به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، با فرا رسیدن 13 رجب و روزی که برای ما به روز پدر شناخته شده است به یاد پدرانی می افتیم که این روزها دردانه های خود را برای مبارزه با دشمنان علی(ع) راهی میدان مبارزه حق علیه باطل کردند. این روز بهانه ای شد تا به سراغ یکی از پدران صبور جامعه امروزمان برویم، پدری که داغ از دست دادن فرزندش گرچه برایش سخت است و نبودش در خانه این داغ را تازهتر می کند اما نام شهید مدافع حرم به او آرامش میدهد.
شهید عباس آسمیه جوان ۲۶ سالهای است که در ۱۶ دی ماه سال ۹۴ به سوریه اعزام می شود و در ۲۱ دی ماه روز جمعه شهد شیرین شهادت را مینوشد.
پدر شهید عباس آسمیه از خاطرات فرزندش عنوان کرد: عباس فارغ التحصیل از دانشگاه آزاد قزوین بود. سجایای اخلاقی او شهره دوستان و اساتیدش بود. عاشق شهادت بود، همیشه می گفت اگر بار دیگر جنگ شود می روم تا خاطره اهواز و خوزستان دوباره تکرار نشود.
وی در ادامه افزود: عباس دومین گل باغ زندگی ما بود. یکی از دلایل مخالفت مادرش برای عدم شرکت در جنگ سوریه این بود که او را خداوند بعد از 13 سال به ما هدیه داده بود، که هدیه خودش را پس گرفت.

پدر شهید بیان کرد: بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه یک سالی بود که در سپاه مشغول به فعالیت بود. موقع اعزامش به سوریه به ما گفته بود که عازم یک سفر کاری در داخل کشور هستم، کسالت مادرش باعث شد تا وقتی برای آخرین بار از داخل فرودگاه برای خداحافظی زنگ زد، چند ساعتی به احترام او سفرش را کنسل کند.
مادر شهید مدافع حرم با صدایی گرفته ادامه داد: پسرم بدون خداحافظی از من به سوریه رفت و به من نگفت که می رود؛ تمام آرزویش شهادت بود و می گفت دوست دارم پس از شهادتم پیکرم بر نگردد.
این مادر که هنوز هم شهادت فرزندش را باور ندارد از خوابی که پس از اعزام پسرش در سوریه دیده بود، گفت: دومین روز از اعزام پسرم، دیدم عباس در یک بیابان است که ناگهان از خواب پریدم و مدام زمین را چنگ می زدم و می دانستم که برای عباسم اتفاقی افتاده است.
پدر شهید اظهار کرد: دوستانش نیز چنین می گفتند که اربعین در کربلا به او گفتیم باید از امام حسین(ع) یک زن خوب طلب کنی ولی او می گفت نه فقط از آقا فداشدن برای خواهرش زینب(س) را می خواهم.
این پدر تأکید کرد: محرم و صفر ادامه دارد و دشمن همواره دشمن است گاهی در پشت مرزهای جغرافیایی ما و گاهی در مرزهای اعتقادی ما، ولی بدانیم که مبارزه همواره ادامه خواهد داشت.
وی در خاتمه با اشاره به جاویدالاثر بودن فرزند شهیدش بیان کرد: شهادت یک لباس تک اندازه است و به هر کسی اندازه نمی شود، پیکرش هنوز به ایران باز نگشته است ما هم راضی هستیم که عباس به آرزویش رسیده است و طبق نص صریح قرآن باور داریم که او زنده است.
خیلی فرصت رفاقت نداشتیم اما به حق خانم زینب عباس جان دعا کن تا من هم لیاقت فدا شدن در بارگاه خانم را پیدا کنم
خیلی وقته دل نوشته لحظات تنهایی ام شده یاد روزهای با تو بودن
خوش به حالت رفتی و پر کشیدی
ای کاش قدری هم به حال این دوستان در ره مانده ات نظری کنی
عباس جان
دعایم کن