سید رحمتالله موسویمقدم، عضو هیئت علمی و دبیر دفتر هماندیشی اساتید و نخبگان دانشگاه علومپزشکی ایلام، امروز بیست و یکم تیرماه در گفت و گو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از ایلام اظهار کرد: در تبیین مفهوم حجاب و عفاف، ارائه تعریف دقیق نسبت آن دو با هم موضوع مهمی است چرا که به کرات این عبارت «عفاف، محصول حجاب است» در بنرهای تبلیغاتی در سطح شهر دیده شده است.
وی با بیان اینکه اصطلاح حجاب صرفا به معنای پوشش است، افزود: لباسی که ما طبق اعتقادات، فرهنگ و عرف میپوشیم که بدن ما را بپوشاند و در مقابل نامحرم و چشمان ناپاک محافظت کند که هم یک وظیفه اعتقادی است و هم واجب و اصلی دینی و هم یک مقوله اخلاقی است.
مدیر گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی ایلام اضافه کرد: ما وقتی که مسئله را اخلاقی قلمداد میکنیم یعنی آن مسئله یک امر مثبت است که باید انجام شود و در این جا امر اخلاقی یعنی یک باید و یک دستور اخلاقی و یک ایجاب فرهنگی است اما در بحث عفاف و یا عفت باید گفت که معنای این دو و هویت آنها از زمین تا آسمان متفاوت است.
این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه عفت یک قوه و یک استعداد ذاتی و درونی است، عنوان کرد: این مهم به این معناست که ما در یک نگاه تخصصی به ابعاد وجودی انسان معتقدیم که انسان یک موجود چند ساحتی و چند بعدی است و از یک سری ابعاد متفاوت تشکیل شده است.
عضو هیئت علمی و دبیر دفتر هماندیشی اساتید و نخبگان دانشگاه علوم پزشکی ایلام ادامه داد: انسانیت یک مقوله چند بعدی است و یکی از ابعاد وجودی انسان عقلانیت و متفکر بودن است و بسیاری از عملکردهای ما مدیون این ساحت است چرا که اگر ساحت عقلانیت را پرورش ندهیم پیشرفت نخواهیم کرد.
موسویمقدم با بیان اینکه نقطه مقابل ساحت عقلانیت، ساحت دل، احساس و محبت است، یادآور شد: احساسات در خیلی از مواد خط قرمز ما هستند، ما در یک فرهنگی هستیم که ترحم، ایثار، گذشت و مهرورزی یک ارزش و یک ضرورت اخلاقی و یک سرمایه اجتماعی است اما اگر در جایی که باید خرد بورزیم و متفکر باشیم بر اساس احساس عمل کنیم و ساحت احساسات را به کار ببریم به شدت مغبون و زیان کار میشویم به بن بست میرویم.
وی به وجود دیگر ساحتها اشاره و اظهار کرد: ساحت اراده، اخلاق و عمل و اختیار نیز وجود دارد که البته یکی از ساحتهای مهم که میتواند زیرمجموعه اخلاق باشد و هم میتواند مستقل عمل کند در این خصوص دیدگاهها متفاوت هستند که باید گفت برخی از صاحب نظران ساحت عفاف و عفت را زیر مجموعه اخلاق است که هدف آنها این است که در قالب یک باید نهادینه شود و انسان باید عفیف باشد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه بعضی دیگر از متفکران که اهمیت بیشتری برای عفاف قائل هستند، عفاف را ساحت مستقلی میدانند که بنده هر دو را بپذیرم اما با اولویت ساحت دوم، گفت: عفت و عفاف در فرهنگ اسلامی به حدی برجسته است که میشود آن را با کارکردی خاص دید و سعادت انسان را در آن لحاظ کرد.
موسویمقدم یادآور شد: وقتی به این نکته ساحتهای وجودی دقت کنیم شکاف عمیقی از نظر هویت و ماهیت بین عفاف و حجاب ایجاد میشود، به این معنا که عفت یکی از قوای وجودی انسان است یعنی یک استعداد ذاتی است که خداوند در نهاد ما قرار داده است.
وی با بیان اینکه نکته قابل ذکر این است که وقتی که عفت را یک قوه لحاظ میکنیم در عرصه مواجه با این ساحتها، فرد و جامعه میتواند 2 عملکرد و رویکرد و اقدام داشته باشد، تصریح کرد: اقدام اول اینکه به فعلیت رساندن این استعدادها و تحقق آنها در ذات خود و دیگری رها کردن آنها و عدم پرورش و تربیت آنها و نهایتا انتفاع آنها یعنی عدم تحقق واقعی آنها است که حال اگر جزء مقابله اول باشیم یعنی رویکرد ما این چنین باشد که استعدادها را باید شکوفا کرد(اصل) چون اگر شکوفا نشوند تاثیری در سعادت و شقاوت بشر نخواهد داشت.
