کد خبر: 3484479
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۸:۲۷
بررسی معضلی به نام «والدین بی‌هویت»؛

از جایگاه والای والدین در قرآن تا بی‌مهری برخی از فرزندان

کانون خبرنگاران نبأ: در حالی که قرآن کریم بعد از پرستش خداوند احترام به والدین را بیان می‌کند، این روزها کمتر شاهد صدای شادی و خنده از خانه‌های مادربزرگ و پدربزرگ و آغوش گرم آن‌ها برای فرزندان هستیم و بی‌مهری و بی‌محبتی نسبت به والدین جایگزین آن شده است.

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، براساس آموزه‌های دینی ما والدین از جایگاه بسیار بالایی برخوردار هستند و خداوند در قرآن کریم بعد از پرستش خود، احسان و نیکی به پدر و مادر را بیان می‌کند و می‌فرماید: «و پروردگار تو مقرر داشته که جز او را نپرستید و با پدر و مادر احسان کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به پیری رسند، به آنها اُف مگو! و بر آنها بانگ مزن و با آنها کریمانه سخن بگوی. (سوره اسراء، آیه 23)» همچنین در خصوص احترام به والدین بیانات گهرباری از امامان معصوم(ع) به دست ما رسیده است چنانکه امام رضا(ع) در این باره می‌فرمایند: «اگر خداوند برای جلوگیری از رنجش و آزار پدر و مادر کلمه ای را کوتاه تر از «اُف» می‌دانست آن را در قرآن شریف می‌آورد» اما آنچه که در جامعه امروز مشاهده می‌شود نوعی فراموشی نسبت به این مسئله است.
در تهران حدود چهار هزار و 500 سالمند در 64 آسایشگاه شبانه‌روزی نگهداری می‌شوند که از این تعداد 900 نفر سالمندان مجهول‌الهویه هستند؛ این افراد طبق تعریف کسانی هستند که در گوشه و کنار شهر، امام‌زاده‌ها، پارک‌ها و ... رها شده‌اند و به دلایل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی یا بیماری‌هایی مانند آلزایمر و بیماری‌های روانی به ناچار زندگی بی‌هویت در خیابان را انتخاب کرده‌‌اند، البته افرادی که خانواده یا نزدیکانی ندارند که از آن‌ها حمایت و نگهداری کنند نیز به آن‌ها اضافه می‌شوند.
این افراد توسط مأموران کلانتری جمع‌آوری شده و پس از آن با حکم قضایی به سامان‌سراهای شهرداری تحویل داده می‌شوند، بعد از انجام آزمایش‌هایی در رابطه با تشخیص بیماری‌ها‌ی احتمالی،‌ تفکیک می‌شوند؛ افرادی که معلولیت داشته باشند با حکم قضایی به اداره پذیرش و هماهنگی بهزیستی تحویل می‌شوند و برای نگهداری به مراکز طرف قرارداد سازمان بهزیستی تحویل داده می‌شوند.



