به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، دين اسلام از سوي خالق هستي مطابق با فطرت و ويژگيهاي انسان و غرايز وي به بشريت عرضه شده است. در اين دين، تعليم و تربيت و به عبارتي معلم شايسته بودن، علاوه بر داشتن صلاحيت لازم علمي و مناسب عصر حاضر، نيازمند ابزارهايي است كه يك معلم ديني آن ابزارها را علاوه بر جستجو در متون ديني، بايد در سيره مبارك پيامبر اعظم(ص) بيابد و به طور صحيح و دقيق بشناسد و از آن پيروي كند، تا در انجام وظيفه خود توفيق يابد.
انگيزه
انگيزه، نقش بسزايي در موفقيت و تاثير گذاري آموزش دارد، از اين رو، اگر به قصد ونيت قرب به پروردگار باشد، علاوه بر اجر اخروي، پاداش و موفقيت هاي دنيوي را نيز در پي دارد ، اما تعليم با انگيزههاي مادي همچون كسب درآمد، دستمزد و پاداش بسيار، شهرت جويي، توقع ستايش و… نه تنها از شخصيت و جايگاه رفيع تعليم دهنده مي كاهد ، بلكه آثار آموزشي و تربيتي او را خنثي مي سازد . از اين رو خداوند به پيامبر اكرم فرمان مي دهد : اي پيامبر! به مردم بگو، من براي رسالتم از شما اجر وپاداشي نميخواهم(1)، پاداش من بر خداوند است.(2) و اين گفتار مشترك همه انبيای الهي است.
خوي نيك و رفتار شايسته
يكي از عوامل گسترش اسلام، شخصيت پر جاذبه، خلق و خوي نيك، طرز رفتارشايسته، دعوت مسالمت آميز، تعليم با نشاط و نوع هدايت و رهبري پيامبر اسلام بوده است. قرآن كريم، با اشاره به اين حقيقت، خطاب به آن حضرت مي فرمايد: به موجب رحمت الهي ، نسبت به مردم ، اخلاق نرم و ملايمي داري ! و هر آينه اگر خشن و تند خو بودي ، مردم از اطراف تو پراكنده مي شدند .(3)
نگاهی به سيره اخلاق اجتماعي رسول گرامي اسلام ، مي نماياند كه پيامبر در عين مصافحه و سلام به همگان ، تواضع ، كم توقعي، ساده زيستي، بخشش، ترك مذمت، بدرقه مسافران، عيادت از بيماران، شركت در تشييع جنازه مردگان، در برخورد با دشمناني همچون ابوجهل، كمال خوشرويي و مهرباني را داشته است، به گونهاي كه همين نوع رفتار و خلق و خوي شايسته از پيامبر اسلام، چنان شخصيت جذاب و محبوبي ساخته بود كه هركس با او معاشرت ميكرد، او را دوست مي داشت. اين جاذبه و محبوبيت كه نتيجه ايمان صالح بود، زمينه پذيرش تعليمات ديني آن حضرت را در مردم فراهم ميآورد.بنابراين، خلق وخوي نيك و رابطه ی صميمانه با مخاطبان، عامل بسيار مهم در امر آموزش و تعليم مي باشد كه تاثير شگرفي در پذيرش آموزه هاي تعليمي آموزگاران دارد .
تطبيق گفتار با عمل
گفتار و عمل پيامبر، كاملا با يكديگر منطبق و هماهنگ بود . عايشه همسر پيامبر (ص) صفات اخلاقي و شخصيت آن حضرت را دقيقا تجسم قرآن و كاملا منطبق بر آيات آن معرفي نموده است : كان رسول ا… خلقه القرآن .(4 )خلق و خوي رسول خدا چون قرآن بود .
صبر و استقامت
پيامبر (ص) در برابر موانع ومشكلات هرگز رنگ محيط به خود نگرفت . از موضع حق عقب نشيني نكرد و طبق خواسته وخواهش هاي اطرافيان عمل ننمود ، بلكه صبر و استقامت پيشه كرد، همان گونه كه خداوند به او فرمان داده بود . وحي الهي به او آموخته بود كه در برخي عرصه هاي سخت، همچون جهاد ممكن است مردم آن حضرت را همراهي نكنند ، اما او نبايد دست از تلاش و كوشش بردارد بلكه بايد خود پيشگام باشد .
اين سيره ی پيامبر مي رساند كه در همه حال، بخصوص در امور تعليمي، بايد صبوري وشكيبايي پيشه نمود و نباید از افترا ها و تهمتها، اكاذيب ومذمت ها در راه رسيدن به هدف هراسيد و عقب نشست.