دبیر دفتر هماندیشی اساتید و نخبگان دانشگاه علومپزشکی ایلام اضافه کرد: اگر قوه عفاف در انسان شکوفا شد یکی از دهها نتیجه آن میشود حجاب به معنای پوشش پس نسبت بین حجاب و عفاف نیز معلوم میشود یعنی حجاب محصول عفاف است نه برعکس پس اگر فردی به مقام عفت رسید و آن را در خود تحقق داد قطعا پایبند به حجاب و الزامات پوششی خواهد بود.
موسویمقدم گفت: حجاب یک تصمیم معقول اخلاقی و اعتقادی است و مربوط به نوع انسان است یعنی جنسیت در آن لحاظ نمیشود و اگر کسی گمان کند که حجاب مخصوص زنان است هرگز این چنین نیست حجاب مثل سایر ساحتها یک امر انسانی است. آیا میشود عقلانیت، اخلاق، اختیار و عمل و ... آنها را مختص جنس خاصی کرد؟ ! همان طور که این ساحتها جنسی نمیشناسند و از لزوم ذات انسان هستند، ساحت عفاف و به تبع آن پذیرش الزام حجاب، جنسیت را در بر نمیگیرد یعنی مرد و زن ندارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به اینکه بعضی گمان میکنند که حجاب مختص زنان است، تاکید کرد: فکر میکنم که شاید به خاطر لحاظ چند نکته در مسئله زنان باشد که لحاظ آن نکات عمل به حجاب را الزامیتر میکند که یکی از آن نکات مسئله برجسته بودن ساحت احساسات و در واقع عواطف انسانی در زنان است که ممکن است قدرت جلوهگری، تاثیرگذاری آنها را در حوزه مردان بیشتر کند و لذا زمینه انحرافات مربوط به این ساحت اخلاقی اجتماعی را تقویت کند.
وی در تشریح دومین نکته در این باره اظهار کرد: نکته دوم مسئله شرم و حیا است که صرف نظر از اینکه خود از نتایج قوه عفاف است یعنی انسانهای عفیف با حیاتر، قانونگرا تر و مذهبیتر و زیبا دوستتر هستند و به همین خاطر از زیبایی و ارزشهای انسانی بیشتر محافظت میکنند.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه از آن جایی که ذاتا قدرت جلوهگری و تاثیرگذاری روانی در جنس زن بیشتر است (این یکی از نعمتهای خدادادی است) خدا در این جنس، شرم و حیا را بسیار قویتر قرار داده است و در روایت نیز آمده است که میزان حیا در زنان 10 برابر مردان است و به همین خاطر خدا برای کنترل این قدرت روانی زنان یا به تعبیری فرهنگ اسلامی برای تعدیل قدرت روانی زنان حجاب را در عرصه زنان برجستهتر و مورد تاکید بیشتری قرار داده است.
مدیر گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی ایلام عنوان کرد: این هرگز به معنای تبرئه کردن مردان از حجاب نیست و از طرفی در بسیاری از موارد به لحاظ برجسته بودن صفت غیرت در مردان، آنها بیشتر مسئولند در مقابل پاکی اجتماعی و کنترل غرایض و حتی مدیریت زنان به همین خاطر با این نگاه مردان باید محجبتر باشند و از آن جایی که عملکردهای سوء ناشی از خروج از عرصه حجاب بستگی به جنسیت ندارد یعنی تاثیر سوء آن در انحراف فرد و نیز شقاوت دنیوی و اخروری او برای هر دو جنس یکسان است یعنی هم مردان بی عفت و نیز هم زنان بیعفت هر دو مترود فرهنگ دینی و نیز مستوجب عذاب الهی هستند.
