گفتن، راه رفتن، نگاه کردن و دیگر اعمالش باید جانب اعتدال و میانه‌روی را رعایت کند، عنوان کرد: یکی از این اعمال گفتار است که اشاره شده است که در دعا کردن به صدای میانه و تعادل اشاره شده است و گفته شده است که در صحبت کردن نباید با داد و فریاد مقصود خود را به کرسی بنشانیم.
ثواقب با اشاره به این‌که در فلسفه اخلاق نیز اعتدال؛ اساس است، اظهار کرد: یک نفر می‌توان در اخلاق خود ترس، یا امیدواری و ناامیدی داشته باشد، که در قرآن‌کریم اشاره شده است که انسان نه باید نسبت به آینده کاملاً ناامید و مأیوس باشد و نه خیلی بی‌پروا و امیدوار باشد، بلکه باشد در این مورد نیز حد تعادل را رعایت کند.
این استاد دانشگاه‌های لرستان ادامه داد: کلیه اعمال فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... انسان باید براساس تعادل و میانه‌روی باشد، و در نهایت انسان باید بین دنیاخواهی و آخرت‌طلبی خود نیز اعتدالی ایجاد کند و به‌گونه‌ای باشد که با اعمال دنیایی خود آخرت را نیز داشته باشد.
وی با بیان این‌که در آیات متعددی به موضوعات اعتدال در زندگی اشاره شده است، ادامه داد: در قرآن کریم به اعتدال در موضوعاتی مانند اعتدال در خلقت، اعتدال در عقیده، اعتدال در خوراک، اعتدال در عبادت، اعتدال در خوف و رجا، اعتدال در اخلاقیات، اعتدال در راه رفتن، اعتدال در گفتار، اعتدال در شادی، اعتدارد رامور اجتماعی، اعتدال در زینت‌ها، اعتدال در انفاق، اعتدال در ارزیابی دیگران، اعتدال در برخی احکام و اعتدال در موضوعات فراوان دیگری اشاره شده است.
ثواقب عنوان کرد: به‌عنوان مثال خداوند در آیه 17 و 79 سوره مبارکه اسرا به اعتدال در عبادت اشاره کرده و همچنین در آیه 20 سوره مبارکه مزمل می‌فرماید: «إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ.....؛ در حقیقت پروردگارت مى‏داند که تو و گروهى از کسانى‌که با تواند نزدیک به دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را به نماز برمى‏خیزید و خداست که شب و روز را اندازه‏گیرى مى‏کند او مى‏داند که شما هرگز حساب آن را ندارید پس بر شما ببخشود، اینک هرچه از قرآن میسر مى‏شود بخوانید .....».
وی تصریح کرد: طبق آیات و روایاتی که وجود دارد در امور مختلف باید اصل بر میانه‌روی باشد و در آن‌ها هم فرد و هم جامعه درنظر گرفته شود.

captcha