30 هزار سالمند در جامعه رها شده‌اند
فرید براتی سده، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان بهزیستی کشور با بیان اینکه در حال حاضر 6 میلیون و 400 هزار نفر سالمند در مراکز نگهداری از سالمندان در کل کشور نگهداری می‌شوند، گفت: کمتر از 30 هزار نفر از این تعداد رها شده‌اند که این مسئله خیلی جدی برای ما محسوب نمی‌شود اما با توجه به اینکه کشور ما در آینده با ‌پدیده سالمندی مواجه است و همچنین نحوه و سبک زندگی خانواده‌ها پیش‌بینی می‌شود که شاید در آینده فرزندان از نگهداری والدین سرباز زده که باید برای این مسئله برنامه‌ریزی شود و فرهنگ‌سازی در این زمینه صورت گیرد کما اینکه در حال حاضر هم اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است.
وی با تأکید بر اینکه دولت در قبال افراد مبتلا به آلزایمر مسئول است و سازمان بهزیستی متولی امور سالمندان است، اظهار کرد: بایستی برنامه‌ریزی خاصی برای این افراد صورت بگیرد، البته تاکنون هم هر کسی با این وضعیت در شهر رها شده به سازمان بهزیستی ارجاع شده‌ است و خدمات نیز به آن‌ها ارائه شده است؛ البته این نکته ضروری است که برای نگهداری افراد آلزایمری در درجه اول باید مراقبان این افراد آموزش‌دیده و ‌روش‌های ‌پایش و پیشگیری از آلزایمر به افراد در دوران میانسالی و قبل از سالمندی آموزش داده شود که هم اینک نیز این اقدامات در سازمان بهزیستی توسط معاونت این سازمان در حال انجام است.
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان بهزیستی کشور با اشاره به برگزاری جلساتی در خصوص پیشگیری، پایش و غربالگری سازمان بهزیستی با همکاری انجمن آلزایمری ایران، خاطرنشان کرد: در حال حاضر ما با این مسئله به طور گسترده مواجه نیستیم البته باید آماده باشیم تا در زمانی که مشکل یا معظلی پیش می‌آید، خدمات بدهیم؛ شورای عالی ملی سالمندان که مسئول سیاست‌گذاری است برنامه‌هایی را تصویب کرده و سازمان بهزیستی که مجری این کار است هم اکنون نیز این خدمات را ارائه می‌‌دهد.
براتی‌سده با بیان اینکه به دلیل فرهنگ دینی و ملی بالایی که در جامعه ما وجود دارد، با سالمندان همچنان با احترام برخورد می‌شود، ابراز کرد: برنامه ششم توسعه طبق آن‌ چیزی که دولت به مجلس تحویل داده‌ بسیار کلی است و ریز‌برنامه‌ها در آن نیامده است، البته ما تمایل داشتیم در مورد سالمندان حکم کلی داده می‌شد که این کار صورت نگرفت؛ البته ما سندی را همراه با برنامه‌های عملیاتی آن آماده کرده‌ایم و در صورتی که سازمان مدیریت و برنامه آن را تایید کنند، اجرایی می‌شود.
مسائل اقتصادی مهمترین دلیل خانواده برای بی‌توجهی به والدین
این در حالی است که مردم هزینه‌های سنگین نگهداری از سالمندان،‌کمبود وقت و ... را از مهم‌ترین مسائلی می‌دانند که خانواده را مجبور می‌کند تا والدین خود را در چنین شرایطی قرار دهد، اما مسئله مهم در این میان این است که چرا برخی از فرزندان محبت‌ها، زحمات و هر آنچه را که پدر و مادر روزی برایشان صرف کرده به فراموشی سپرده و انواع و اقسام بی‌مهری و بی‌توجهی که نوعی سوء‌استفاده منفعلانه نسبت به سالمند است یا  آزارهای زبانی، فیزیکی، روحی و روانی را برای پدر و مادر ایجاد می‌کنند و در نهایت آن‌ها را رها کرده به خانه سالمندان یا خیابان می‌سپارند و دیگر سراغی از ایشان نمی‌گیرد،‌ البته زمانی می‌رسد که دیگر هیچ سودی برای پشیمانی نیست و آنچه مانده سنگ‌های سیاه و سفید و خروارها خاک آرامستان‌ها است.
شیخوخیت و تقدم افراد مسن در گذشته
غلامحسین معتمدی، روانپزشک در رابطه با مسئله سالمندی و سالمندان بی‌هویت گفت: اصولا به تناسب صنعتی شدن و ورود به جامعه مدرن شکل خانواده تغییر می‌کند و از خانواده گسترده تبدیل به خانواده هسته‌ای شده و روابط از حالت قبیله‌ای و عشیره‌ای که گسترده بوده و علاوه بر پدر، مادر و فرزندان سایر اقوام نیز نقش بازی می‌کنند، محدود و بسته می‌شود.
وی با اشاره به اینکه در واحدهای عشیره‌ای به این دلیل که تفرد و منفرد شدن در آن شکل نگرفته در نتیجه پیوندهایشان با یکدیگر عمیق‌تر است، اظهار کرد: در روابط قبیله‌ای و عشیره‌ای شبکه روابط گسترده‌تر چنانکه در آیین‌ها و شعائر چگونه یک شبکه گسترده را تشکیل می‌دهند که اعضای شبکه به طور متقابل همدیگر را حمایت می‌کنند و علاوه بر این اصولا سنت‌ها یک شیخوخیت و تقدمی برای افراد مسن قائل بودند و با آنها با احترام برخورد می‌کردند.
این روانپزشک با بیان اینکه این واحد گسترده در قالب شبکه حمایتی وظیفه خود می‌دانستند که از پدر و مادر خود حمایت و نگهداری کنند، ادامه داد: با ورود به مدرنیته و دنیای صنعتی شکل خانواده تغییر می‌کند و خانواده محدود می‌شود به واحدی که شامل پدر، مادر و فرزندان است و در نتیجه آن شبکه حمایتی که وجود داشته در این جا وجود ندارد و علاوه بر آن سنت‌ها نیز کم‌رنگ‌تر می‌شود.
معتمدی با اشاره به اینکه دو موضوع دیگر نیز وجود دارد که مسئله سالمندی را به‌صورت یک بحران در می‌آورد، تصریح کرد: افزایش طول عمر که باعث می‌شود جمعیت سالمند روز به روز افزایش یابد و گسترش نهادهای اجتماعی که وظایف مراقبتی را ایفا می‌کنند مانند مراکز نگهداری از سالمندان و ... همچنین تناقض‌ها و پارادوکس‌هایی که در جوامع مدرن وجود دارد، مسئله سالمندی را تبدیل به یک بحران کرده‌است.