وی با اشاره به اینکه منطقی به نظر نمیرسد که این صفت برجسته انسانی را محصور در جنسیت کرده و به نظر میرسد که در جامعه کنونی ما یا تعبیری جامعه مدرن، جامعهای که متاسفانه بیشتر متاثر از فرهنگ غربی، مدگرایی، رسانههای غیربومی و غیرملی و غیر دینی، ماهواره مخرب و بدتر از همه شبکههای اجتماعی که رسالت آنها تخریب هویت ملی، خانواده اسلامی، ارزشهای دینی، حجاب و عفاف و سایر ارزشهای اسلامی ایرانی است تا فرهنگ بومی الزام مردان به مقوله حجاب فردیتر و بسیار مهمتر به نظر میرسد زیرا در فرهنگ ما مردان مسئول مدیریت خانواده و نیز هدایت زنان هستند و این یک تعبیر قرآنی است نه یک برداشت شخصی
دبیر دفتر هماندیشی اساتید و نخبگان دانشگاه علومپزشکی ایلام اظهار کرد: شاید یکی از معانی این آیه «الرجال القوامون النساء» همین مطلب باشد که مدیریت عام خانواده و حفاظت از کیان آن در برابر آسیبهای اجتماعی، انحرافات اخلاقی و نیز ساختار شکنیهای مدرن، اولا و به ذات بر عهده مرد خانواده و در مقام دوم بر عهده زن است.
موسویمقدم با بیان اینکه به نظر میرسد که ما باید تعاملی در محتوی نگاه حاکم بر فضای فرهنگی و اجتماعی کنونی که داعیه احیای حجاب و عفاف در خانواده و جامعه دینی دارند و بسیار هم خیرخواه و زحمتکش هستند اما به وجهی راههای برخورد و مواجه درست با این پدیده را احتمالا درست تشخیص ندادهاند این باشد که ما باید نوع نگاهمان در مسایل زیر در حوزه حجاب و عفاف، تبیین، آسیبشناسی، کاربردی و هدایت کنیم که آن مسایل عبارتند از :
1- تبیین دقیق مفهوم حجاب و عفاف
2- تبیین دقیقتر نسبت به آن دو که آیا حجاب محصول عفاف است یا برعکس
3- بر مبنای یافتن پاسخ درست در سوال دوم، مهیا کردن راهکارهای تقویت آن امر بنیادی مثلا اینکه عفاف بنیاد حجاب است یا برعکس. هر کدام اصل است راهکار تقویت آن را در عرصههای متفاوت چه در حوزه فردی و چه در حوزه اجتماعی چه در نهاد خانواده و چه در مدرسه و چه در دانشگاه و ... مهیا کنیم که صد البته این راهکارها به روشنی، با دقت، بسیار منطقی و به نحوه کاربردی در فرهنگ ما چه در قرآن و چه در سنت و نیز در سبک زندگی بزرگان ما ارائه، نهادینه و سفارش شدهاند ولی متاسفانه ما از آنها غافلیم و حتی شاید به اندازه بعضی از متفکران خانواده در غرب، با میراث فرهنگی خودمان نیز آشنایی نداریم و این یک زنگ خطر و هشدار است برای تمام کسانی که در این حوزه فعالیت دارند.
4- بحث کالبد شکافی خانواده و نقش آن در کل نظام تربیتی به ویژه مسئله حجاب و عفاف است که بحث تخصصی امروز و مورد نظرماست. وقتی که ما از حوزه نظری بگذریم و وارد عرصه عملکردی شویم و این سوال را مطرح کنیم که اولین عامل در شکلگیری عفت در شخصیت بچه (انسان) و به تبع آن نهادینه کردن حجاب به معنای پذیرش سبک پوشش اسلامی باشیم در فرهنگ اسلامی کیست و چیست؟ بدون شک و بدون درنگ و تامل باید گفت که خانواده. و خانواده در این نگاه اولا یعنی والدین. وقتی که متاسفانه بسیاری از والدین امروزی هیچ دغدغهای نسبت به شکلگیری عفت فرزند خود ندارند یعنی شخصیت دینی، شرم، حیا، شرافت اجتماعی، حریم خانواده و ... جزء دغدغههای آنها نیست یا به وجهی کم رنگ شده است طبیعتا نباید انتظار داشت که ما شاهد نشانههای برجستهای از حجاب و عفاف در عرصه اجتماعی باشیم.
همه فکر میکنند که مهمترین علت بی دغدغگی خانوادهها صرفا ماهواره و فضای مجازی است اما هرگز این چنین نیست. منی هم که الان دارم صحبت میکنم در معرض ماهوارهام، منم در معرض شبکههای اجتماعیام و در معرض تمام رسانههای مخرب هستم اما آیا باید از ارزشهای ذاتی دینیم، فرهنگم و هویتم دست بکشم؟!!!
