کد خبر: 3488346
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۷

تشریح جریان‌شناسی شعر انقلاب در حوزه هنری ایلام

گروه هنر: شاعر مجموعه‌ی «رد پا بر لبه تيغ» در حوزه هنری ایلام جریان‌شناسی شعر انقلاب را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) از ایلام، حمیدرضا شکارسری، شاعر و نویسنده، امروز در نشست تخصصی جریان‌شناسی شعر انقلاب اسلامی در سالن اندیشه حوزه هنری ایلام اظهار کرد: شاید مثل هر پدیده‌ی مربوط به علوم انسانی، ازجمله پدیده‌های ادبی، بدون اشراف بر پیشینه و تبارشناسی آن‌ها بحث پادرهوایی است، چراکه بزرگان فرموده‌اند اگر در سیاست گسست داری معنی باشد، در ادبیات گسست یک اشتباه فکری است، یعنی امکان ندارد یک جریان ادبی داشته باشیم که بدون تکیه‌بر جریان‌های گذشته شکل‌گرفته باشد.

وی اظهار کرد: به نظر می‌رسد در سال‌های منتهی به وقوع و شکل‌گیری انقلاب اسلامی با سه جریان عمده شعری روبه‌رو هستیم. یکی جریان شعری متکی بر آموزه‌های تئوریک که ریشه‌های آن را می‌توان در دهه 40 سراغ گرفت. در این دهه بود که نوعی برگشت از ارائه اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی در شعر شاعران ایران دیده می‌شود. حتی اخوان ثالث به عنوان مهم‌ترین و شاخص‌ترین شاعر این جریان نوعی تکرار در آثارش دیده می‌شود و در قله خود یعنی «زمستان» متوقف می‌شود. به همین خاطر این دسته از شاعران در دهه 40 فارغ از ارجاع سیاسی-اجتماعی جریان‌های شعری متعددی را ایجاد می‌کنند. مثلاً شعر حجم، موج نو و از این قبیل مصادیق. در حقیقت هیچ اعتنایی به اتفاقات پیرامون خود ندارند.

این منتقد ادامه داد: دسته دوم این جریان‌ها، شعر اجتماعی و سیاسی هست که شمس لنگرودی در کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو ایران آن را به عنوان جریان شعر چریکی می‌خواند، جریانی که به‌شدت اتفاقاً برعکس جریان اول تمایل به مباحث سیاسی روز دارد. با سمبل‌هایی که بدون تلاش ذهنی مخاطب قابل‌فهم و درک است و به راحتی می‌توان فهمید که خطاب به چه رویداد مهمی در آن مقطع زمانی بوده است. به دلیل صراحت این دسته از شاعران، ممیزی و سانسور بر آثارشان از طرف دستگاه پهلوی اعمال می‌شود. اتفاقاً کلماتی سانسور می‌شوند که استعاری به‌حساب می‌آیند. کلماتی همچون: جنگل، ستاره، شب و روز و... اما چون نمادها شناخته‌شده هستند جنبه زیبایی‌شناختی آثار مغلوب جنبه معناشناختی آن می‌شود. البته این جریان چهره‌های شاخصی دارد مثل احمد شاملو. در کنار این افراد، شاعرانی از این دسته هستند که افراد شاخص و مهمی به شمار نمی‌روند اما تأثیر تاریخی مهمی دارند مثل خسرو گلسرخی یا در نقد این شعر جلال آل احمد. شاعرانی مثل طاهره صفارزاده و موسوی گرمارودی را نیز باید از این دسته دانست.

شکارسری درباره جریان سوم ادبیات کشور در سال‌های شکل‌گیری انقلاب اسلامی گفت: شعرهای رمانتیک با تمایلات آشکار اروتیک که غالباً در مجلات زرد آن روزها چاپ و منتشر می‌شد در دسته سوم تعریف می‌شود. صدالبته شاعران بزرگی هم در این دسته جای دارند و کار خود را در صفحات این مجلات آغاز کردند مثل سپیده کاشانی. حتی علیرضا تباعی با صفحه شعر مجله جوانان بسیار نقش بسزایی در معرفی چهره‌های جوان که بعدها سرشناس شدند داشت. افرادی مثل محمدرضا سهرابی نژاد و سید حسن حسینی در این صفحه اشعارشان را منتشر می‌کردند.