تلاش و كوشش
پيامبر براي هدايت مردم به سوي توحيد و تعليم آموزه هاي پروردگار به آن ها، تلاش وكوشش بسيار نمود و در اين راه رنج و زحمت فراوان كشيد . لذا در مورد كوچك ترين غفلتي كه از اصحاب سر مي زد ، حساس بود و آنان را توجه مي داد و مي كوشيد با بهترين روش مردم را به راه راست ومسير صحيح هدايت كند.
محبت و دلسوزي
رنج مردمان بر پيامبر بسيار سخت بود و گمراهي و ايمان نياوردن آن ها به توحيد و خداي يگانه رنجي بسي سخت تر در وجود آن حضرت به جاي مي نهاد. او چنان براي مردم دلسوزي مي كرد كه خداوند به او متذكر مي شود : اي پيامبر تا اين حد دلسوزي وظيفه ي تو نيست . فلا تذهب نفسك عليهم حسرات.(5)
موقعيتشناسي و استفاده از فرصتها
از ويژگي هاي رسول اسلام، موقعيت شناسي و استفاده ی بجا از فرصت ها براي تبليغ و تعليم دين خدا بود . آن حضرت هيچ فرصتي را براي تعليم و هدايت مردمان از دست نمي داد ، بلكه در صدد ايجاد فرصت بود تا بتواند آن چه را كه در ذهن دارد، به طرف مقابل القاء و تفهيم نمايد . به عنوان نمونه : شخصي در مسجد پس از نماز عشاء از ميان صف برخاست و گفت : اي خيل مهاجرين و انصار! من مردي غريب و فقيرم ، اينك در مسجد رسول خدا از شما مي خواهم تا مرا غذايي دهيد و سيرم كنيد.
پيامبر ضمن استفاده از فرصت، جهت بيان حقايقي از دين خدا براي حضار در مسجد، موجبات سير شدن انسان گرسنهاي را نيز فراهم آورد. همچنين اين نمونه به ما مي آموزد كه براي بيان و تفهيم مطالب بايد از هر فرصت و حادثه ی پيراموني كمك گرفت تا مناسب با موقعيت ايجاد شده ، بتوان بخشي از معارف دين را به مردم آموزش داد، به علاوه در موقعيتهاي ويژه و مناسب، سخن و بيان تعليم دهنده تأثير بيشتري بر مخاطبان و شنوندگان مي گذارد.
گستردهسازي
از امور مهم در امر تعليم، گستردهسازي سطح آموزش است. به همين جهت پيامبر اسلام به محض تقاضاي زنان، براي آنها جلسات تعليمي جداگانه بر قرار مي ساخت ، آن حضرت در موسم حج، به تمام قبايل سر مي زد و آموزه هاي دين را به طوايف مختلف عرب عرضه مي كرد . بر اين اساس، يك معلم براي تعليم نبايد به محيط مدرسه ، مسجد و آموزشگاه اكتفا كند و آموزش خود را به عده اي خاص و قشري معين محدود سازد ، بلكه با گسترده سازي و توسعه ، حضور خود را در سطحي وسيع گسترش داده، با هماهنگي و برنامه ريزي مناسب ، زمينه هاي آموزش را براي عموم فراهم سازد تا همگان بتوانند نياز هاي علمي خود را به دست آورده وبه سطح معقولي از علم و دانش برسند .
بر انگيختن تفكر
انسان موجودي است كه كارهاي خود را بر پايه ی تفكر و انديشه انجام مي دهد ، از اين رو در سيره ی تعليمي پيامبر (ص) اهتمام بر آن بود كه تغيير و اصلاح در فكر و انديشه ي مردمان رخ دهد، همان گونه كه خداوند به آن حضرت اين روش را تعليم داده بود . از اين رو، تمامي دعوت ها وتعاليم حضرت، همراه با استدلال و منطق بود . يك معلم پيرو سيره ی نبوي هم بايد تفكر برانگيز و حكيمانه سخن بگويد و از گفتن سخن و مطالب بيهوده كه هيچ نوع احساس وكنكاش فكري اي را در مخاطب ايجاد نمي كند دوري جسته و شعار گونه به تعليم وتربيت نپردازد ؛ چرا كه تعليم و تربيت شعار گونه، هر چند با واقع نگري در تضاد نيست وشعار بيدار كننده ی عواطف و احساسات مخاطبين است تا به سوي واقعيات بروند ولي نبايد از اين واقعيت غافل شد كه شعار وسيله است نه هدف .
پس آن چه معنا مي يابد، تفكر وپژوهش عالمانه است كه از نظامي حكيمانه و منضبط برخوردار باشد و به عبارتي اگر پيامبر پيروان خود را به برانگيختن فكر وتعقل و كسب دانش در همه ي زمينه ها دعوت كرده و از همه خواسته اند تا در مسير دين و زندگي فردي و اجتماعي ، كوركورانه و جاهلانه طي طريق نكنند ، بدين جهت است كه همگان باور وانديشه ی خود را بر پايه ی معرفت و يقين وبينش درست ، استوار سازند .
