به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، محمد بن ادریس شافعی(امام شافعی) که یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت به شمار میرود و پیشوای مذهب شافعی محسوب میشود، در سال ۱۵۰ هجری قمری در غزهی فلسطین دیده به جهان گشود. پدر او ادریس، نسبش به بنیهاشم و بنیامیه در عبد مناف به هم میرسد، که وی از فرزندان مطلّب بن عبد مناف است، که عبد مناف جد نهم او محسوب میشود.مادرش فاطمه دختر عبیدالله، نسبش از طریق امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) به حضرت علی(ع) و فاطمه(سلام الله علیها) میرسد. ایشان در علم فقه و اصول فقه به حد تخصص و آگاهی بالایی میرسد و کتابهایی همچون: الرّسالة، الأم و مبسوط را مینویسد.
از مهمترین اساتید او می توان به امام مالک(پیشوای مذهب مالکی) و از مهمترین شاگردان وی به احمد بن حنبل(پیشوای مذهب حنبلی) اشاره کرد. ایشان در سال ۲۰۴ هجری در مصر وفات کردند. مذهب شافعی یکی از مذاهب تصریح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد که پیروان این مذهب فقهی، آزادانه همانند دیگر برادران مسلمان خود، به شعائر دینی مربوط به خود عمل می کنند. پیروان این مذهب در ایران در مناطق غربی(کردستان، کرمانشاه و آذربایجان)، در شمال(طوالش) و در جنوب(هرمزگان، فارس و بوشهر) ساکن هستند.
اکنون نمونه هایی از اشعار گرانقدر شافعی را ورق میزنیم.
شَهِدتُ بأنّ الله لا رَبَّ غَیرَهُ وأشهَدُ أنّ البَعثَ حَقٌ وَأخلَــــصُ
وَأنَّ أبابـکرٍ خلیــفةُ رَبّــه وَکانَ أبوحفصٍ علی الخَیرِ یَحرِصُ
وأُشهِدُ رَبّی أنَّ عثمانَ فاضلٌ وأَنَّ علیّاً فَضـــلُهُ مُتَخَصِّـــــصُ
ترجمه:
– گواهی میدهم به این که خدائی جز خدا نیست و شهادت میدهم که بعث حق است.
– و خالصانه ایمان دارم که ابوبکر خلیفه ی خداست و عمر بر انجام کار خیر بسیار مشتاق بود.
– و گواهی می دهم که عثمان فاضل است و علی در فضیلت ویژه و خاص است.
موضوع برتری اهل بیت و حبّ آنان از موضوعاتی است که در بسیاری از جاهای دیگر از اشعارش بر آن تأکید دارد.
در حج برابر جمعی در منی محبت خود را نسبت به اهل بیت اعلام کرده و می گوید:
یا راکِباً قِف بالمُحَصَّبِ مِن منیً وَاهتِف بِقاعِدِ خَیفِها وَالنَّاهِضِ
سَحَراً إذا فاضَ الحَجیجُ إلی مِنیً فَیضاً کَمُلتَطِمِ الفُراتِ الفائِضِ
إن کانَ رَفضاً حُبُّ آلِ مُحمَّدٍ فَلیَشهَدِ الثَّقَلانِ أنّی رَافضِی
ترجمه:
– ای سوارگان بر شنزارهای منی، سواره بمانید و به نشستگان درّهها و بلندیها خبر دهید.
– به زائرانی که سپیده دمان بمانند رود خروشان فرات بسوی منی سرازیر میشوند، بگویید:
– اگر محبت اهل بیت رفض و کفر است، جنّ و انس بدانند که من رافضی هستم.
محبت خاندان نبوت را از واجبات و فرائض میداند و میگوید:
یَا آلَ بَیتِ رَسولِ الله حُبُّکُمُ فَرضٌ مِنَ الله فی القُرآنِ أنزَلَهُ
کَفاکُم مِن عظیمِ القَدرِ أنّکُم مَن لَم یُصلِّ عَلَیکُم لَا صَلَاةَ لَهُ
ترجمه:
-ای خاندان نبوّت، محبّت شما فرضی است که از جانب خداوند در قرآن آمده است.
– همین در عظمت شأن شما کافی است، آن کس شما را در نماز درود نگفت، نمازی ندارد، (نمازش درست نیست).