این شاعر مطرح و برجسته کشور در ادامه افزود: این جریان‌های شعری را در مقاله‌ای تحت عنوان جمهوری شعری ایران نوشته‌ام، دوره‌ای که در آن ناگهان تعداد بسیار زیادی شاعر در صفحات ادبی روزنامه‌ها و مجلات شعر چاپ می‌کردند.

صاحب كتاب «چراغانی بی‌دلیل» تبيين كرد: پرويز بيگي حبيب آبادي در بررسي خود نوشته است كه يك سال بعد از جنگ تقریباً 300 هزار شعر از 18 هزار شاعر در صفحات ادبي مطبوعات چاپ و منتشرشده است و البته بسياري از اين شاعران بعدها درباره انقلاب و جنگ تحميلي اثري نسرودند اما در اين دوره تعدادي شاعر سرشناس نيز به سمت مفاهيم انقلابي آمدند. چهره‌هایی كه يا فعاليت ادبي خود را تازه شروع كرده بودند يا در مجلات قبل از انقلاب شعر گفته بودند، با تکیه‌بر چهره‌هایی همچون محمود شاهرخي، مشفق كاشاني و اوستا؛ اما ممیزه‌ی ویژه‌ی اين شاعران چه بود؟ وقتي درباره مكتب و سبك جديدي صحبت می‌کنیم قطعاً دنبال يك سري ویژگی‌های خاص می‌گردیم كه پرتعداد تكرار شده باشد.

وي اضافه كرد: از آن سه دسته شعري سال‌های ابتدايي انقلاب اسلامي، گروه متكي بر آموزه‌های تئوريك دچار سكوت می‌شوند. به اين خاطر كه ادبيات اين گروه و اين نوع شعر نسبت به رويدادهاي اجتماعي سكوت است و نوعي انقطاع براي اين دسته به وجود می‌آید. شاعران مجلات زرد هم در فضاي انقلاب محو می‌شوند و شعري نمی‌گویند. در اين ميان تنها گروهي كه به حيات شعري خود ادامه می‌دهد شعر اجتماعي سياسي است كه با قوت خود به كار خود ادامه می‌دهد. شعري کاملاً متكي بر آموزه‌های سياسي و اجتماعي؛ اما به تدريج يك نوع جدايي بين شاعران موافق حكومت برآمده از انقلاب و شاعراني كه اگر نگوييم بر، لااقل با حكومت اسلامي همراه نيستند. در حقيقت اين جدايي آغازگر پيدايش جریان‌های شعري بعد از انقلاب است.

شاعر مجموعه‌ی «رد پا بر لبه تيغ» ادامه داد: به‌طور مثال زبان شعري سلمان هراتي به عنوان يكي از سرشناسان شعر نو انقلاب، بی‌تردید متأثر از زبان فروغ فرخزاد يا سهراب سپهري است، يعني اين جريان دقیقاً پيشينه و پشتوانه تاريخي خاصي دارد. در حقيقت با جرياني مواجه هستيم كه دكتر محمدرضا سنگري در كتاب از نتايج سحر –كه به گمانم تنها كتابي است كه در تحليل چيستي و چرايي شعر انقلاب نوشته‌شده- پیشینه‌ی اين شعر را به گروهي از شعرهاي مذهبي سال‌های قبل از انقلاب نسبت می‌دهد. مثل شعر معروف: بزرگ فلسفه‌ی نهضت حسين اين است كه مرگ سرخ بر زندگي ننگين است يا تعدادي از شعرهاي موسوي گرمارودي. همين طور شعرهايي از محمدحسین بهجتي كه در دهه 40 به حضرت امام (ره) تقديم كرده بودند.

