کد خبر: 3517713
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۷

بیسارانی؛ شاعری که دل در گرو شور عرفان نهاد

گروه هنر: شاعر، صوفی و فقیه مشهور بیساران، ملامصطفی فرزند ملاقطب الدین در سال 1643 در روستای بیساران از روستاهای ژاوه‌رود کردستان چشم به جهان گشود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از کردستان، پدرش ملا قطب الدین به خاطر ابهت و توانی که در ادبیات عربی داشت، به قطب الدین عربی مشهور بود.

پدر و نیاکان بیسارانی، جملگی از علمای مشهور و توانای کردستان بوده‌اند لذا مصطفی می‌بایست راه آنان را ادامه دهد و در این طریق سلوک نماید؛ به همین منظور در حجره‌های بیساران و پایگلان دوره ابتدایی تحصیلش را آغاز می‌کند.

وی در روستاهای نودشه، پایگلان و بیساران تحصیلاتش را ادامه داده و دوره تکمیلی و پایانی را در شهر سنندج که یکی از مراکز علمی پر آوازه کردستان بوده، می‌گذراند و علوم فقهی و کلامی رایج در حوزه‌های آن روزگار را با موفقیت سپری می‌کند. او از دست علمای مشهور و بنام سنندج مدرک فارغ التحصیلی خود را می‌ستاند و تبدیل به عالمی بی‌بدیل در آن حوزه‌ها می‌گردد.

پس از اتمام تحصیلات در روستای پایگلان، مشغول تدریس و ارشاد مردم می‌شود و در میان مردم به ملامصطفی بیسارانی شهره می‌گردد و تخلص شعری بیسارانی را برای خود برمی‌گزیند.

طبق روایات موجود در روستای پایگلان دل در گرو عشق دختری می‌نهد و این عشق افلاطونی چنان در دل و جانش کارگر می‌افتد که سجاده نشین باوقار بازیچه کودکان کوی می‌شود و به واسطه همین عشق، جامه زاهدانه را از تن برمی‌کند و در راه نیل به عشق حقیقی گام می‌نهد.

سندی دال بر وصال بیسارانی با دلبرش موجود نیست اما نکته مهم آن است که همین عشق جانسوز مجازی چراغ راه تجربه‌های روحانی و عرفانی بیسارانی می‌شود و با جهد و کوشش بسیار خود را از قید عشق مجازی می‌رهاند و به عشق حقیقی می‌رساند.

سراسر شعر بیسارانی بیانگر همین شور عرفانی و درد جانسوز فراق و میل به وصال است.

بیسارانی در ابتدای ابتلای به عشق، بدون وجه به سرزنش خاص و عام زبان به شکوه از آتش عشق نمی‌گشاید که جانش را تنیده ولی پس از پخته شدن در این عشق اهوارایی او نیز همچون عرفای حقیقی در راه طریقت ثابت قدم می‌شود و لب به ارشاد و راهنمایی مردم می‌گشاید.

در اواخر عمر به روستایش بیساران باز می‌گردد و تا سال 1701 که رو به سوی معبود خود می‌نهد، در زادگاهش می‌زیسته است و طبق وصیتش در گورستان «پیره هژاره» واقع در شهرستان سروآباد به خاک سپرده می‌شود.

بیسارانی در میان جامعه کُردی، شاعری پرآوازه، عارفی ثابت قدم، فقیهی آگاه و متکلمی عمیق در مسایل بوده و این واقعیت را می‌توان با تفحص در اشعار و آثار متاخران وی مانند مولوی به وضوح دید.

بیسارانی عموما اشعارش در قالب مثنوی‌های 10 سیلابی سروده شده و از نمونه‌های بارز شعر لیریک کردی است؛ اشعار وی کوتاه با تعداد ابیات حدود 3 تا 10 بیت در هر مثنوی مشهود است.

مضمون اشعار وی توصیف طبیعت، معشوق و اشعار عرفانی و ارشادگونه و نیز حالت وجد و شعف عرفانی در لحظات خاص وصال روحانی است.

captcha