به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، ۲۹ دیماه سال ۱۳۸۷ هجری شمسی برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی و ۲۱ محرم ۱۴۳۰ هجری قمری به عنوان روز غزه نماد مقاومت فلسطین اعلام و همه ساله در تقویم جمهوری اسلامی ایران ثبت میشود.
در عصر ارتباطات و دنیای تلگرام و توییتر و کانال و گروه و این روزهای پرهیجان به تنها چیزی که توجه نمیشود و یا حداقل بسیار کمرنگ بود بزرگداشت روز غزه است، سؤال این است که چه لزومی داشت که مجلس این روز را به نام غزه ثبت کند؟ آیا این کار نیز از آن دسته کارهایی بود که برای پرکردن رزومه انجام شد یا اینکه واقعاً به این باور رسیده بودیم که ما مردم مسلمان همواره به یاد مردم مظلوم و ستم دیده سراسر جهان هستیم و حداقل قدمی هرچند کوتاه در رساندن صدای مظلومان به گوش پنبه به گوشان انجام میدهیم .
آنچه که امسال اتفاق افتاد اما گویای چیز دیگری بود نه از برنامههای مستند قابل توجه در تلویزیون خبری بود نه حتی تیتر چشمگیری در روزنامه و جراید و... حافظه تاریخی مردم به یاد دارند و هیچ گاه از یاد نمیبرند سالیان نه چندان دور را که در هر بخش خبری، در هر روزنامهای محال بود از فلسطین و قدس و غزه و اسرائیل مطلبی یا مستندی نباشد اما به واقع چه شده است که حالا این مسائل یا برای ما اولویت ندارند یا مد روز نیستند و کمتر به پوشش و بررسی و یادآوری چنین روز و روزهایی از این قبیل میپردازیم.
همواره در دین اسلام مسلمانان از افراط و تفریط منع شدهاند و بهترین کارها متعادلترین آنها برشمرده شده است اما ظاهراً ذایقه رسانه به سمت شوری یا بینمکی درحال خیز برداشتن است، رسانهها به عنوان ابزاری که بیشترین ارتباط را با مردم دارند خواه ناخواه تأثیر زیادی بر زندگی، افکار و اندیشههای مخاطبین خود میگذارند اما آنچه که امروزه شاهد آن هستیم نوعی تغییر بازی است به این معنی که گویی امروزه رسانهها توانایی تغذیه فکری و برنامهریزی و حتی تاثیرگذاریشان را از دست دادهاند و به نوعی خود بیشترین تأثیر را از محیط بیرون میگیرند.
اگر سالیان گذشته بحث فلسطین عزیز اشغالی و قدس و غزه و این مسائل در فضای جامعه حاکم بود رسانهها به آن سمت میرفتند، امروزه اگر مباحث دیگری مطرح است رسانهها به سمت آن میروند با این رویه در پیشرو معلوم نیست در آینده و در ادامه رسانهها به کدام سمت بروند این که رسانه نتواند بر پایه و مدار برنامههای از پیش تعیین شده خود حرکت کند عاقبتش چیزی جز افت تأثیرگذاری و ریزش مخاطب نخواهد بود.
شاید برخی عنوان کنند که رسانهها همگام و همزمان با محیط پیرامونی خود در حرکت هستند و دلیلی ندارد که برنامههای کلیشهای و نخنما شده را در کنداکتور خود در نظر بگیرند جواب این است که رسانهها در حالت متعالی باید همچون روشنفکران و دلسوزان جامعه گامی یا حتی گامهایی جلوتر از جامعه خود بردارند و نه یک گام عقبتر، اما آنچه که امروزه شاهد هستیم پسرفت رسانهها در این موضوع است. نکته حایز اهمیت بعدی این است که چنین مسائل کلان و اعتقادی به خودی خود کلیشه نیستند بلکه نوع پرداخت به این موضوعات به صورت کلیشه درآمده چرا که رسانهها به خود این زحمت را نمیدهند که کمی خلاقانهتر و با سعه صدر بیشتر و با فکری بازتر به موضوعات بپردازند نتیجهاش هم این میشود که در هر مناسبتی برنامههایی کلیشهای و تکراری و مشابه سالهای قبل ارائه میشود.
برخی برنامههایی که در آنها نه افراد تغییر کردهاند نه حتی دیالوگها، صرفاً آنچه که در این میان بوده هزینه سنگینی است که بر گردن بیتالمال میگذارد و البته آمار و ارقامی هم برای رفع تکلیف رد میشود.
کلام آخر این که 29 دیماه امسال هم گذشت بدون اینکه کاری درخور فلسطین انجام دهیم هرچند قبلترها حداقل در کلام اشارههایی میکردیم، پرداختن به مسائل مهم دنیای اسلام از جمله فلسطین و غزه هیچ وقت برای مسلمانان کهنگی ندارد باید زیرک بود و اسرائیل را از نقاب عربستان و داعش که این روزها ذهن همه را به خود مشغول کرده بیرون کشید اسرائل همان اسرائیل است و غزه و بمباران همان غزه، و این ما هستیم که گاهی صدای موشکها را بر خانههای فلسطینی فراموش میکنیم.
خبرنگار: احمد بهرامی