نورالله كريميان، عضو هيئت علمی دانشگاه اراك، در گفتوگو با
خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) از استان مرکزی، با اشاره به سه ساختار حکومتی در منطقه خاورميانه گفت: يك ساختار دموكراتيك كه مبتنی بر دموكراسی و آرای مردم که نماد آن جمهوری اسلامی ايران است، دیگری ساختار كاملاً ديكتاتوری و مبتنی بر پادشاهی و سلطنت كه عربستان و بخش قابل توجهی از كشورهای منطقه خاورميانه اينگونهاند، برخی از كشورها نیز نيمه دموكراسی و نيمه ديكتاتوریاند که مصر يكی از اين كشورهاست.
سه استراتژی حاکم در منطقهعضو هيئت علمی دانشگاه اراك با اشاره به استراتژیهای حاکم بر منطقه افزود: استراتژی انقلابی و مقاومت که نمادش ايران است، استراتژی سازشكارانه و محافظكار كه نماد آن عربستان است، درواقع عربستان در طول تاريخ و قبل از اينكه انقلاب اسلامی ايران شكل بگيرد نقش سازشكارانه در منطقه داشت و سومين استراتژی نیز استراتژی ژلهای اخوان نام دارد که گاه راديكال و گاهی محافظهكار است.
كريميان با اشاره به اسلام غیرسیاسی صوفیان و تأکید بر اینکه حکومت صفویه نشأت گرفته از انديشههای شيخ صفیالدين نیست ادامه داد: حكومت صفويه تلفيقی از حكومت پادشاهی همراه با بهرهگيری از انديشه و تفكر روحانيون و مراجع بود، يعنی روحانيونی در حكومت صفويه به بالاترين مقام دولتی كه توسط شاه به فردی اعطا میشده دست پيدا میكنند در حالیکه صوفيه اعتقادی به حكومت ندارد و كاملاً دين را از سياست جدا میداند و اساساً اندیشهای به نام حكومت در تفكر صوفيه موضوعيت ندارد، درواقع این قضیه سالبه به انتفاع موضوع است به همين دليل نباید ردپای حکومت صفویه را در صوفيه دنبال کرد و به همین دلیل اسلام غیرسیاسی صوفیه مابه ازای خارجی ندارد.
جمع بین رویکرد سازشکارنه و نگاه تحجرگرایانهعضو هیئت علمی دانشگاه اراک با اشاره به رويكرد سازشکارانه و تحجرگرایی عربستان گفت: این دو تناقضی با هم ندارند، فرد هم میتواند متحجر باشد و هم سازشكار، حكومت عربستان در عین تحجر در ساختار حکومتی، به سمت سازش با قدرت و هرمی كه در دنيا وجود دارد متمايل است عربستان در قائده بازی منطقهای به دنبال منافع حداكثری است ولی باید دولت آلسعود را در حوزه تفكر و مبانی اعتقادی متحجرانه دانست که عقل در آن تقریباً تعطیل است چون بخش قابل توجهی از اندیشههای وهابيت و ابنتيميه در این کشور حکومت میکند.
وی افزود: عربستان در اين بازی منطقهای برای اينكه بتواند دست برتر را داشته باشد و نگاه متحجرانه خود را تحمیل کند به عواملی احتياج دارد یعنی همراهی با قدرتی كه در دنيای معاصر امروز شكل گرفته است، لذا يك همراهی و همنوايی بين عربستان و ايالات متحده آمريكا شكل گرفته که به نوعی محافظهكاری و سازش با كدخدای جهانی است چراکه عربستان به تنهايی ابزار لازم برای تحقق اهدافش را ندارد و از طرف ديگر اين رابطه منفعت دو طرفه است.
رویکرد ایران و منافع آمریکاعضو هیئت علمی دانشگاه اراک با اشاره به رويكرد جمهوری اسلامی ايران در منطقه افزود: اين رويكرد دارای جاذبه است، شعارها و اهداف و سيستم حكومتی آن جاذبههايی دارد و اگراين جاذبهها بتواند در منطقه جايگاهش را ارتقا دهد ديگر جايی برای انديشههای عربستان باقی نمیماند طبيعتاً اگر منطق جمهوری اسلامی ايران در منطقه خاورميانه و در جهان اسلام نهادينه شود بخش قابل توجهی از منافع آمريكا به خطر میافتد آمریکا به این امر اشراف کامل دارد و یک طرف منفعت در رابطه با عربستان به آمریکا بر میگردد.
کریمیان افزود: ايدئولوژی و شعار اصلی عربستان و آمریکا به صورت مشترک این است كه جمهوری اسلامی ايران در منطقه نباشد و يا اگر هم هست دست برتر را نداشته باشد، آمريكا به تعبير حضرت امام خمینی(ره)به دنبال اين است كه اسلام آمريكايی را در منطقه راه بياندازد، اسلامی كه با غارت كشورهای اسلامی و با استعمار ايالات متحده آمريكا بر دنيا مشكلی نداشته باشد؛ لذا با این هدف تحجر دولت عربستان و نظم نوين جهان فعلی كه دولت آمريكا به دنبال آن است منافع مشترک هر دو کشور را تأمین میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اراک در پایان ادامه داد: در حال حاضر عربستان بخشی از نيازهای ايالات متحده آمريكا را در منطقه تأمين میكند و از طرف ديگر آمريكا نیز بخشی از نيازهای عربستان را؛ لذا به نظر میرسد كه ايدئولوژی تحجر و تاكتيك سازش عربستان ناشی از اقتضائات فعلی قائده بازی در منطقه و جهان اسلام است.