از امام شافعی در مورد امام علی(رضی الله عنه) سؤال شد، ایشان گفت:
إنّا عَبــیدٌ لِفتیً أنزلَ فِیـــهِ {هَل أتَی}
إلی مَتــی أکتُمُهُ؟ إلی مَتی؟ إلی مَتی؟ ترجمه:
-ما چاکران آن جوانمرد هستیم که درباره ی او سوره ی (هل أتی – سوره انسان ) نازل شده
– تاکی آن را پنهان کنم؟ تا کی؟ تا کی؟
شافعی به زیارت خانه ی خدا رفت، از کوهی بر نمی شد و به وادی ای فرود نمی آمد، جز این که میگریست و میخواند:
آلُ النَّبــــیِّ ذَریــــــعَتی وَ هُــــم إلَیهِ وَسیــــلـَتی
أرجُو بِهِــــم أُعطَی غَداً بِیَدِ الیـــَمینِ صَحیـــفَتی
ترجمه:
-خاندان پیامبر دستاویز منند و ایشان وسیله ی رسیدن من به پیامبرند
– امیدوارم به این که فردای قیامت، نامه ی اعمالم را به دست راستم بدهند.
امام شافعی در مورد محبت به علی(رضی الله عنه) می گوید:
قَالُوا: تَرَفَّضتَ قُلتُ: کَلَّا مَا الَّرفضُ دینی وَ لا إعتِقادی
لکِن تَوَلَّیتُ غَیرَ شَکٍّ خَیرَ إمَامٍ وَ خَیرَ هَادی
إن کَانَ حُبُّ الوَلِیِّ رَفضاً فإنَّنی أرفَضُ العِبادَ
ترجمه:
-گویند: تو رافضی و مرتد شدی، گویم: هرگز رفض و ارتداد آیین من نیست
– اما بیشک من بهترین امام و بهترین راهنما را دوست دارم
– اگر محبت علی(که دوست خداست) دلیل بر رفض و بی دینی است، دنیا بدانند که من بی دین ترین مردمانم.
در جای دیگر میگوید:
إذا نَحنُ فَضّلنَا عَلِیّاً فَإنَّنَا رَوَافِضُ بالتفضیلِ عِندَ ذوی الجَهلِ
وَ فَضلُ أبی بَکرٍ إذا مَا ذَکَرتُهُ رُمیتُ بِنَصبٍ عِندَ ذِکری للفَضلِ
فَلا زِلتُ ذَا رَفضٍ وَ نَصبٍ کِلاهُمَا بِحُبَّیهِما حَتَّی أُوَسَّدَ فِی الرَّملَ
ترجمه:
-هر گاه ما حضرت علی را برتری دهیم، به خاطر این برتری، نزد این جاهلان مرتد و بیدین هستیم
– و اگر از فضل ابوبکر یاد کنیم، به این خاطر به ناصبی بودن متهم می شوم
– بنابراین پیوسته به سبب دوستی آنان ناصبی و رافضی هستم، زیرا تا وقتی که سر بر خاک می گذارم ، آن دو را دوست دارم.
أنا الشّیعی فی دینی و أصلی بِمَکَّة، ثمَّ داری عسقَلیة
ترجمه:
– من در دین پیرو رفتار و خاندان او هستم و قبیله ی من در مکّه است اما در عسقیله خانه دارم.
لَئِن کانَ ذَنبِی حُبُّ آلِ محمَّدٍ فذلِکَ ذَنبٌ لَستُ عَنهُ أتوبُ
هُمُ شُفَعائی یومَ حَشری و مَوقِفی إذا کثرتنی یوم ذاک ذنوب
ترجمه:
-اگر گناه من محبت آل محمد است، از آن گناه توبه نمی کنم،
– ایشان روز حشر و به هنگام توقف در صحرای محشر شفیعان منند، اگر آنروز گناهانم فراوان باشد.
ایشان می گوید:
لَو فتشُوا قَلبی لألفوا بهِ سطرینِ قد خُطّا بلا کاتبِ
العدل وَ التوحید فی جانبٍ وَ حبّ أهلِ البیتِ فی جانبِ
ترجمه:
-اگر دل مرا بکاوند، دو سطر بر آن نقش بسته ببینند، بدون این که نویسنده ای آن را نوشته باشد،
– به یک سو عدل و توحید و از سوی دیگر دوستی خاندان پیامبر.
