به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، مسأله علمآموزی و سوادآموزی از همان ابتدای ظهور اسلام بهعنوان یک مساله مهم و اساسی مطرح گردید، چنانچه پیامبراکرم(ص)، که خود نخستین آموزشگار مکتب اسلام است، فدیه اسیران مشرک در جنگ بدر را آموزش خواندن و نوشتن به کودکان مسلمان قرار داد.
ایشان در مساجد که در صدر اسلام از جمله جایگاههای کسب علم و معرفت به شمار میآمدند حضور مییافت و به تعلیم و ارشاد مسلمانان میپرداخت و در احادیث پیامبر(ص) نیز جملات بسیاری در رابطه با مطالعه و فراگیری علم و دانش وجود دارد.
پیامبراکرم(ص) در حدیثی کسب علم و دانش را بر هر فرد مسلمان چه مرد و چه زن واجب میداند و در حدیثی دیگر نیز تأکید دارند که مسلمانان برای طلب علم و دانش حتی اگر لازم باشد باید به دور دستها سفر کنند، همچنین در حدیث دیگری محدوده زمانی یادگیری را از گهواره تا گور میدانند که این خود از اهمیت فوقالعاده مطالعه و یادگیری مستمر در دین اسلام حکایت دارد.
با اهمیت فوقالعادهای که مطالعه و یادگیری در تعالیم دین اسلام و فرامین پیامبراکرم(ص) پیدا کرد، دیری نپایید تا پس از فتوحات و گسترش حوزه جغرافیایی مسلمین، دامنه علماندوزی نیز در میان آنها گسترش یافت و ظهور دانشمندانی برجسته در حوزههای مختلف علمی از میان مسلمانان باعث ارتقاء و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی گردید.
چنانچه در قرون بعدی و بهویژه در قرون وسطی که دوره رکود علمی در اروپا بود، دستاوردهای علمی و تمدنی بشر به جامعه اسلامی منتقل شد و مسلمانان توانستند برای سالیان متمادی بهعنوان پرچمدار علم و دانش در دنیا مطرح باشند.
علم و آگاهی، یکی از معیارهای شایستگی است و رسول خدا(ص) در روز غدیرخم، مستقیماً به علم علی(ع) اینکه تمام علوم را به او آموخته است، اشاره کرده است که معیار شایستهسالاری اسلامی و تحقق آن در غدیر را نشان میدهد.
کسیکه علم آگاهی دارد، نسبت به کسیکه فاقد آن است از شایستگی بیشتری برخوردار است. براساس همین معیار است که در روایات، علم نه تنها موجب شایستگی افراد تلقی میشود، بلکه علم منشأ هر نوع فضیلت و خوبی و مایه مباهات فرشتگان الهی بر اهل علم است.
بر اساس روایات دینی، علم زمینه تخلق به اخلاق را فراهم کرده و نیز باعث احیای دین میگردد، از اینرو نبی مکرم اسلام(ص) فرمودند: «عالمان، وارثان پیامبرانند»، زیرا پیامبران درهم و دیناری به ارث نگذاشتند و تنها چیزی که به ارث گذاشتهاند، علم است که اگر کسی از آن بهرهور شود بهره فراوانی برده است.
بهواسطه همین معیار علم است که خداوند متعال طالوت را در میان بنیاسرائیل بهعنوان حاکم انتخاب میکند زیرا رهبر باید با علم و دانش خود، مصلحت جامعهای را که در رأس آن است تشخیص دهد و با قدرت خود آنرا بهموقع به اجرا درآورد.
درباره اینکه عالم نسبت به غیرعالم شایستگی بیشتری دارد، خداوند متعال در آیه 35 سوره مبارکه یونس میفرماید: «قُلْ هَلْ مِن شُرَکَآئِکُم مَّن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّی إِلاَّ أَن یُهْدَى؛ بگو آیا از شریکان شما کسى هست که بهسوى حق رهبرى کند بگو خداست که بهسوى حق رهبرى مىکند پس آیا کسىکه بهسوى حق رهبرى مىکند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسىکه راه نمىنماید مگر آنکه [خود] هدایتشود». همچنین، در آیه 9 سوره مبارکه زمر نیز در این رابطه آمده است:« قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ؛ بگو آیا کسانىکه میدانند و کسانىکه نمیدانند یکسانند تنها خردمندانند که پندپذیرند».
در سلسله مراتب سازمانی اسلامی که خداوند، پیامبر، امام و ولیفقیه را شامل میشود میتوان این مطلب را دریافت که هر یک از باید به قلمرو مدیریت خود آگاهی داشته باشند، بهطور مثال قلمرو حکومتی خداوند متعال، تمام عالم هستی است که به تمام ابعاد آن آگاهی دارد چنانکه در آیه 59 سوره مبارکه انعام میفرماید: «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ؛ و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمیداند و آنچه در خشکى و دریاست میداند و هیچ برگى فرو نمیافتد مگر [اینکه] آن را میداند و هیچ دانهاى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است».
خداوند متعال همچنن در آیه 2 سوره مبارکه سبأ میفرماید: «یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ الرَّحِیمُ الْغَفُورُ؛ آنچه در زمین فرو میرود و آنچه از آن بر میآید و آنچه از آسمان فرو میشود و آنچه در آن بالا میرود [همه را] میداند و اوست مهربان آمرزنده».
همین علم جامع و کامل خداوند از قلمرو مدیریتی خود باعث شده است که افراد خاصی که میتوانند به شایستگی از عهده همه مسائل برآیند را بهعنوان مدیر برای اداره امور برگزیند.
خداوند متعال در آیه 124 سوره مبارکه انعام میفرماید: «وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ؛ و چون آيتى برايشان بيايد میگويند هرگز ايمان نمیآوريم تا اينكه نظير آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [نيز] داده شود خدا بهتر میداند رسالتش را كجا قرار دهد بهزودى كسانى را كه مرتكب گناه شدند به [سزاى] آنكه نيرنگ میكردند در پيشگاه خدا خوارى و شكنجهاى سخت خواهد رسید».
امام صادق(ع) نیز فرموده است: «خداوند با علم خویش هر چیزی را در جای خود قرار داده است».
یکی از دلایل شیعه برای اعتقاد به این موضوع که ائمه اطهار نسبت به افراد دیگر شایستهترند، وجود علم(علم به احکام و قوانین اسلام و اجرای آن) بهعنوان یکی از معیارهای شایستگی در وجود آنهاست، در عین حال ایشان از همه افراد عصر خود عالمتر و عادلتر بودهاند.