شكارسري اظهار كرد: شعر انقلاب در مقطع پيدايش خود طبيعي است كه از تعهدات سياسي و اجتماعي شاعر نشأت گرفته است و كمتر از تعهدات ادبي او. رضا براهني در كتاب طلا در مس گفته است: هر شاعري بنا به حضور انساني خود داراي تعهداتي است. تعهدات اجتماعي، تاريخي و انساني؛ اما چون شاعر هم هست تعهدات ادبي هم دارد. شاعر آن است كه بين اين تعهدات تعادل برقرار كند. بسيار دشوار است كه در تلاطم بحران‌های اجتماعي اين تعادل را برقرار كنيد. در انقلاب اسلامي وقتي با اين تلاطم‌ها مواجه می‌شویم می‌بینیم اشعار به سمت خصلت ژورناليستي حركت می‌کند و روزآمد می‌شود. از گفتمان‌های حاكم بر شعر انقلاب گفتمان صراحت است به دليل همين ويژگي روزآمد بودنش. صراحتي كه در شعرهای قبل از انقلاب ديده نمی‌شود. عناصر نماديني كه از آن سراغ داريم، يا از شعر پيش از انقلاب گرفته‌شده يا سمبل‌هایی كه به‌شدت ديني است. وقوع جنگ و پيش از آن تسخير لانه جاسوسي باعث می‌شود كه وضعيت قرمز شعر انقلاب همچنان ادامه پيدا كند، چون هر شعري بافاصله گرفتن از نقطه جوش آن حادثه و بحران به‌نوعی آرامش و تثبيت می‌رسد، اما شعر انقلاب تا می‌آید از اين حوادث فاصله بگيرد، مجدداً حادثه‌ای ديگر رخ می‌دهد.

صاحب مجموعه شعر «تروریست عاشق» گفت: ویژگی‌های شعر انقلاب را تنها بايد در حوزه محتوا و مدلول‌ها تحليل و بررسي كرد و نه در فرم و صورت آن. تلاش براي اطلاق سبك بر شعر انقلاب فعلاً تلاشي است بی‌سرانجام. به اين خاطر كه ويژگي شكلي بر آن متصور نيست. در حقيقت اين شعر مؤلفه‌های خود را در درونه ي زبان جستجو می‌کند نه در برونه ي زبان. بنابراين شعر انقلاب ویژگی‌های يك سبك را ندارد. شايد بتوان براي آن ویژگی‌های مكتبي پيدا كرد.

»محمدعلی قاسمی» - رییس حوزه هنری ایلام نیز ضمن خیرمقدم به مهمانان این نشست، اظهار کرد: ادبیات انقلاب اسلامی نسبت به سایر رشته‌های هنری جایگاه ویژه و مهمی دارد، ازاین‌رو ضرورت دارد جریانی تحت عنوان شعر انقلاب و البته شاخصه‌ها و مؤلفه‌های آن موردبحث و بررسی قرار گیرد.

این رمان‌نویس و شاعر مطرح استان با اشاره به اینکه تاکنون این جریان شعری تئوریزه نشده و از سوی صاحب‌نظران مورد غفلت قرارگرفته است، بیان کرد: متأسفانه در این خصوص دیدگاه‌های عالمانه‌ای ارائه نشده است و به‌طور قطع می‌توان از جریانی به نام شعر انقلاب اسلامی نام برد و از پشتوانه‌های آن صحبت کرد؟

وی اضافه کرد: شعر ایلام در دهه 60 گرانی گاه ادبیات کشور به شمار می‌رفت و چه خوب است که برای اولین بار تئوری‌های شعر انقلاب اسلامی، در شهر ایلام و از سوی منتقد خوب کشور جناب شکارسری مطرح شود. قطعاً این نظریه موافقان و مخالفانی را به همراه خواهد داشت اما می‌توان برای گشایش این بحث قدم نهاد و درباره آن به گفتگو نشست.

«محمدرضا رستم پور» - دبیر کانون شعر فارسی حوزه هنری ایلام ضمن خوش‌آمد گویی به حضار، بخشی از کارنامه حرفه‌ای و شعری شکارسری را قرائت کرد و فروتنی در عین پرباری را از ویژگی‌های شخصیتی شکارسری دانست.
captcha