این جشنواره که هدف اصلی از برگزاری آن الگوسازی برای فعالان این عرصه در تولید محصول فرهنگی است، هر ساله برگزیدگانی دارد، اما در سالهای اخیر شاهد آن بودیم که علیرغم تأکیدات رهبری و مقامات جمهوری اسلامی ایران این جشنواره که مخاطب آن اغلب کودکان و نوجوانان بوده تبدیل به جشنوارهای برای بازیهای غیر فرهنگی شده است(چه مجوز دار و چه بدون مجوز) که نام ایرانی را یدک میکشند و میآیند و جوایز را درو میکنند.
در دوره گذشته جشنواره بازیهای رایانهای یعنی در پنجمین دوره، متین ایزدی که اثر خروس جنگی را در کارنامه خود دارد(وی یکی از دستاندرکاران بازی است)، دبیری این جشنواره را عهدهدار بود و وی که به همراه مهرداد آشتیانی(دبیر چهارمین جشنواره بنیاد که در آن بازی بدون مجوز و ضد الهی برگزیده جشنواره شد) عهدهدار شورای قیمتگذاری بنیاد بود و روی بازیهای بازیسازان قیمت میگذاشت.
همچنین در چهارمین جشنواره بازیهای رایانهای که از پر حاشیهترین جشنوارههای بنیاد ملی بازیهای رایانهای بود و انتقادات بسیاری بر آن وارد شده مبنی بر اینکه برنده بهترین بازینامه به «شهربختکها» تعلق گرفت که این بازینامه ساخته نشد.
بر اساس قوانین جشنواره بنیاد ملی بازیهای رایانهای، آثاری که یکبار شرکت میکنند، دیگر حق شرکت در جشنواره را حتی در بخشهای دیگر ندارند، اما در پنجمین جشنواره بنیاد ملی بازیهای رایانهای به دبیری متین ایزدی که سال گذشته برگزار شد، بازی شهر بختکها که سازنده آن خود دبیر جشنواره یعنی متین ایزدی بود، دوباره به داوری آمد و اینبار جایزه بازی ساخته شده را گرفت.
نکته حائز اهمیت درباره مراسم جشنواره این است که خواسته و یا ناخواسته، توجهی بیش از حد به برخی بازیها صورت گرفته بود، حتی در بخش بازیهای ساخته نشده اما بسیاری از بازیهای خوش ساخت حتی در لیست نامزدان نیز قرار نگرفتند و بعضا حتی نامی از آنها آورده نشد.
با تمامی این اعتراضات به نحوه عملکرد
بنیاد و داوریهای سال گذشته و سالهای پیشین مبنی بر تضییع حق بازیسازان دیگر که
ارتباط دوستی با عوامل بنیاد ندارند، امسال نیز متین ایزدی با وجود تمامی
حاشیههای سال گذشته بار دیگر دبیر جشنواره بنیاد شد. همچنین باید گفت که «بهفر راد» سازنده
بازی خروس جنگی نیز مسئولیت سرپرست داوران دومین جشنواره بنیاد را برعهده داشت.
نکته حائز اهمیت این است بازیسازانی که علیرغم تمام مشکلات مالی اثر فاخری را میسازند و به دلیل اینکه متولی کامل گیم در اختیار بنیاد ملی بازیهای رایانهای است، چارهای جز شرکت در جشنوارههای بنیاد را ندارند؛ چرا که تنها جشنواره ملی بازی به شمار میرود، اما پس از شرکت کردن در جشنواره و ضایع شدن حقشان با این دید که نظام مقدس حکومتی جمهوری اسلامی ایران حقشان را ضایع کرده دلگیر، دلسرد و بدبین شده و به خارج کشور مهاجرت میکنند و یا در این عرصه منزوی میشوند و کنار میروند.
امیدواریم که با سپردن جشنواره ملی بازیها به یک نهاد ملی و نه یک مؤسسه خصوصی(بنیاد ملی بازیهای رایانهای)، یکبار برای همیشه به این ناعدالتیها خاتمه داده شود و از نارضایتی فعالان این حوزه که از نخبگان حوزه فرهنگی است، جلوگیری شود.
گزارش ایکنا از دارنده غزال زرین بهترین بازی موبایل سال ایران!
موفق باشید
اینکه میگویند ذات بازی انجام کارهایی است که در دنیای واقعی امکان پذیر نیست جمله ای درست است بطور مثال: اگر در یک بازی با فرازمینی ها بجنگید و سفینه های انها را منفجر کنید این یک عمل غیر قابل انجام است.
اما اگر وقتی در یک بازی مثل GTA شما بتوانید سرقت انجام دهید یا شخصی را شکنجه کنید یا موادمخدر بفروشید و به زن یا دختری تجاوز کنید و تخلف رانندگی و امثالهم انجام دهید اینها اعمال غیرقابل انجام در واقعیت نیستند بلکه اینها موارد مجرمانه ای هست که بازیکن دردنیای واقعی از ترس زندان و اعدام انجامشان نمیدهد ( به محض اینکه مطمئن شود خبری از قانون نیست انجامش میدهد)
استفاده شما از "ذات غیر قابل انجام بازی" برای این موضوع نوعی مغلطه و لاپوشانیست
حالا اگر شما خیلی به فکر فرهنگ کشور هستید و میخواهید نیاز بازیکن ها را به کارهای غیرقابل انجام برطرف کنید میتوانید بازی با موضوع پزشکی و آموزش جراحی یا کمک های اولیه بسازید و از آن تقدیر کنید و آن نه تنها غفلت به حساب نمی آید و انتقادی بهش وارد نیست بلکه حرکتی خوب و موثر در جهت اساسنامه بنیاد و وعده هایتان است.
نه آنکه بازی با محتوای مشروب فروشی و پورنوگرافی و جنگ انداختن خروس بسازید و بگویید دلسوز هستید و بخاطر آن هم بودجه بگیرید!
سپاس از خبرگزاری ایکنا و خبرنگار دلسوز
من بعنوان یه شخص بنظرم مشروب فروشی اصلا بد نیست و باهاش مخالف نیستم اما اینا چرا دروغ میگن؟!؟! دروغ گفتن از مشروب خوردن بدتره!!! تفاوت حق الناس و حق الله در چیه؟!
اگه مسول اسرا نظارت بر بازی ها انقد راحت دروغ میگه یعنی سرنوشت فرهنگ و کودکان و نسل آینده به افراد دروغگو سپرده شده
واقعا که....