به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، عبور زمان و نوبه نو شدن ایام اگرچه موهبتهای بسیاری به ما میدهد اما کم نیست چیزهایی که از ما میگیرد.
یکی از این امور مهم و ارزشی مسئله لالاییهای سرزمین مادری است که به مرور زمان غریبترین آوا برای دختران امروز و مادران فردا میشود.
اینروزها اثری از این آهنگهای دلنشین بر این گهوارههای مدرن و هوشمند و آراسته به تکنولوژی نیست، زندگی پیشرفته امروزی مجالی برای حفظ این میراث گران بها نگذاشته است.
وقتی آهنگهای وارداتی خواب نوزاد را تسخیر میکند
امروز شاید کمتر نوزادی باشد که با نوای دلنشین لالایی مادر به خواب رود. آهنگهای وارداتی از زبان عروسکهای سخنگو و یا اسباب بازیهای جادویی خواب نوزاد را نیز تسخیر میکنند و این نجواهای دلنشین نیز مانند بسیاری از آداب و رسوم قدیمی ما به بوته فراموشی سپرده میشوند.
لالايیهاي ايراني بخشي از ترانههاي عاميانه و ماندگار و کهن ايراني است که ريشه در گذشتههاي دور دارد. سراينده نخستين لالاييها معلوم نيست، اما سادگي زبان و نيز کاربردي بودن آنها در ميان مردم دورههاي مختلف، يکي از رازهاي ماندگاري اين ابيات زيبا است.
لالاييها افزون بر آن که نواي آرام بخشي براي خواب کودک بودهاند، راهي براي بيان دردها و رنجهاي مادران نيز بودهاند و اين خود پيوندي ميان ادبيات زنان و ادبيات کودکان برقرار کرده است.
مادر، کودک را همراز خود دانسته و از نگفتههاي خود با او سخن گفته است. اين سخنان شنيدني هرچند که ساده بيان شدهاند.
لالاییها؛ آیینهای تمام نما از مسایل اجتماعی
لالاییها میتوانند آیینهای تمام نما از مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، محیط زندگی، مذهب و حتی اشارات تاریخی و اساطیری باشند.
در کنار صداهاي دفه و قلاب که در کارگاههاي فرشبافي به گوش ميرسد، گاهگاهي آواز خوش صداي دو بيتي و اشعار محلي نیز بر تلطيف فضا کمک ميکند.
در استان خراسان جنوبي در حد وسيعي اين اشعار مورد استفاده قرار ميگيرد و زنان و دختران بافنده همزمان با بافت فرش آن را زمزمه کرده يا با آواز بلند ميخوانند.
شناسايي اين اشعار که در قالب آواها و نواها دستهبندي ميشوند از طوايف و قوميتهاي متعدد و نيز مناطق مختلف شهرستان به دست آمده و هر قوم و منطقه بر اساس شرايط و جغرافياي محلي خويش تغيراتي به آن دادهاند و به عبارت ديگر خطاب شعر را تغيير دادهاند.
اين اشعار در روستاها و مناطقي که از پيشينه روستانشيني بيشتري برخوردارند، مضاعف يا چند برابر است.
سبک قرائت اشعار و نوع آواز آن به صورت فردي يا جمعي از جمله خصيصههاي آن است. تکثر و عمومي شدن برخي از اين آواها و نواها در سطح شهرستان نيز مشاهده ميشود به نحوي که برخي اشعار را در پهنه وسيع جغرافيايي ميتوان شنيد.
وقتی مادر برای فرزند خود لالایی میخواند به طور ناخودآگاه او را با ریتم و کلام آشنا میکند، در واقع زبان مادری را به او آموزش میدهد.
کودکان به طور طبیعی از همان لحظه تولد با برخی صداها و آهنگهایی، مثل لالایی آرام میشوند. در واقع لالایی نوعی آهنگ و آواز ملایم است که باعث آرامش و به خواب رفتن نوزادان و کودکان میشود.
در تمام فرهنگها برخی از انواع لالایی به صورت سنتی همواره در میان مردم رواج دارد، تحقیقات نشان میدهد که موسیقی و کلمات آرام و منظم، مانند لالایی، امواج دلتای مغز را تحریک کرده و موجب آرامش نوزادان میشود و آنها با شنیدن لالاییها راحتتر میخوابند.
روانشناسان به والدینی که از خواب نامنظم و بیقراریهای نوزادشان رنج میبرند، لالایی خواندن را پیشنهاد میکنند، همچنین صداهای ملایم در کنار ملودیهای ریتمدار، به نوزادان بخصوص نوزادان و کودکان حساس حس امنیت و آرامش میدهد.
مضمون ترانهها، با توجه به عقايد و آداب و رسوم خوانده میشود
مضمون ترانهها، با توجه به عقايد و آداب و رسوم و شيوه زندگي و معيشت آنان در ميان روستاهاي مختلف متغير بوده و در هر روستا اين شعرگونهها با لهجه خاص خود خوانده ميشده است.
در پایان به این نتیجه میرسیم که لالایی ها مانند سایر ترانهها و قصههای کودکان با برخورداری از ظرفیتهای فرهنگی ویژه نهفته و تعبیه شده در آنها نقش بسزایی در اجتماعی کردن افراد جامعه بر عهده دارند.
در واقع میتوان گفت که این مادران روایت کننده تمامی سنتها، آیینها و هویت فرهنگی وقومی خویش هستند و با خواندن لالاییها و انتقال آن به نسلهای بعدی حافظ این فرهنگ بومی خواهند بود.
گزارش از سپیده قلندری اسفدن