چون در مجلسی از علی و دو فرزندش و همسر پاکش یاد شد، یکی چهره در هم میکشد و میگوید: سخن از آنان درست نیست، این را رها کنید، زیرا این سخن رافضیان است،
آنگاه امام شافعی میسراید:
بَرِئتُ إلَی المُهیمِنِ مِن أُناسٍ یَرَونَ الرَّفضَ حُبَّ الفاطِمیّه
إذا ذکروا عَلیّا أو بَنیه أفاضوا بالرّوایات الویّه
عَلی آل الرّسُول صلاة رَبی وَ لَعنتُه لتلکَ الجَاهلیّه
ترجمه:
-من از دست مردمی که حب فرزندان فاطمه را کفر میدانند به خدا پناه میبرم
– چون کسانی که از علی یا فرزندان او یاد کنند، سخنانی میگویند تا پرده و پوشش یاد آنان باشد
– رحمت پروردگار بر خاندان رسول و لعنت خدا بر آن جاهلان باد.
و سائلی عن حُب أهل البیت هل؟ أُقرّ إعلاناً به أم أجحدُ
هَیهاتَ ممزوجٌ بلحمی و دَمی حُبُّهم و هو الهُدی و الرشدُ
یا أهل بیتِ المصطفی یا عدتی وَ مَن علی حبّهُم أعتَمدُ
أنتم إلی اللهِ غَداً وَسیلَتی و کیف أخشی؟ و بکم اعتضدُ
ولیّکم فی الخُلدِ حَیّ خَالدٌ و الضدُ فی نارٍ لَظیً مُخلّدُ
ترجمه:
- ای پرسندگان از من درباره ی محبت اهل بیت، آیا آشکارا به محبت ایشان اقرار کنم یا آن را انکار نمایم
– هرگز منکر محبت و عشق آنان نخواهم شد، چون به خون و گوشت من درآمیخته است و عشق ایشان وسیله ی هدایت و رشد من است
– ای خاندان محمد، ای همه چیز من، ای کسانی که من متکی به حب شما هستم
– شما در روز قیامت پیش خدا شفیع من هستید پس چگونه بترسم در حالی که به شما اعتماد و اطمینان دارم
– آن که شما را دوست دارد، جاودانه در بهشت می ماند و دشمنان شما جاودانه در آتش پر سوز دوزخ خواهند بود. (۲۷)
در جایی دیگر در شعری به نام کشتی نجات می گوید:
وَ لَمَّا رَأیتُ النَّاسَ قَد ذَهَبَت بِهِم مَذَاهِبُهُم فِی أبحُرِ الغَیِّ وَ الجَهلِ
رَکِبتُ عَلَی اسمِ الله فِی سُفُنِ النَّجَا وَ هُم آل بَیتِ المُصطفَی خَاتَمِ الرُّسُلِ
وَ أمسَکتُ حَبلَ اللهِ وَ هُوَ وَلاءوهُم کَما قَد أُمِرنَا بالتَمسُّکِ بالحَبلِ (۲۸)
ترجمه:
-چون دیدم که مذاهب و اختلافات فقهی، مردم را در دریای جهل و گمراهی کشانده
– به نام خدا بر کشتی نجات که همان خاندان پیامبر خاتم است، سوار شدم
– و ریسمان الهی را که همان دوستی و محبت آنان است گرفتم، همان گونه که خداوند ما را به تمسک به حبل الهی فرمان داده است.
نتیجه ای که از بررسی اشعار او از منابع مختلف موجود بدست می آید می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- دوست داشتن اهل بیت و خاندان پیامبر بدون هر گونه تعصب فکری و فقهی
۲- حب اهل بیت سفارشی برگرفته از جانب قرآن و پیامبر(ص) است، بگونهای که اگر کسی در نماز خود بر پیامبر و خاندانش درود و صلوات نفرستد نمازش صحیح نمیباشد.
۳- منظور خداوند در قرآن از حبل الهی، پیامبر و خاندان پاک او میباشد.
۴- در زمان اختلافات، به راه و روش پیامبر و اهل بیت او عمل کردن سبب پیروزی و رستگاری میشود و راه درست در پیروی از پیامبر(ص) و خاندان او می باشد.
۵- پیروی از پیامبر و خاندانش باعث گرفتن کارنامه ی اعمال انسان در روز قیامت بدست راست و در نهایت سعادت در حیات ابدی است.
برگرفته از سایت شافعی نیوز