کد خبر: 3471848
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۰

آمدی تا زخم‌های ملت را التیام بخشی

گروه اندیشه: تو آنقدر بزرگی که ملتی امامت خواندند و تا لحظه آخر همراهت بودند. گفته‌هایت هم همانقدر زیبا و دلنشین است و می‌توان زخم‌های یک ملت را از سخنانت درک کرد.

از همان روز اول که پا بر خاک ایران گذاشتی جملاتت با تکبیر مردم رو به رو شد و تا ابد بر ذهن این مردم ماند چه زیبا در بهشت زهرا در 12 فروردین 57 گفتی: «خون‌های جوان‌های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینکه آزادی می‌خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم

نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می‌توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می‌توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را می‌توانستند ادامه بدهند».

برای ملتت آزادی و معنویت می‌خواستی. هدف این بود که منبری با شجاعت حرفش را بزند، هنرمند روح تعهد در کالبد جامعه بدمد و مردم خودشان برای سرنوشت خود تکلیف تعیین کنند. و همین کلام‌هایت بود که میلیون‌ها ایرانی را شیفته خود کرد.

همان روز نخست گفتی سینما مظهر تمدن است

در همان روز نخست در 12 فروردین 57 هنر را نیز فراموش نکردی چرا که ارزش و تأثیر رسانه را می‌دانستی، و اینگونه از سینما گفتی «برای چه سینمای ما (سینمای عهد پهلوی) مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم.

ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می‌دانید که جوان‌های ما را اینها به تباهی کشیده‌اند».

می‌دانستی که آرامش و امنیت یک جامعه پشتوانه می‌خواهد تا دشمنان این مرز و بوم چشم طمع به این مرز و بوم نداشته باشند. و از این‌رو چه زیبا غیرت ارتشی‌ها را، توانی و حرمت آنان را به یادشان آوردی. بی‌شک هر کدام از این واژه‌هایت در روح و روان نظامی‌ها نفوذ کرد که چند روز بعد همافران آمدند با تو بیعت کردند.

انگار فریادت هنوز در گوش تاریخ این سرزمین مانده است

همان 12 بهمن با شجاعت فریاد زدی «ما می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی‌خواهید مستقل باشید/ آقای سرلشکر! شما نمی‌خواهید مستقل باشید، شما می‌خواهید نوکر باشید من به شما نصحیت می‌کنم که بیائید در آغوش ملت، همان که ملت می‌گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می‌گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می‌زنیم»

انگار فریادت هنوز در گوش تاریخ و نظامیان پر افتخار این سرزمین مانده که موشک و زیر دریایی و ناوشکن و... می‌سازند. با شجاعت متجاوزان در آب‌های سرزمینی را دستگیر می‌کنند و بعد با افتخار درباره آزادی آنان تصمیم‌گیری می‌کنند.

امام عزیز...گفته‌هایت را در ذهنم حک می‌کنم، جمله به جمله، واژه به واژه، می‌دانم اگر کلامت از یادم برود، راه و مسیر از یادم می‌رود. یادت به خیر و نام فرزندان شهیدت گرامی

حکیمه بهمن‌زاده/ خراسان جنوبی

captcha