عفاف در كلام
پيامبر اسلام، پس از مبعوث شدن به رسالت، در راه انجام وظيفه الهي مجاهدت بسيار کرد و رنج و زحمتهاي فراوان كشيد، اما هيچگاه لب به شكايت نگشود. آن حضرت در برخورد با كج انديشاني چون ابولهب، كمال خوش رفتاري و ملايمت را داشت وبا آنان به نيكويي سخن ميگفت و هرگز مانند ايشان لب به ناسزا گويي نگشود. همين شيوه ي رفتاري حضرت بود كه در پايان، موجب گرويدن گروهي از صاحبان انديشه به آيين اسلام شد.
تشويق به پرسش
تاملات علمي و پرسش هاي ديني از نظر پيامبر (ص) يك ارزش شمرده شده است . بدين جهت در سيره ی آن حضرت آمده كه پيامبر، گاه به اقتضاي وضعيت موجود ، مطلبي را به صورت پرسش و چيستان مطرح مي كرد تا ذهن مخاطبين براي يافتن پاسخ به جست وجو درآيد و از طرفي هم، زمينه را براي پذيرش جواب صحيح در آن ها فراهم مي ساخت وآن گاه حضرت پاسخ را ارائه مي فرمودند .
امام رضا(ع) در روايت از پيامبر(ص) فرموده است: اهل درايت و درك باشيد، نه اهل حكايت و نقل. كونوا دراه و لا تكونوا رواه(8)
بيان قابل فهم و يادگيري
پيامبر به هنگام آموزش ، مطلب را به تفصيل ، شمرده و بدون عجله و در حد فهم وعقل مردم بيان و از بكارگيري هرگونه جمله و كلمات نامفهوم، غامض و لفافه دار پرهيز مي كرد. عايشه همسر آن حضرت كه بيان و گفتار اصحاب پس از پيامبر را مي شنيد ، از بس كه خوب سخن نمي گفتند ، خطاب به آنان مي گفت : ما كان رسول الله(ص) يسرد كسردكم هذا و لكن كان يتكلم بكلام بيّن فصل يحفظه من جلس إليه (15) هرگز پيامبر تند و با عجله مانند شما سخن نمي گفت ، بلكه او با بياني واضح و كلامي روشن صحبت مي كرد، به گونه اي كه هركس كه سخن و تعليمات آن حضرت را مي شنيد و در نزد او حاضر بود آن را فرا مي گرفت و حفظ مي كرد . گاه پيامبر به جهت فهم بيش تر، برخي از نكات را سه مرتبه تكرار مي نمود تا كاملا قابل درك و فهميده شود .
قاطعيت در عين نرمي و ملايمت
تعاليم پيامبر اسلام با عنايت به اين كه عين حق و منشأيي وحياني داشت، لذا با قدرت و قاطعيت و نه با شك و ترديد و تسامح توسط حضرتش بيان مي گرديد . بدين رو، هنگامي كه قبيله ی ثقيف به حضرت پيشنهاد دادند و اجازه خواستند كه تا يك سال بت بپرستند ، پيامبر با صلابت در برابر پيشنهاد آن ها ايستادگي نمود و نپذيرفت ، ولي در عين حال، با نرمي و ملايمت تعاليم و حقايق اعتقادي خود را مستدل براي آن ها اظهار داشت و هيچ گونه خشونت ، تندي و برآشفتگي در اين راه از خود بروز نداد . زيرا پروردگار با بيان ماجراي اعزام حضرت موسي و هارون به سوي فرعون و سفارش به كار گرفتن زبان نرم و ملايم در دعوت به توحيد را به رسول اعظم خود آموخته بود كه سخن ملايم ، باعث تذكر و خشيت ديگران مي گردد ، نه سخنان تند و پرخاشگرانه .
افزون بر روشهاي ذكر شده از سيره نبوي در امر تعليم و آموزش، آن حضرت با الهام از قرآن از شيوه پرسش و پاسخ، شيوه مقايسهاي ، شيوه معرفي الگو، شيوه برگزاري مسابقه ورزشي همراه با اعطاي جوايز ارزشمند ، شيوه ی موعظه ، شيوه تذكر ويادآوري، شيوه عملي، شيوه ی آماده سازي ، شيوه ی سفري ، شيوه ی جهادي و…و شيوه هاي مختلف ديگر، براي پايداري دين خدا و گسترش تعاليم الهي بهره ميجست. از اين رو به جاست ما كه خود را پيرو سيره ی آن حضرت مي دانيم ، با بكارگيري شيوههاي مذكور، معيار درستي را براي آشنايي هر چه بيشترمردم با احكام الهي معرفي کرده ، سبب نهادينه شدن آموزههاي ديني بین همگان شويم.
نویسنده: محمدجواد موحدي