این روزهای مانده به آخر سال کافی است سری به بازار، فروشگاهها و گل فروشیهای شهرت بیندازی تا شادی و نشاط را در چهره مردم شهر ببینی. بچهها کفشهای نوی خریده شده را در دست دارند و با لبخندی به لب دلشان شاد از خریدی است که پدر و مادر با شوق برای او تهیه کردهاند.
زنان و دختران جوان را میبینی که لباس فروشیها و مانتو فروشیهای شهر را یک به یک میگردند تا لباسی مناسب و البته زیبا را پیدا کنند تا روزهای آغازین سال را با جامهای نو و تازه بگذرانند.
خانههای
ایرانیها هم بوی عید به خود گرفته است، سبزهها کاشته شده و جوانه زدهاند، ماهیهای
قرمز هم در تنگهای بزرگ و تزئینی زینت بخش خانهها شدهاند و شیرینی و آجیل نیز
برای پذیرایی از مهمان خریده شدهاند.
اما این شادی برای همه
ایرانیها نیست، یرخی از هموطنان نه میتوانند به خریدی بروند و نه سبزه بکارند و
ماهی قرمز بخرند. چون اصلا شرایطش را ندارند، منظور همان هم وطنانی است که به
دلایلی در حبس و زندان هستند و شاید سر سفره هفت سین هم در کنار خانواده نباشند.
نمیدانم. شاید ماشین و موتورش بیمه نبوده و با یک بیاحتیاطی پرداخت دیه برایش رقم خورده است است و توان پرداخت میلیونها تومان پول هم نداشته است و حال در حسرت است که شب را در خانه باشد و فرزندانش را در آغوش بکشد.
میخواهد برای یک لحظه هم که شد از حبس بیرون بیاید و دست دختر یا پسر کوچکش را بگیرد و با خریدن یک سبزه یا ماهی دل فرزندش را شاد کند اما افسوس. افسوس که تنها یک بیاحتیاطی همین آرزوهای ساده را از او گرفته است.
شاید هم با همسرش اختلافی پیدا کرده و در کش و قوس این اختلافات و لجبازیها همسرش دادخواست مهریه داده و او هم حالا فهمیده جمله، مهریه را کی داده و کی گرفته تنها یک حرف است و واقعیت این است که مهریه را که سر سفره عقد به راحتی پذیرفتی یک تعهد شرعی و قانونی است.
آری
اشتباه کرده مهریه را که توان پرداختش را نداشته، پذیرفته اما آیا این حبس و
زندانی بودن او منجر خواهد شد که همسرش به مهریه خود برسد؟؟ آیا سالهای با هم
بودن این حرمت را به وجود نیاورده که نخواهیم شریک زندگیمان یا کسی که در گذشته
شریک زندیگدیمان بوده روزهای آغازین سال نو را در حبس باشد؟
شاید خانواده آن کسی که
در حادثه رانندگی و یک بیاحتیاطی فوت کرده حقیقتاً به مبلغ دیه نیاز داشته باشد،
بالاخره سرپرست خانواده از دست رفته و روزگار است و خرجهای مستمر و متوالی کهگاه
هیچ راه چارهای برای آدم نمیگذارد جز اینکه دیه عزیز از دست رفتهات را بگیری.
آن
بانویی که مهریهاش را میخواهد به دنبال حق شرعی و قانونی خویش است، اما هم چیز
در همین رابطههای قانونی خلاصه نمیشود و چیزی فراتر وجود دارد و ان رابطههای
اخلاقی و انسانی است که محبت در آن ریشه دارد.
اینجا نقش خیرین انسان
دوست پررنگتر میشود، آنهایی که از فضل خدای مهربان از نعمتهای مادی برخوردارند
و دلشان نیز از عشق سرشار است. اگر این خیرین آستینها را چون همیشه بالا بزنند
شاید بسیاری از هم وطنان که امروز در حبساند عید را در خانه خود سپری کنند.
داشتههای مادی میآید و میرود اما آنچه میماند، همین رسمهای نیک انسانی است که محبت خالق و مخلوق را به همراه دارد.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی