به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، با انتظاری آمیخته با دلهره به روز خبرنگار رسیدیم روزی که باید برای رسیدن به آن از روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی رد شویم. شاید در این وادی به قشری برسیم که در خندق فراموشی سر میکنند و تبخیر تدریجی کسانی که جرات اندیشیدن را به خود راه دادهاند را شاهد باشیم. شاید اینها هم باید مثل کسانی که آنچنان با فیشهای حقوقیشان در خوشیها و سرگرمیها غرقه گشتهاند که مجالی برای اندیشیدن هم ندارند میبودند تا خیلی از مسئولیتها به دوش آنها نمیافتاد و رکن چهارم دموکراسی لقب نمیگرفتند و در طراز ذخیرههای نظام جای میگرفتند.
همچون سالهای گذشته 17 مرداد فرا میرسد تا صاحبان مناصب از روی عادت معتاد زمانه و حسب نیاز كاذب، در چنین روزی سخن از خبر و خبرنگار و مباحثی از این قبیل به میان آورند كه مثل تنقلات بیتأثیر و بیخاصیت است و تنها موجب جفت و جور شدن كلكسیون كسانی میشود كه به این ايام و عناوین دلخوش داشتهاند و گاه نیز موجب تخدیر اذهان و قلوب تا سالی دیگر و روزی دیگر. داعیان حقی که برای تحسین اذهان از جملاتی آذین بستهشده مثل «روز خبرنگار یادآور مجاهدتهای زنان و مردانی حقیقتطلب است که باهدف روایت حقیقت، بیرق بزرگ «آگاهی بخشی» را بر دوش کشیده و خاضعانه و بیادعا وجود خویش را چراغ راه جامعه کردهاند. طلایهداران این سلسله راهیان وادی آگاهی و نیکاندیشی، مجاهدانی هستند که در نگارش خبر از جوهر جان خویش مرکب ساختند و در سپهر شهادت و ایثار، ستارگانی جاوید شدند» استفاده میکنند. ما همچنان منتظر چنین پیامهای پرطمطراقی هستیم اما به چه قیمتی...
برخورداری از معیشت متعارفتندیس حقوق بشر و کرامت انسانی متعلق به کسی یا کسانی است که زندگی متعارف و تأمین رفاه عمومی را برای افراد جامعه تحقق بخشیدهاند. در حکومت اسلامی، تمام مردم حق برخورداری از زندگی آبرومندانه و مطابق با شأن خویش را دارا هستند. آنان شایستگی استفاده از نعمتهای الهی را دارند. توصیف امام علی(ع) نسبت به کوفه و برخورداری آنان از نعمتهای الهی، شنیدنی است:
«ما أصبح بالکوفة أحدٌ إلّا ناعماً، إن أدناهم منزلة یأکل من البرّ ویجلس فی الظلّ ویشرب من ماء الفرات»؛ همه مردم کوفه برخوردار از نعمت هستند. پایین دستترین آنان نان گندم میخورد و در سایه زیست میکند و آب فرات میآشامد. سخن امام (ع) ناظر به وضعیت مردم در دیگر نقاط عراق و عربستان است. آنان حداقل زندگی را دارا نبودند. امام علی(ع) کوفه را میستاید که جایگاهی مناسب و شایسته برای انسان است و او را به خواری دچار نمیکند.
روح بزرگ امام(ع) حتی طاقت آن را ندارد که مردی را ببیند که از آبروی خویش گذشته و دست نیاز به سوی دیگران دراز کرده است. سریعاً برمیآشوبد و سبب انجام این کار را جویا میشود. اطرافیان پاسخ میدهند: او مردی مسیحی است (و مسلمان نیست؛ تا دیگران او را از زیر بار منت گدایی بیرون آورند) امام(ع) در پاسخ میفرمایند: او را (تا زمانی که قدرت داشت) به کار گماردید و آنگاه که پیر و عاجز گشته، رهایش کردهاید؟ آنگاه امر فرمود تا از بیتالمال زندگی او را تأمین کنند.
در جامعهای که علی(ع) حاکم آن است حتی یک مورد تکدیگری هم او را به اظهار تعجب وامیدارد، علی مرد احقاق حقوق است و حتی یک مورد تکدیگری را نیز ناپسند میشمارد؛ زیرا نظام اسلامی وظیفه دارد زندگی اولیه و متعارف تمامی افراد را به گونهای آماده سازد تا آنان بدون هیچ خفت، ذلت و حقارتی، زندگی درخور شأن خویش داشته باشند.
