کد خبر: 3461115
تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰

تأملی در شیوه برخورد حکیمانه علما با بی‌حجابی

گروه اندیشه: در این گزارش بر آن شدیم که نگاهی به برخورد حکیمانه علما در برخورد با بی‌حجابی داشته باشیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، حجاب در جامعه ایرانی همواره به عنوان یک دغدغه مطرح بوده و درباره چگونگی ترویج آن در جامعه بحث‌های زیادی صورت گرفته است، هر کس بر اساس دیدگاه خود نظریاتی ارائه داده است. اما آنچه می‌تواند در این زمینه کارگشا باشد برخورد و شیوه رفتاری علما و بزرگان در مقوله بی‌حجابی بوده است.

علمایی که هر چند دغدغه بحث حجاب را داشته‌اند اما تلاش نموده با شیوه‌ای حکیمانه و با الفاظی مهربانانه، پدرانه و به دور از افراط و تفریط در این زمینه اقدام کنند. در ذیل به نمونه‌ای از این رفتار‌ها اشاره می‌کنیم

مرحوم ملاعباس تربتی و عروسی که چادری نبود
مرحوم راشد نقل می‌کند: در سال ۱۳۲۲ شمسی، برای زیارت و نیز عیادت مرحوم پدرم، ملاعباس تربتی با همسرم به مشهد رفتیم، آن زمان اوایل رجعت چادر بود، اما هنوز کاملاً رجعت نکرده بود، همسر من مانتو می‌‏پوشید و روی آن روسری بزرگتری که کاملاً او را می‌‏پوشاند.

روزی مرحوم حاج آخوند می‌‏‌خواست به حرم مشرف شود که همسر من گفت؛ من نیز همراه ایشان به حرم می‌روم، من گفتم: پدرم را می‌شناسند و چون شما چادر نداری، خوب نیست همراه ایشان باشی، پدرم متوجه گفت‌وگوی ما شد و گفت که کو ببینم لباسش چگونه است؟

همین که او را با مانتو و روسری بلند و پوشیده دید گفت: اینکه پوشیده‌تر از چادر است، بیا بابا سوار شو با هم برویم و او را در کنار خود در درشگه نشانید و با هم به حرم رفتند/ اقتباس و ویراست از کتاب فضیلت‌های فراموش شده

مراسمی بود که‌ مردم‌ برای دفاع‌ از فلسطینی‌ها تدارک‌ داده‌ بودند. ایشان- امام موسی صدر-‌ به‌ من‌ فرمودند، امشب‌ آنجا می‌رویم‌ ولی آن‌ها یک‌ خانواده‌ شیعه‌ هستند که‌ تحت‌ سلطه‌ فرهنگ‌ استعمار فرانسه‌ هستند و از لحاظ‌ حجاب‌ آن‌ طور نیستند که‌ شما می‌خواهید. اگر برایتان‌ اشکال‌ دارد، نیایید و اگر تحمل‌ می‌کنید که‌ یک‌ خانواده‌ شیعه‌ بی‌حجاب‌ پیش‌ شما باشند، بیایید.

امام موسی صدر و تعامل با افرادی که حقیقت حجاب را درک نکرده بودند
بنده‌ عرض‌ کردم‌ هر جا که‌ شما تشریف‌ می‌برید، من‌ هم‌ می‌آیم. البته‌ ایشان‌ گفتند که‌ این‌ها در واقع‌ هم‌ جدیدالاسلام‌ هستند و هم‌ جدید التشیع‌اند. چون‌ قبل‌ از این‌ نه‌ چیزی از اسلام‌ می‌دانستند و نه‌ چیزی از تشیع. خوب‌ شب‌ آنجا رفتیم. خانم‌های مسن‌تر یک‌ روسری سرشان‌ داشتند. ولی کوچک‌تر‌ها به‌ هیچ‌ وجه‌ حجاب‌ نداشتند و امام‌ موسی صدر با معرفی بنده‌ که‌ ایشان‌ از علمای قم‌ هستند، آن‌ها را تشویق‌ کرد که‌ پوشش‌ مختصری داشته‌ باشند... اما خبری نشد!

اگر ما برای بی‌حجاب‌ها صحبت نکنیم چه کسی سخن بگوید
البته‌ قبل‌ از آن‌ هم‌ ایشان‌ در کلیه‌ الاداب (دانشکده ادبیات دانشگاه البنانیه) ‌ یک‌ سخنرانی داشتند. باز هم‌ ایشان‌ فرمودند که‌ می‌آیید یا نه؟ عده‌ای از آنان‌ مسیحی و بی‌حجابند. خوب‌ ما هم‌ گفتیم‌ اهل‌ کتاب‌ اشکال‌ ندارد. ما می‌آییم‌ و از سخنرانی شما استفاده‌ می‌کنیم. وقتی به‌ کلیه‌ الاداب‌ رفتیم، در تالار، نزدیک‌ به‌ ۲۰۰۰ نفر از خانم‌ها و دختران‌ بی‌حجاب‌ و آرایش‌ کرده‌ بودند، که‌ امام‌ موسی صدر رفتند و برایشان‌ سخنرانی کردند. چون‌ عکس‌برداری و فیلمبرداری می‌شد، بنده‌ گوشه‌ای پنهان‌ شدم‌ که‌ آن‌ عکس‌ها به‌ تهران‌ و قم‌ نرسد، و بگویند آقا شما آنجا چه‌ کار می‌کردید. مانند این‌ را من‌ در همایش‌های اندیشه‌ اسلامی در الجزایر هم‌ دیدم. من‌ چهار بار به‌ آنجا رفتم‌ و تحقیقاً‌ ۸۰% دختران‌ آنجا بی‌حجاب‌ بودند.

امام‌ موسی در آنجا هم‌ که‌ هشتاد درصدشان، بلکه‌ بیشتر، بی‌حجاب‌ بودند، سخنرانی می‌کرد. جلسات‌ دیگری نیز برایشان‌ می‌گذاشتند. شب‌ها می‌رفتند و سخنرانی می‌کردند. من‌ به‌ ایشان‌ گفتم‌ که‌ آقا شما چرا!؟ ایشان‌ فرمودند: پس‌ اگر ما برای این‌ها صحبت‌ نکنیم، چه‌ کسی صحبت‌ کند؟ خوب‌ ما باید به‌ این‌ها بگوییم‌ که‌ اسلام‌ و حجاب‌ چیست. اگر ما به‌ علت‌ ظاهرشان‌ نگوییم، برای همیشه‌ بی‌حجاب‌ خواهند ماند و اولادشان‌ هم‌ بی‌حجاب‌ خواهند شد.

دیدار بی‌نظیر بوتو با رهبر انقلاب و اشک‌هایی که ریخته شد
حجت‌الاسلام موسوی کاشانی در خاطرات خود به دیدار بی‌نظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان با رهبرانقلاب اشاره می‌کند و می‌گوید «خانم بی‌نظیر بوتو که خدمت مقام عظیم الشان ولایت آمده بود، ما نسبت به حجاب ایشان ایراد گرفتیم و حتی چادری برایشان پیدا کردیم و ایشان چادر به سر خدمت آقا رسید. آقا از‌‌ همان اول در مقام نصیحت برآمدند و فرمودند: دخترم، تو فرزند اسلام هستی، تو فرزند امیرالمؤمنینی، تو فرزند اهل بیتی، تو فرزند قرآنی، تو مسلمانی، تو شیعه هستی.»

همین طور آقا ادامه دادند و کاری کردند که خانم بی‌نظیر بوتو شروع به گریه و زاری کرد و در حالی که گریه می‌کرد، می‌گفت: یک خواهش دارم و آن اینکه روز قیامت مرا شفاعت کنید. آقا بلافاصله فرمودند: «شفاعت مخصوص محمد و آل محمد است. بهترین شفاعت در این دنیا این است که شما مشی و مرامتان را با اهل بیت علیهم السلام هماهنگ کنید. از زی(جان، حیات و زندگی) خودتان که مسلمانید، دست برندارید و از لباس دین خارج نشوید».

منابع: فضیلت‌های فراموش شده درباره شرح حال مرحوم ملا عباس تربتی/ اندیشه ربوده شده، به کوشش مهدی فرخیان. موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر ۱۳۸۵ به نقل از خاطرات حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی سفیر سابق ایران در واتیکان و کاردار سابق فرهنگی ایران در مصر/ سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
captcha