اگر شما خواننده معتقد هستید که، بله ؟ ! ! ! من از شما میپرسم کدام یک از فرهنگها و هویتهای ملی و جهانی، همانهایی که در کمین تخریب ارزشهای ما هستند این عقیده را پذیرفتهاند و عملا فرهنگ و ارزشهای خود را تقدیم کردهاند؟ !!!
شما تمام تاریخ فرهنگ غرب را ورق بزنید اگر توانستید حتی یک مورد از پذیرش مسخ هویت غربی را نظرا و عملا اثبات کنید حرفهایم را پس میگیرم با کمال تاسف باید گفت که تنها ما هستیم که در مقابل هجوم فرهنگ غربی که قصد سر بریدن ارزشهای ما را دارد بیدغدغه با کم دغدغهایم.
دغدغه داشتن یک ارزش اخلاقی یک سنگر فرهنگی است لذا مطلوب است اما تنها این عامل رویکرد ضعیف ما به مسئله حجاب و عفاف نیست بلکه در کنار این ما باید دهها اقدام دیگر فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی چه در حوزه فردی و اجتماعی داشته باشیم. که به بعضی از آنها که الان به شدت در فرد و جامعه کم رنگ شدهاند اشاره میکنم :
از جمله مسئولیت اخلاقی به معنای دفاع از ارزشهای دینی و ملی به عنوان حریم که کسی آنها را خدشهدار ننماید. دیگر از این مواد تقویت ایمان به مقوله عبودیت فرد و اجتماع است زیرا ایمان یک سپر فرهنگی در مقابل مسخ هویت است. بیایمان در مقابل هجوم فرهنگها و وسوسههای شیطان حفاظ ندارد از جمله دیگر موارد تکریم شعائر اله، تقویت غیرت، سبک زندگی دینی، تمدن سازی اسلامی، حفاظت از حریم خانواده، رعایت نمادهای ارزشهای فرهنگی مثل حیا، شرم، احترام به بزرگان، تکریم خانواده، تکریم نزدیک به عبودیت پدر و مادر و .... که الان ما متاسفانه در فقدان بسیاری از این کارکردهای خانواده دینی که یکی از مهمترین آنها باید حجاب و عفاف باشد لهله میزنیم.
در پاسخ به این سوال به عنوان پایان برای تقویت مقوله حجاب و عفاف و نیز خانواده اسلامی چه باید کرد معتقدم که اقدامات زیر زمینهساز افقی روشنتر است :
1- تبیین سبک زندگی اسلامی ایرانی و مولفههای آن از جمله (مسئله خانواده، ازدواج، پوشش، آرایش و اوقات فراغت)
2- تربیت اساتید و مربیان توانمند هم در عرصه نظری و هم در عرصه عملی یعنی به گفتههای خود مقید باشند نه اینکه صرفا تدریس کنند اما عملا خلاف گفتههای اصیل خود عمل میکنند که تاثیر آنها بسیار مخربتر از هر عامل دیگر است.
3- پاسداشت ارزشهای ملی در قالب جشنوارههای ویژه در سطح ملی مثلا برگزاری جشنواره خانواده متعالی در استانها و در سطح بالاتر خانواده موفق در سطح دیگر خانواده ایده آل و در سطح عالی خانواده پاک و پیدا کردن شهروندهایی مصادیق این اصطلاحات ارزشمند و تکریم آنها در 3 سطح شهرستان، استان و کشور و دادن مدال ملی به آنها و نیز جشنواره حجاب و عفاف تحت عنوان (بانوی برتر)
4- ویرایش و تحول اصولی در متون درسی ما و نیز روشهای تدریس و آموزش متناسب با فضای کنونی، جوان کنونی، امکانات و تکنولوژی کنونی که غیرقابل قیاس با دوران من و توست با بچه امروزی باید با قدرت و نفوذ خودش صحبت کرد و نه با زبان گذشته و تحکم صرف، الان ما در عرصهای به سر میبریم که شاید اولین و بزرگترین هدف استکبار جهانی، مسخ فرهنگها، تخریب هویتها و مفلوک کردن کران تمدنها و انسانهای بزرگی است که داعیه سعادت بشر، آزادی، پاکی، قداست و انسانیت را دارند.
5- اگر ما چنین داعیهای داریم باید در همه داشتههایمان تجدید نظر کنیم و با آنچه که صلاح ماست، مرزی حق است و موثر واقع میشود مسلح شویم در غیر این صورت محتوی آموزشهای ما بی توجه به امکانات موثر تقریبا آب در هاون کوبیدن است.