وقتی به این سخن بلند، امام علی(ع) فکر میکنم به این نتیجه میرسم که این جمله حاکی از روح کریمانه و بزرگوارانه ایشان دارد که هیچگونه، خفت و پستی را در دنیا نمیپذیرد: «اللّهمّ اجعل نفسی أوّل کریمة تنتزعها من کرائمی وأوّل ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی»؛ خدای من، نخستین نعمت گرانبهایی که از من سلب میکنی، جانم باشد(تا علیل و خفیف و حقیر در نزد مردمان جلوه نکنم) و جان من، اولین امانتی باشد که از من باز پس میگیری.
حتی امام (ع) بهگونهای از بیمه اجتماعی افراد یاد میکند که موجب تکریم سالمندان در جامعه میگردد؛ زیرا کار، اشتغال و تولید، فرایندی اجتماعی است و علاوه بر سود رساندن به عامل، کارگر یا صنعتگر، موجب رواج امور مربوط به نظام اجتماعی نیز میگردد. جامعهای که از ثمره کار و فعالیت انسانها، به رشد و پیشرفت دستیافته است، ملزم به پرداخت هزینههای لازم زندگی انسانهای مؤثر در پیشرفت خود در دوران سالخوردگی است.
حکومتی داعی حقوق بشر است که دولتش بر پایه یک عقاید الهی دینی باشد و خودش را مسئول در برابر عظمت الهی بداند، هیچ واقعیت ندارد تا آن نقطه اصلی که نقطۀ اتکاست، خدا نباشد و خوف از او نباشد و خوف از مسئولیت روز جزا نباشد، این بشر هرجومرج میکند به تباهی میکشد، طبع انسان این است که از همین کارهای خلاف بکند، طبعی است اگر سرخود باشد متعدی است. تا یک نقطه اتکای معنوی نباشد بشر اصلاح شدنی نیست، اصلاح بشر، حفظ حقوق بشر نمیشود، الّا اینکه نقطۀ اتکایش یک مبدأ معنوی باشد.
انعکاس صدای یک ملتمیگویند خبرنگار انعکاسدهنده صدای یک ملت، دولت، حکومت و رکن چهارم دموکراسی است، اما وقتی نوبت به صدای خودش میرسد ماجرا جور دیگری میشود. رسالت خبرنگاری در تمام دنیا یکی است.
مگر قشرها و گروهای دیگری که با حقوقهای نجومی سر به فلک کشیده دنیای دیگری برای خودساختهاند ماورای دنیای انسانهای عادی، غلظت بشر بودنشان بیشتر است نسبت به خبرنگارانی که دغدغه آنها امروز و فرداهای آنهاست. حقوقهایی کمتر از حقوق مصوب کارگری! ولی از این بابت خیالمان راحت است که کشورمان در بین اعضای میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. در غیر این صورت دلخوشی دیگری نداشتیم. باید بدانیم که ابوذرها برای نجات مردم از فقر، از تضاد، از اشرافیت در مبارزه با حکومتی که قانونش به اصطلاح قرآن بود و شعارش جهاد ولی هر دو را ابزاری برای غارت و اشرافی گری کرده بود جانشان را فدا کردند تا بفهمانند که اسلام دین پرورش اشرافی گری نیست، ابزار توجیه فقر و تحکیم طبقات نیست، اسلام عثمان چنین است.
مذهبی که در فقر و بدبختی رشد میکند مذهب ما نیست آنیک ریاضت کشی فردی و صوفیانه هندی و مسیحی است، بسیاری از دستورها و برنامههای عملی اسلام موجب تقویت عزت است. با تمام این اوصاف ابوذرها یا همان راویان حقیقت دلشان به آیه «و لقد کرمنا بنی آدم...» خوش است.
وضعیت امروز خبرنگاران ما را یاد این داستان میاندازد که در روستایی براتعلی با 11 پسرش زندگی میکرد. پسران قوی و نیرومند بودند. اهالی روستا هر وقت کاری، گرفتاری، کار یدی داشتند میگفتند براتعلی و پسرانش را خبر کنید آنها هم میامدند و کمک میکردند ولی موقع جشن و مهمانی که میشد میگفتند براتعلی را خبر نکنید هم تعدادشان زیاد است و هم بچههایش بخور هستند.
حکایت امروز خبرنگاران شده همان خانواده براتعلی. در همه زمینهها به قول عدهای با جوهر جان خویش روای حقیقت میشویم در هر زمانی از جوهر جان خویش مایه میگذاریم ولی وقتیکه حرف از حقوق خبرنگاری به میان میآید میشویم براتعلی و پسرانش. اینها همه طنز تلخ خبرنگاران است.
خواب خرگوشی مدیران رسانهایهمه آگاهیم كه اين روزها هیاهوی حقوق بشردنيای بهاصطلاح مدرن، گوش فلك را كر كرده و متأسفانه شاهد هستيم كه ساكنان دهكده جهانی، كه علیالظاهر به يكديگر نزديك شدهاند و میبایست از مصائب يكديگر باخبر شوند در دام آپارتايد مدرن خبری به سر میبرند. آنچه مايه تأسف و تأمل در عرصه خبری است و خاطر هر انسان آزاده و بيداردلی را آزرده میکند، شکلدهی حقايق بشری با مراد اربابان رسانهای است، اربابانی که برای رسیدن به مقاصدشان هزینههای سنگینی پرداخت میکنند تا حقیقت را پنهان کنند یا به نفع خودشان تغییر دهند. درواقع آنچه باید گفته شود یا انجام پذیرد اگر فراموش شود خطری بزرگ برای جامعه و حماقتی بارز و شاخص بهحساب میآید. این در حالی است که ما متأسفانه توجهی به عرصه رسانه نداریم و شاید صرفاً حواس پنجگانهمان را جمع کردهایم که مطلبی بر ضد حزب یا گروهی که از آن ارتزاق میکنیم زده نشود.
ولی واقعیت این است که خبرنگاری موجب دگرگونی در عرصه تفكر و عمل در میان افراد جامعه میشود؛ زیرا افراد با توجه به اطلاعاتی كه در دسترس دارند، تصمیم میگیرند و عمل میكنند و بر اساس این اطلاعات، افكار و ذهنیت آنها شكل میگیرد یا تقویت میشود. پس هراندازه این اطلاعات با واقعیتها و حقایق هماهنگ باشد، تصمیمگیریها و عملكرد آنها، صحیح و عقلانی و جهت رشد و پیشرفت جامعه خواهد بود. جامعهای که تا عدالت اجرا نشود و قسط قرآنی (رسیدن هر کس بهحق خویش) عملی نشود، هر چه از اسلام گفته میشود حرف است.
حاکمیت اسلام بیش از اینکه اعمال قدرت کند، به تربیت میپردازد و «فرهنگسازی» در هر زمینه را «اصل» میداند. حاکمیت دینی درواقع یک نوع خدمت است به معنای پشتیبانی و نزدیکی به مردم و حفظ منافع و مصالح دنیوی و اخروی مردم، نه فقط اقتدارگرایی.
شاید بهطور قاطع بتوان گفت که خطبه الحقوق نهجالبلاغه را کسی جز علی (ع) نتواند اجرا کند، ولی توجه زمامداران به آن شاید خالی از لطف نباشد:
دیگر غم گذشتهها را خوردن دردی را دوا نخواهد کرد. باید به فکر حال بود. باید دید که انصار و اعوان معاویه چگونه حق را ضایع کردهاند و باطل را میداندار شدهاند. چه کسی وظیفه دارد که پرچم احقاق حق را برافراشته سازد و چه کسانی مکلفاند که ایثارگرانه به میدان آیند و حقوق ازدسترفته را بازگردانند و ضایعات را جبران کنند؟ شرایط، شرایط تلخی است. دوران، دوران محنت و آزمایش است. مردم باید به معاویه و امثال معاویه آزموده شوند؛ تا راه را از چاه و حق را از باطل و عدالت را از ستم و اخلاص را از دورویی بازشناسند. اگر به چنین مرحلهای رسیدند، علی مرد میدان احقاق حقوق است و اگر نرسیدند، باید از افراط وتفریط پرهیز کرد. ازاینرو باید به راویان حقیقت گفت: «...لا تذهبْ نفسُک علیهم حسراتٍ ان اللّه علیمٌ بما یصنعون؛ (فاطر/ 8) جان تو به خاطر حسرت بر آنها از دست نرود که خداوند بدان چه میکنند، داناست».
علی عقیلی
به هر حال روز خبرنگارو به تمامی زحمت کشان در این عرصه تبریک عرض میکنم.