به گزارش
کانون خبرنگاران نباء وابسته به خبرگزاری
ایکنا، 25 دیماه همزمان با روز وفات حاج آقا رحیم ارباب در تقویم نام گرفته است، ایشان که در سال 1259 دیده به جهان گشود و در سال 1355 دار فانی را وداع گفت، فرزندی نداشت و بعد از فوت همسر اول، همسر دیگری اختیار کرد و تا آخر عمر با او زندگی کرد اما در لابهلای زندگی سراسر برکت این بزرگوار مطالبی هست که گرهگشای درد امروز ماست، دردی که کمکم در حال تبدیل شدن به مرضی صعبالعلاج است.

ایشان در زمان قحطی که در اصفهان به وجود آمد کتابهای خود را فروخت و صرف خوراک قحطیزدگان کرد، هر رنجی را متحمل میشد تا مردم در آسایش باشند، در زمانی که برخی از علما مخالف برگزاری نماز جمعه بودند ایشان نماز جمعه را در خانه خود برگزار میکرد، هرگز اجازه نمیداد تا پول صدقه مردم صرف ساختن مسجد یا مصارف شخصی شود، از حاشیه دوری میکرد اما اگر احساس میکرد سکوتش موجب شک و تردید میشود این سکوت را میشکست و شجاعانه فتوا میداد، در شرح حال زندگی ایشان به هر عملی که از ایشان برمیخوریم متوجه میشویم که آن عمل را از بیت خود شروع کرده، نماز جمعهای که به همت ایشان در اصفهان برپا شد به جایی رسید که عدد نمازگزاران به پنجاه هزار نفر رسید.
حاج آقا رحیم ارباب تأکید بسیار جدی بر وحدت مسلمین داشتند و از طرح هر گونه مطلب تفرقهآمیز خودداری میکردند، ایشان هر گاه اسم مبارک حضرت علی(ع) را میآوردند بسیار با عظمت اسم ایشان را میبردند و همیشه و در هر مجلسی احادیث پیامبر(ص) را درباره عظمت امیرالمونین(ع) نقل میکردند، آیتالله ارباب از جمله فقیهانی بود که پیامبرگونه، غم امّت بر جان داشت و داغ دستگیری درماندگان و سیر کردن گرسنگان بر تن.
مشکل مسلمین در هر نقطهای از جهان را مشکل خود میدانست و از هیچ کمکی در رفع آن دریغ نمیورزید؛ حاج آقا رحیم (ره) در نوع غذا و امثال اینها خیلی مراقب بودند به طوری که زمانی مرحوم محمد ریاحی (معروف به سرهنگ ریاحی) که از مریدهای خاص ایشان بودند به منزل آقا رفته بود و مرحوم ارباب مشغول خوردن نان و ماست بود. دکتر به ایشان گفته بود تا خوراکتان این است با ما اطباء سرو کار ندارید. حتی این پزشک متدین نان سنگکی میگرفت و میرفت منزل آقا و آنجا ناشتایی میکرد.

مرحوم سرهنگ محمد ریاحی از آیتالله ارباب(ره) درخواست کرده بود تا اجازه دهند حمامی جهت استفاده آقا در منزل ایشان بنا شود، زیرا رفتن حمام در بیرون از خانه برای ایشان بسیار مشکل بود. آقای ارباب قبول نکرده و فرموده بودند بروید مخارج آنرا بدهید مستحقین و مستمندان، در محفل ارباب از هر دری سخنی میرفت، جز از مادیات و در کلام و خاطرش همه چیز میگذشت جز زخارف دنیا. به راستی سنگ و زر نزدش یکسان بود و نیازش اندک و بارش نه بر دوش دنیا بود و نه بر گرده مردم.
او زندگی بسیار زاهدانه و خالی از تجمل داشت. قوت غالبش نان، ماست، دوغ و پنیر بود. از غذاهای پختنی کمتر استفاده میکرد و مال قابل توجهی هم نداشت. از عواید املاک و ارث پدری به اندازه مخارج بر میداشت و بقیه را به کشاورزان میداد. چند حبهای که از قریه شرودان مالک بود، در تقسیم اراضی حکومت سابق از او گرفتند، ولی نه از دولت و نه از زارعان، چیزی مطالبه نکرد و آنها خود هر سال، مختصر برنجی به ایشان میدادند. ایشان به زارعانی که آن زمینها را گرفته بودند، فرموده بود: من حلال کردم تا رزقتان حرام نباشد. دو دانگ خانهای را که از مال دنیا داشت، به همسرش واگذار کرد تا به هنگام رحلت از دنیا نامش در زمره فقرا باشد.
حاج آقا رحیم که چند سال آخر عمر مبتلا به نابینایی و بعضی امراض جسمانی شده بود در سحرگاه عید غدیر خم ساعت ۴ بعد از نصف شب در خانه شخصی خود در اصفهان وفات کرد؛ پیکر پاکش توسط انبوهی از شیفتگان و ارادتمندانش تشییع و در جنب تکیه ملک گلستان شهدا مدفن استادش آخوند کاشی به خاک سپرده شد.
محمدعلی نادعلی