کد خبر: 3510911
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۴

روش زندگی به سبک مردی بهشتی

گروه اندیشه: زندگی دکتر شهید سید محمد حسینی بهشتی مملوء از درس‌هایی است که در آن اخلاق، ایمان و سیاستمداری این مرد بزرگ را می‌توان دید. نگاهی به این درس‌های زندگی‌ساز می‌اندازیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، دیروز، 7 تیرماه سالروز شهادت‌مردی بود که هنوز هم ناگفته‌های بی‌شماری در زندگی او وجود دارد که باید آن را آموخت و به کار بست تا چون آنان بهشتی شد.

زندگی دکتر شهید سید محمد حسینی بهشتی مملوء از درس‌هایی است که در آن اخلاق، ایمان و سیاستمداری این مرد بزرگ را می‌توان دید. نگاهی به این درس‌های زندگی‌ساز می‌اندازیم.

سه هزار نفر در نماز وحدت

دکتر بهشتی برای حفظ وحدت میان شیعه و سنیدر مرکز اسلامی هامبورگ به دلیل این که اهل سنت هم به این مرکز اسلامی آمدند استفاده از مهر در نماز را ممنوع کرده بود و غالبا از دستمال کاغذی استفاده می‌کردند.

حتی برخی از مستحبات قابل حذف در اذان و اقامه را که برای اهل سنت حساسیت‌زا بود، حذف کرده بود .نتیجه این شد که در اعیاد و گاه مواقع عادی بسیاری از اهل تسنن پشت سر ایشان نمازمی‌خواندند.

همین روش‌ها بود که زمینه دوستی و وحدت میان مردم را در آن شرایط را به وجود آورد و شرایط به گونه‌ای شد که در مرکز اسلامی هامبورگ سال آخر در نماز عید قربان سه هزار نفر شرکت کردند.

جمعه‌ها برای خانواده

فرزند ایشان در خاطره‌ای تعریف می‌کرد تا قبل از پیروزی انقلاب به طور کامل، و بعد از آن نیمی از جمعه‌های پدرم متعلق به ما بود، حتی اگر مهمترین شخصیت‌های سیاسی خارجی هم می‌خواستند با او ملاقات کنند، می‌گفت جمعه‌های من در اختیار خانواده است.

باید به بچه‌ها دیکته بگویم و اشکالات درسی‌شان را رفع کنم، مگر اینکه امام دستور بدهند، جمعه‌ها که بابا در خانه بود، با او همه کار می‌کردیم، از باغبانی و گل کاری گرفته تا بازی و شیطنت در حیاط.

همچنین می‌خواست روحیه تلاش را در میان فرزندانش تقویت کند به همین جهت در یک مورد فکر کردم اگر بگویم میز تحریر می‌خواهم حتما برایم می‌خرد.پسر بزرگ بودم و عزیز. قیمت میز چندین برابر پول ماهیانه‌ام بود. وقتی شنید که میز را لازم دارم پول میز را داد و گفت: این قرض الحسنه است. قسط‌هایش را هم از پول ماهیانه‌ات کم می‌کنم. موافقی؟

حلم و بردباری ستودنی

شهید مظلوم آیت الله بهشتی از جمله اشخاصی بود که در برخورد با کسانی که به غفلت در هنگام گفت‌وگو تندی می‌کردند با صبر و متانت و بردباری عمل می‌نمود و این روش برخورد او باید درسی برای همه ما باشد. یکی از کسانی که از محضر پر فیض آن شهید بزرگوار استفاده‌هابرده است در این باره چنین تعریف می‌کند:

در دادستانی که بودیم روزی برای کسب تکلیف و در جریان گذاردن استاد شهید به خبرگان رفتم.پیامی از طرف آیت الله قدوسی داشتم. از فرصت استفاده کرده تصمیم گرفتم بسیاری مسائل دیگر را که قلب من ویا برادران دیگر را می‌فشرد با ایشان در میان بگذارم. شهید بهشتی به دنبال اداره جلسات صبح و عصر خبرگان در گوشه‌ای به تنهایی نماز می‌خواند و خسته به نظر می‌رسید.به اقتضای جوانی با شدت مسائل دل خود را گفتم. اظهار نگرانی کردم و در حالی که بهشتی خسته رادر آن گوشه گیر انداخته بودم گاه بلند صحبت می‌کردم. شهید بهشتی، موقرو متین با لبخند ملیح ساکت بود و مرا می‌نگریست.

تندی من و سکوت او لحظاتی ادامه یافت . احساس خاصی در من بوجود آمده خجل شدم. قبلاز اینکه به پاسخ بپردازد از جای بلند شد. خود را نزدیک من کشانید. بوسه‌ای بر پیشانی من زد و من احساس شرم از این محبت کردم.

بوی بهشت

دکتر بهشتی پشت تریبون رفت و درباره انتخاب رئیس جمهور و اینکه باید روحانی باشد یا غیر روحانی اندکی صحبت کرد و گفت در هر صورت تعیین و معرفی رئیس جمهور به عهده این جلسه است، منتها اول باید هیئتی را تعیین کنیم که خدمت امام بروند و نظر ایشان را درباره روحانی بودن یا نبودن رئیس جمهور آینده جویا شوند.

ده دقیقه‌ای از آغاز نطق دکتر می‌گذشت و ساعت 20/8 را نشان می‌داد. دکتر مکثی کرد و به مستمعین دور تا دور جلسه نگاه کرد و وقتی از همراهی ایشان با بحث مطمئن شد، یکباره گفت: بچه‌ها بوی بهشت می‌آید. آیا شما هم این بو را استشمام می‌کنید؟در همین لحظه انفجار مهیبی حزب جمهوری اسلامی را لرزاند و ساختمان فرو ریخت.

منبع: نگاهی به زندگی و مبارزات شهید دکتر بهشتی

captcha