ارزش‌ها تبدیل به کالای مصرفی شده‌اند
وی با تأکید بر اینکه در چنین جوامعی ارزش‌ها در حقیقت نقش مصرفی دارند و تبدیل به کالا می‌شوند، ادامه داد: علیرغم اینکه جمعیت سالمند در حال افزایش است اما متأسفانه سالمندی انگ منفی می‌خورد و در مقابل انواع و اقسام تبلیغات و ... در خدمت یک چهره جوان و جذاب قرار می‌گیرد که این یکی از تبعات منفی جامعه مدرن است که تمام تبلیغات و پژوهش‌ها متوجه جامعه جوان است مانند آنچه در سینما و تلویزیون دیده می‌شود حتی در این مواقع خدمات پزشکی هم تبدیل به کالایی می‌شود که قصد دارد طول عمر را بفروشد.
این روانپزشک افزود: از آنجایی که این مسئله  تبدیل به ارزش شده پیری و سالمندی تبدیل به ننگ می‌شود سالمندان از پیری و سالمندی خود خجالت می‌کشند، از طرف دیگر از آن حمایت‌های سنتی که در خانواده وجود داشته نیز محروم شده، مجموع این عوامل باعث می‌شود که سالمند در جامعه وضعیت نامناسبی پیدا کند.
مشکلات اقتصادی تشدیدکننده معضلات فرهنگی و اجتماعی
معتمدی با اشاره به اینکه اگر از نهادهای حمایتی به طور مطلوب استفاده شود، برای سالمندان بسیار مناسب است، خاطرنشان کرد: به طور مثال اگر در خانه سالمندان سرویس‌های مناسب پزشکی و... ارائه شود و سالمند در کنار گروهی از همسالان و همگنان خود باشد، می‌تواند بسیار مناسب باشد، اما به دلایل مسائل مالی این سرویس‌ها نمی‌تواند در اختیار همه قرار بگیرد.
متأسفانه در جامعه ما مشکلات مادی وجود دارد که نه تنها جنبه‌های عاطفی را به شکل‌های مختلف کمرنگ می‌کند بلکه اصوالا مشکلات اقتصادی در تشدید معضلات فرهنگی و اجتماعی مؤثر است.
آموزش مهم‌ترین مسئله در رابطه با سالمندی است
وی با بیان اینکه روابط توام با سوء‌استفاده فقط مختص سالمندان نیست، ابراز کرد: متاسفانه سالمندان از آنجا که مانند کودکان بی‌دفاع و ناتوان هستند و گاهاً توانایی‌های ذهنی خود را از دست داده‌اند در همه جای دنیا از جمله کشور ما به کرات مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند که این می‌تواند به صورت بی‌مهری و بی‌توجهی باشد که یک نوع سوء‌استفاده منفعلانه نسبت به سالمند است یا اینکه مورد آزارهای زبانی و فیزیکی قرار بگیرند، اصولا انسان در دوران سالمندی به نوعی دچار یک واپسروی شده‌اند به این معنی که بسیار حساس و زودرنج می‌شوند و بسیار آسیب‌پذیر و شکننده می‌شوند و طبیعی است که بی‌‌توجهی آنها را به شدت آزرده کرده و آسیب می‌زند.
این روانپزشک با بیان اینکه وظیفه تمام افراد جامعه است که برای حل این مسئله اقدام کنند،‌ گفت: آموزش‌ چه در سطح کارشناسان حرفه‌ای و خدمات بیمارستانی و ... و چه در سطح عمومی اولین قدم است و باید از همان ابتدا به کودکانمان بیاموزیم که سالمندی مسئله‌ای است که اگر به آن توجه نشود گریبان همه را می‌گیرد چرا که همه ما به سمت سالمندی می‌رویم.
معتمدی در پایان تأکید کرد: با آموزش و ایجاد همدلی و همدردی بین مردم و همچنین ایجاد نهادهای اجتماعی قوی‌تر و یک برنامه‌ریزی کلان به نسبت بودجه‌ای که در این زمینه وجود دارد می‌توان آگاهی مردم را افزایش داده و با کمک ایشان این مسائل را کمرنگ‌تر کنند.
در پایان گزارش متذکر می‌شویم باید این مسئله را در نظر داشت که باتوجه به وضعیت سنی جامعه، جمعیت سالمندان در حال افزایش است و این موضوع باعث افزایش مشکلاتی در این زمینه خواهد شد همچنین نظام حمایتی کشور ما مانند بیمه‌ها از فراگیری و کارآمدی برخوردار نیست تا سالمندان را به اقتضای سالمندی تحت پوشش خود قرار دهد و از ایشان حمایت کند.
* نجمه رحمتی
captcha